تحولات منطقه

برای قرن‌ها، ژئوپلیتیک با متر و مساحت سنجیده می‌شد. وسعت سرزمین، جمعیت و ظرفیت صنعتی شاخص‌های قدرت بودند و امپراتوری‌ها با گسترش مرزها معنا پیدا می‌کردند. اما در اقیانوس هند، هندسه قدرت در حال تغییر است.

جزایر مهم؛ گلوگاه‌های مینیاتوری قدرت
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

برای قرن‌ها، ژئوپلیتیک با متر و مساحت سنجیده می‌شد. وسعت سرزمین، جمعیت و ظرفیت صنعتی شاخص‌های قدرت بودند و امپراتوری‌ها با گسترش مرزها معنا پیدا می‌کردند. اما در اقیانوس هند، هندسه قدرت در حال تغییر است. دیگر اندازه کشورها تعیین‌کننده نیست؛ موقعیت آن‌هاست که وزن می‌آفریند، به‌ویژه اگر آن موقعیت به گلوگاه‌های دریایی، مسیرهای انرژی، کابل‌های زیردریایی و زیرساخت‌های لجستیکی منتهی شود.در چنین نظمی، جزایر کوچک و قلمروهای خرد از حاشیه به متن آمده‌اند. آن‌ها اکنون به سکوهای چندمنظوره امنیتی بدل شده‌اند: نقاط سوخت‌رسانی، پایگاه‌های نظارتی، مراکز عملیات هوایی، محل حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی و مسیرهای واکنش سریع به بحران. سه نمونه شاخص، دیه‌گو گارسیا، جیبوتی و مالدیو نشان می‌دهد این نظم جزیره‌محور چگونه در حال بازآرایی موازنه قدرت است.

پایداری راهبردی؛ پارادوکس حاکمیت در دیه‌گو گارسیا

شاید هیچ نقطه‌ای به اندازه دیه‌گو گارسیا منطق جدید قدرت را آشکار نکند. این جزیره کوچک در مجمع‌الجزایر چاگوس، باوجود ابعاد محدود، یکی از تعیین‌کننده‌ترین گره‌های نظامی در اقیانوس هند است. توافق سال ۲۰۲۵ میان بریتانیا و موریس که طی آن، حاکمیت چاگوس به رسمیت شناخته شد اما کنترل عملیاتی بلندمدت پایگاه حفظ شد، نمونه‌ای روشن از جدایی «حاکمیت رسمی» از «دسترسی راهبردی» است.در اینجا یک پارادوکس شکل گرفته است: پرچم ممکن است تغییر کند، اما کارکرد جغرافیایی باقی می‌ماند. برای ایالات متحده و بریتانیا، دیه‌گو گارسیا نه صرفاً یک قلمرو، بلکه سکویی برای تداوم حضور در پهنه هند-آرام است، یعنی محلی برای استقرار بلندمدت، پشتیبانی لجستیکی و نمایش قدرت در بحران‌ها.
تحلیل‌های پارلمانی در لندن نیز این توافق را راهی برای حل مناقشه حاکمیتی قدیمی در عین تضمین بقای پایگاه توصیف کرده‌اند.اما این «پایداری» بی‌هزینه نیست. مسئله آوارگان چاگوسی، تعهدات مالی توافق و بحث‌های اخلاقی درباره حق بازگشت همچنان مطرح است. در سطحی عمیق‌تر، این پرونده نشان می‌دهد در ژئوپلیتیک معاصر، مفاد دسترسی، حقوق استقرار و تداوم زیرساخت‌ها گاه از مفهوم کلاسیک مالکیت سرزمینی مهم‌تر شده‌اند. قلمرو را می‌توان معامله کرد؛ شبکه لجستیکی را به‌سختی.

تراکم راهبردی؛ جیبوتی و هم‌زیستی پرریسک قدرت‌ها

اگر دیه‌گو گارسیا نماد «پایداری» است، جیبوتی نماد «تراکم» است. این کشور کوچک در شاخ آفریقا، در نزدیکی باب‌المندب یعنی یکی از پرترددترین گلوگاه‌های دریایی جهان به نقطه تلاقی ارتش‌های بزرگ تبدیل شده است. آمریکا، چین، فرانسه، ژاپن و دیگران هر یک حضوری نظامی در این کشور دارند و مأموریت‌هایی از مقابله با تروریسم تا امنیت دریایی و تخلیه اضطراری را دنبال می‌کنند.جیبوتی به نمونه‌ای کلاسیک از «اقتصاد پایگاه‌ها» بدل شده است.
میزبانی تأسیسات خارجی، درآمدی قابل‌توجه برای دولت ایجاد می‌کند و سهم مهمی از بودجه ملی را شکل می‌دهد. اما همین مزیت اقتصادی، ریسک‌های امنیتی در پی دارد. وقتی رقبا در فاصله‌ای اندک فعالیت می‌کنند، احتمال سوءتفاهم، حوادث هوایی یا اصطکاک اطلاعاتی افزایش می‌یابد. بحران در آب‌های اطراف، چه در دریای سرخ و چه در خلیج عدن می‌تواند به‌سرعت به تنشی چندجانبه تبدیل شود.
دوراهی جیبوتی ساختاری است: جغرافیایش گنجینه‌ای راهبردی است، اما همین مزیت می‌تواند آن را به کانون رقابت قدرت‌های بزرگ بدل کند. این کشور نشان می‌دهد چگونه «کوچکی» می‌تواند به تمرکز بی‌سابقه قدرت نظامی بینجامد؛ تمرکزی که هم سودآور است و هم بالقوه بی‌ثبات‌کننده.

