در فاصله ۳۵۰ کیلومتری شهر زاهدان در استان سیستان و بلوچستان روستایی به نام «کلپورگان» قرار دارد که اگرچه از امکانات رفاهی محروم است، اما دستساختههای بانوانش شهرتی ۸هزار ساله داشته و نشان ثبت جهانی دارد.
بانوان روستای کلپورگان با دستان خالی تاریخ را شکل میدهند، زنانی که خاک نرم رودخانه را به زندگی بدل میکنند، اما متأسفانه هنر این زنان کمتر دیده میشود.
اگر چه بازار هنر پر از رنگ و لعاب مدرن است اما سفال در کلپورگان چرخ ندارد، قالب ندارد و سازندگانش با دست گِل را شکل میدهند و شاید همین سادگی رمز جاودانگی آن شده است.
سفال کلپورگان پیش از آنکه یک هنر باشد، روایت است؛ روایت پایداری، روایت زنانی که قرنهاست نگذاشتهاند خاک این سرزمین خاموش بماند.
در هر ظرف گِلی، رد انگشتانی است که درد زندگی را تاب آورده و امید را شکل دادهاند اما این امید سالهاست در سکوت مانده و هیچ تندیس طلایی و هیچ نمایشگاه پرزرق و برقی، نام آنان را فریاد نزده است.
زنان کلپورگان تنها هنرمند نیستند، آنها نگهبانان میراثیاند که اگر خاموش شود، بخشی از روح این سرزمین گم خواهد شد، اما فقر، نبود حمایت، کمبود بازار فروش و بیتوجهی فرهنگی چون بادی خشک بر زندگیشان وزیده است.
رنج این زنان، تنها در نداشتن درآمد یا امکانات نیست؛ رنج آنها این است که دیده نمیشوند. هنرشان زیباست اما غریب، اصیل است اما خاموش و گویی سفالها خود زبان به شکایت گشودهاند: «ما از دل زمین برآمدیم تا دیده شویم، اما خاک بر چشممان پاشیدند».
روزی شاید نگاهها دوباره به سوی کلپورگان برگردد؛ روزی که مردم بدانند در هر جام گِلی، حکایت دختری نهفته است که آرزوها و غصههایش را در نقوش ساده اما عمیق آن حک کرده است و این دایرهها و خطوط زبان بیکلام یک قوماند. آری، سفال کلپورگان اگر دیده شود، نه فقط یک هنر که خود زندگی است.
صادرات غیررسمی
محمد صدیق دهواری که سالهای گذشته در کسوت ریاست میراث فرهنگی و صنایع دستی شهرستان سراوان خدمات بسیاری را برای ترویج و توسعه این هنر ارائه داده است در گفتوگو با قدس میگوید: کلپورگان تنها روستای ثبت جهانی صنایع دستی در ایران است که قدمتی ۸هزار ساله دارد.
وی میافزاید: تولید این سفال از شکلدهی اولیه تا پخت نهایی، نیازمند دقت، مهارت و صبر فراوان است، از این رو سفالگری تنها یک فعالیت اقتصادی نیست، بلکه بخشی از هویت فرهنگی مردم منطقه است.
وی با اشاره به اینکه بخش عمدهای از زنان روستای کلپورگان به این حرفه اشتغال دارند، ادامه میدهد: این هنر عمدتاً توسط زنان و در قالب فعالیتهای خانوادگی انجام میشود و بهصورت نسل به نسل به جوانترها منتقل شده است.
وی در خصوص علاقه و انگیزه نسل جوان برای فراگیری این هنر ۸هزار ساله به ما میگوید: علاقه نسل جدید به ادامه این حرفه همچنان وجود دارد و آموزشها معمولاً در بستر خانواده و از طریق تجربههای عملی نسلهای گذشته صورت میگیرد.
دهواری درباره وضعیت اقتصادی سفالگران نیز توضیح میدهد: در شرایط فعلی، میزان تولید و فروش تقریباً برابر است، اما بازار رسمی و صادرات سازمان یافتهای برای سفال کلپورگان وجود ندارد و بیشتر فروش خارجی از طریق گردشگران یا خریدارانی انجام میشود که از خارج از کشور به منطقه سفر میکنند و این موضوعی است که هنرمندان این منطقه را با چالشهای جدی مواجه کرده است.
چالشهای محلی و اقتصادی
دهواری میگوید: سودآوری این حرفه بهطور مستقیم توسط خود هنرمندان تعیین میشود و نظارت نهادهای مرتبط مانند میراث فرهنگی، بیشتر جنبه کیفی دارد.
وی اظهار میکند: تداوم فعالیت نشان میدهد سفالگری کلپورگان از نظر اقتصادی توجیهپذیر است، اما انگیزه اصلی فعالان، حفظ و انتقال این سنت کهن است. با این حال، وضعیت معیشتی و اقتصادی فعلی موجب شده انگیزه اقتصادی بهویژه برای زنانی که سرپرست خانوار هستند پررنگتر شود و نیازمند توجه بیشتری باشد.
این کارشناس میراث فرهنگی میگوید: قیمت سفالها بسته به اندازه، نوع کاربرد و شیوه تولید متفاوت است و معمولاً از حدود ۴۰۰ هزار تومان شروع میشود و در برخی موارد به یک میلیون تومان یا بیشتر میرسد. بالاتر بودن قیمت نسبت به نمونههای تولید انبوه به فرایند کاملاً دستی و زمانبر ساخت هر قطعه بازمیگردد.
وی با اشاره به این موضوع که تولید هر سفال دستکم ۱۰ روز زمان میبرد و شامل خشک شدن، صیقل دادن، نقشزنی و پخت در کوره است، ادامه میدهد: با وجود منحصر به فرد بودن سفال کلپورگان، اما مشکلات اقتصادی و کاهش قدرت خرید موجب شده این محصولات بیشتر جنبه تزئینی پیدا کنند و در اولویت خرید خانوادهها نباشند.
دهواری یادآور میشود: از بین رفتن کاربردهای سنتی سفال و وقفه ۱۰ تا ۱۵ ساله ایجاد شده در روند تولید در دهههای گذشته، از عوامل کاهش بازار این محصول بهشمار میرود.
ضرورت حمایت از هنرمندان
برای شنیدن ناگفتههای هنرمندان این دیار با یکی از زنان سفالگر کلپورگان به گفتوگو مینشینیم.
زینت منفرد که یکی از زنان شاغل در کارگاه سفالگران زمرد است با باز کردن سفره دلش عنوان میکند: مشکلات سفالگران فقط فروش محدود نیست، بلکه نبود امکانات مناسب برای جذب گردشگر و نبود ارتباط مؤثر با خریداران از دیگر مشکلات آنهاست.وی توضیح میدهد: سفالگری کار پرزحمتی است، اما حمایت کافی از آن صورت نمیگیرد و هنرمندان برای بیمه شدن باید شخصاً اقدام کنند.
به باور منفرد، سفالگری در کلپورگان ظرفیت بالایی دارد و اگر یک خانواده بهصورت حرفهای وارد این حوزه شود، میتواند معیشت خود را از طریق این هنر تأمین کند؛ اما تحقق این امر نیازمند حمایت جدیتر مسئولان است.
وی عنوان میکند: به هر میزان که امکانات رفاهی و گردشگری در این منطقه توسعه پیدا کند و در جذب گردشگر مؤثر باشد به طور حتم موجب رونق کارگاههای صنایع دستی نیز خواهد شد.
تفکیک وظایف مردان و زنان در کلپورگان
اگرچه تولید سفال در کلپورگان شغلی زنانه تبلیغ شده، اما واقعیت این است که برخلاف بسیاری از صنایع دستی، در کلپورگان تقسیم کار جنسیتی مشخصی وجود دارد که ریشه در سنتهای تاریخی دارد.
مردان روستا وظیفه تأمین مواد اولیه و پخت نهایی سفال را بر عهده دارند، در حالی که تمام مراحل ظریف و هنری شکلدهی و نقشزنی منحصراً توسط زنان هنرمند انجام میشود.
نخستین مرحله، تأمین خاک رس مرغوب است که از معدنی خاص در فاصله ۲ تا ۳ کیلومتری روستا (معدن مشکوتان) استخراج میشود.
خاک ابتدا سرند شده و مورد شستوشو قرار میگیرد و پس از دو روز ماندن برای تبخیر آب، گل رس آماده بدست میآید؛ گل خالص بدست آمده، دوباره با مقداری از همان خاک اولیه ورز داده میشود تا به مادهای به نام «هاجک» تبدیل شود، این مخلوط اولیه معمولاً خاکستری متمایل به سبز روشن است و پس از پخت به رنگ نارنجی درمیآید.
وظیفه زنان
نقطه تمایز اصلی سفال کلپورگان، حذف کامل چرخ سفالگری است. زنان کلپورگان با تکیه بر مهارت ذاتی و انعطافپذیری بالای خاک منطقه، ظروف را کاملاً با دست شکل میدهند.
پس از شکلدهی، مرحله تزئین آغاز میشود که خود سندی بر قدمت این هنر است. یکی از ویژگیهای بارز این سفال، عدم استفاده از هر گونه لعاب شیمیایی یا لعابدهی است.
ماده اصلی تزئینکننده، رنگی است که از سنگی به نام «تیتوک» بدست میآید. این سنگ در آب حل شده و سپس برای ایجاد نقوش سیاه رنگ روی ظرف استفاده میشود.
طرحهای کار شده روی این سفالها کاملاً هندسی بوده و یادآور نقشهای باستانی است. این نقشها اغلب شامل ترکیباتی از یک دایره توخالی، یک دایره توپر و یک خط ساده است.
پخت سفال توسط مردان
پس از خشک شدن کامل، ظروف آماده ورود به کورههای سنتی و گلی میشوند. مرحله پخت که مرحلهای حساس و نیازمند کنترل حرارت است، معمولاً توسط مردان روستا انجام میگیرد تا سفال به درجه استحکام لازم برسد و رنگ نهایی نارنجی خود را کسب کند.
سفال کلپورگان، فراتر از یک کالای مصرفی، نمادی زنده از مقاومت فرهنگی و میراثی است که زنان بلوچ با دستانشان آن را از غبار فراموشی رها کردهاند. حمایت از این روند ساخت، به منزله حفظ یکی از قدیمیترین شیوههای سفالگری در جهان است.
به بقای این هنر کهن توجه کنیم
افزایش تولید در سالهای اخیر منجر به شکلگیری مشاغل جانبی مرتبط شده، اما کلپورگان با وجود قرار گرفتن شهرستان سراوان در بنبست جغرافیایی، توانسته گردشگران داخلی و خارجی را جذب کند و به یکی از روستاهای هدف گردشگری منطقه تبدیل شود.
در مجموع، سفالگری کلپورگان روایتگر مهارت، صبر و خلاقیت زنان این منطقه است و از آنجا که هر قطعه سفال، داستانی از تاریخ، فرهنگ و زیست بومی را در خود جای داده، اگر حمایتهای لازم انجام نشود، حتی جهانیترین عناوین نیز نمیتوانند بقای این هنر کهن را تضمین کنند.




نظر شما