نفوذ راهبردی از مسیر اقتصاد؛ مالدیو و سیاست زیرساخت

مسیر سوم را مالدیو نمایندگی می‌کند؛ جایی که نفوذ نه الزاماً از طریق پایگاه نظامی آشکار، بلکه از مسیر اقتصاد و زیرساخت شکل می‌گیرد. موقعیت این مجمع‌الجزایر در مسیرهای حیاتی کشتیرانی، آن را به حلقه‌ای مهم میان دریای عرب، خلیج بنگال و مسیرهای منتهی به خلیج عدن بدل کرده است.
چین با پروژه‌های زیربنایی قابل‌توجه ازجمله پل دوستی چین–مالدیو در چارچوب ابتکار کمربند و جاده حضور اقتصادی خود را تثبیت کرده است. اجرای توافق تجارت آزاد چین–مالدیو از ژانویه ۲۰۲۵ نیز بُعد نهادی این پیوند را تقویت کرده است. همزمان، هند با کمک‌های مالی، پروژه‌های توسعه‌ای و مذاکرات تجاری، تلاش کرده توازن را حفظ کند.در این الگو، «جاذبه راهبردی» از زنجیره‌های تأمین، بدهی، مقررات تجاری و مدیریت بنادر و فرودگاه‌ها ناشی می‌شود. حتی بدون استقرار نیرو، زیرساخت می‌تواند پیامدهای امنیتی داشته باشد. تصمیم درباره اینکه چه کشوری بندری را توسعه دهد یا شبکه دیجیتال را بسازد، در عمل بر آرایش قدرت در منطقه اثر می‌گذارد.

از قلمرو تا شبکه؛ شکل‌گیری دستگاه عصبی دریایی

این سه نمونه تصویری گسترده‌تر را آشکار می‌کنند؛ رقابت در اقیانوس هند به سمت شبکه‌ای توزیع‌شده از گره‌های راهبردی حرکت می‌کند، نوعی «دستگاه عصبی دریایی» که استقرار سریع، عملیات بلندمدت، پوشش اطلاعاتی (ISR)، پایش گلوگاه‌ها و واکنش به بحران را ممکن می‌سازد.در چنین نظمی، مسئله صرفاً اشغال زمین نیست؛ مسئله تداوم حضور در حوزه‌ای بی‌ثبات است. کشتی‌ها جابه‌جا می‌شوند، دولت‌ها تغییر می‌کنند و معاهدات منقضی می‌شوند، اما جزایری که به زیرساخت‌های بلندمدت گره خورده‌اند، دوام می‌آفرینند. آن‌ها همان چیزی را فراهم می‌کنند که راهبردپردازان بیش از هر چیز می‌خواهند؛ یعنی قابلیت اتکا در زمان بحران.با این حال، نظم جزیره‌محور بدون هزینه نیست. تراکم نظامی می‌تواند احتمال حادثه را حتی بدون قصد جنگ افزایش دهد. حل‌وفصل‌های حقوقی ممکن است مناقشه‌برانگیز باقی بمانند و دولت‌های کوچک که به سرمایه یا تضمین‌های امنیتی خارجی وابسته‌اند، ممکن است در بزنگاه‌ها زیر فشار قرار گیرند.
در نهایت، اقیانوس هند دیگر صرفاً مسیر عبور نفت و کالا نیست؛ معماری امنیتی در حال شکل‌گیری است که در آن کوچک‌ترین نقاط روی نقشه می‌توانند بلندترین سایه‌ها را بیفکنند. در عصر رقابت شبکه‌ای، جغرافیا بار دیگر به ارز تبدیل شده است، اما نه جغرافیای وسیع، بلکه جغرافیای دقیق. جزایر کوچک، اگر در جای درست قرار گرفته باشند، می‌توانند ترازوی قدرت را بیش از هر سرزمین پهناوری جابه‌جا کنند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

حرم مطهر رضوی

کاظمین

کربلا

مسجدالنبی

مسجدالحرام

حرم حضرت معصومه

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha