تحولات منطقه

اگر به شما بگویند بالاخره فرصت این را پیدا کرده‌اید تا با یک شخص محبوب یا معروف که اتفاقاً مدت‌ها انتظار دیدارش را داشتید، ملاقات کنید، واکنشتان چه خواهد بود؟ احتمالاً اگر خیلی احساساتی باشید، گریه می‌کنید یا جیغ خواهید زد.

وقتی که دل به دلدار می‌رسد
زمان مطالعه: ۷ دقیقه

اگر به شما بگویند بالاخره فرصت این را پیدا کرده‌اید تا با یک شخص محبوب یا معروف که اتفاقاً مدت‌ها انتظار دیدارش را داشتید، ملاقات کنید، واکنشتان چه خواهد بود؟ احتمالاً اگر خیلی احساساتی باشید، گریه می‌کنید یا جیغ خواهید زد. شاید یک امضا و عکس یادگاری، دستاورد این دیدار باشد یا اینکه فراتر از همه این‌ها، آنچه موفق به کسب آن می‌شوید، یک تحول روحی بزرگ و تبدیل شدن به آدم دیگری باشد. این دقیقاً وصف حال زنان و مردانی است که به دیدار رهبر معظم انقلاب رفته‌اند. شاید اگر مثل نویسنده دهه هشتادی این مطلب، هرگز ایشان را از نزدیک ندیده باشید، چندان موفق به درک حس و حال این افراد نشوید؛ اما خواندن تجربه آن‌ها برای کسانی که عادت به دیدن و شنیدن صدا و تصویر ایشان از پشت تلویزیون دارند، خالی از لطف نیست.

یک دیدار پیش‌بینی نشده

اگر یک روز در فصل بهار هنگام برگشت از دید و بازدید عید به خانه، متوجه می‌شدید رهبر معظم انقلاب میهمان همسایه شماست، چه می‌کردید؟ این اتفاقی است که برای سیده نصرت فاطمی افتاده است. او چهل و دو ساله و مدیر یک مدرسه است.
آن‌طور که خانم فاطمی تعریف می‌کند، نوروز سال ۹۷ وقتی همراه همسر، خواهر و برادرش از دید و بازدید عید، در حال برگشت به خانه بودند، تعداد زیادی کفش جلو واحد همسایه روبه‌رویی توجهشان را جلب کرد. داستان وقتی عجیب‌تر شد که چند نفر از خانم فاطمی و همسرش درخواست ارائه کارت شناسایی برای ورود به خانه خودشان را کردند. همین اتفاق موجب شد آن‌ها به حضور یک میهمان خاص در خانه همسایه پی ببرند. از آنجایی که پدر همسایه‌شان هم شهید بود، این حدس و گمان شدت گرفت. البته حدس خانم فاطمی و همسرش این بود که شهید آیت‌الله رئیسی، تولیت وقت آستان قدس رضوی میهمان منزل همسایه است؛ اما بعداً متوجه شدند میهمان همسایه کسی نیست جز حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای.
پس از این بود که حمید، همسر خانم فاطمی با اصرار زیاد به یکی از اشخاصی که آنجا حضور داشته، می‌گوید: «همسر من هم فرزند و هم خواهر شهید است. به آقا بگویید برای دیدار به منزل ما هم بیایند». در مرحله نخست با این تقاضا مخالفت شد؛ اما کمی بعد تیم حفاظت برای بررسی خانه خانم فاطمی و انجام تدابیر امنیتی به منزلشان آمدند و در آخر هم از آن‌ها اسامی فرزندان شهید را خواستند.
البته رهبر معظم انقلاب به دلیل تدابیر امنیتی و ملاقات غیر منتظره، میهمان خانه‌شان نمی‌شوند؛ اما از همان جلو درب منزل از سرگذشت پدر شهید خانم فاطمی و احوال مادرش می‌پرسند و دست نوازشی هم بر سر روناک، دختر خانم فاطمی می‌کشند و اسمش را از او می‌پرسند. در حال حاضر هم آنچه از این دیدار اتفاقی باقی مانده، سکه‌ای است که رهبر معظم انقلاب به رسم یادگار و برای هدیه به خانم فاطمی، خواهر و برادرش که آن روز خانه آن‌ها بودند، تقدیم کرده‌اند.
مطلب دیگری در یاد خانم فاطمی نمانده جز اینکه رهبر معظم انقلاب خودشان بدون توجه به موضوعات امنیتی، مایل به حضور در خانه آن‌ها شدند. به نظر خانم فاطمی نورانیت چهره و کلام شیوای ایشان درست همان بود که بارها و بارها در تلویزیون دیده بود و این دیدار اتفاقی، یکی از پررنگ‌ترین خاطراتی است که او به یاد می‌آورد.

جایی که معنای هر چیز و هر کس تغییر می‌کند

دوراهی و شک به اینکه «آیا مسیری که انسان انتخاب کرده درست است یا غلط؟» ممکن است برای هر کسی پیش بیاید و اگر انسان از آن افرادی باشد که دائماً برای ادامه راهشان دنبال معنا بگردند، این دوگانگی و درگیری بیشتر هم خواهد شد. این وصف حال محدثه سرابیار است که با حال روحی نامناسب در قرعه‌کشی سهمیه دیدار با رهبر معظم انقلاب، برنده و به حسینیه امام خمینی(ره) دعوت شد.
او بیست و سه ساله و دانشجوی کارشناسی‌ارشد و مسئول گروه جهادی بسیج است. خاطره دیدار او با رهبری برمی‌گردد به ماه رمضان سال گذشته و زمانی که قائم مقام بسیج دانشگاه بود. آن‌طور که تعریف می‌کند، پس از اینکه از مشهد برای دیدار به تهران رفتند، به دلیل شوق و هیجان، مسیر رسیدن به بیت رهبری، یکی از طولانی‌ترین راه‌هایی است که به یاد دارد.
«تغییر یافتن معنای هر چیز»، جمله‌ای است که خانم سرابیار در توصیف لحظه ورود رهبر فرزانه انقلاب به حسینیه امام(ره) می‌گوید. او به یاد دارد که در لحظه، جمعیت زیادی به احترام آقا بلند شده و تمام جمعیت حاضر سراپا اشتیاق بودند. پس از شروع صحبت‌های رهبر معظم انقلاب، عده‌ای اشک شوق می‌ریختند و به تعبیر خانم سرابیار تنها شنیدن صدا و صحبت‌های ایشان، همه سردرگمی و تردیدهای او را از بین برده است.
نکته جالبی که او به یاد دارد این است که آقا به محض اقامه اذان، صحبت را کوتاه کردند و در همان‌جا که مشغول سخنرانی بودند، شروع به خواندن نماز کردند و این سرعت در لبیک گفتن به نماز، از پررنگ‌ترین مواردی است که او به خاطر دارد و سعی کرده پس از آن دیدار در سریع‌ترین حالت ممکن نمازش را به جا بیاورد. این دیدار به قدری از لحاظ روحی خانم سرابیار را تغییر داد که پس از آن مسئول جهادی ناحیه بسیج دانشجویی شد و به تعبیر خودش تقدیرش از آنجا رقم خورد.
از نگاه او شخصیت رهبری بسیار شفاف‌تر از آن است که پیش‌تر در قاب تلویزیون دیده و آنچه به طور دقیق احساس کرده بود، همان احساس پدر و ولی امر بودن ایشان است. خودش می‌گوید: «هیچ چیز متفاوت نبود، همان‌قدر پدرانه، همان‌قدر آرام، همان‌قدر با امید و آرامش با ما صحبت می‌کردند».

ساده مثل مردم، ساده مثل رهبر

«ساده‌زیستی وهم‌زیستی رهبر معظم انقلاب با مردم» یکی از پررنگ‌ترین ویژگی‌هایی است که صالح مدرس‌زاده در دیدارهای مختلف با ایشان به یاد می‌آورد. او سی و یک ساله و صاحب یک فروشگاه کتاب اینترنتی است. چندین بار در مشهد در دیدارهای نوروزی و یک بار هم در حسینیه امام خمینی(ره) ایشان را ملاقات کرده و آخرین بار آن به ماه رمضان سال ۹۴ و دوران دانشجویی او برمی‌گردد.
مدرس‌زاده در توصیف شخصیت حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در این دیدارها از این می‌گوید که هیچ تفاوت آشکاری میان آنچه از ایشان در ذهن داشت، ندیده آن هم به دلیل تعلق خاطر زیاد خودش به آقا و تحقیق درباره همه چیزهایی است که به گونه‌ای به ایشان مرتبط بوده است. اتفاقاً این دیدارها بیشتر موجب تأیید یک‌سری از ذهنیت‌های او شد.
توجه رهبر معظم انقلاب به دانشجویان، یکی از مواردی است که او در این دیدارها آن را با گوشت و پوست خودش حس کرده است. خاطره پررنگی که از این دیدار دارد، بازگشت دوباره رهبری به دیدار با دانشجویان است. داستان از این قرار بود که دانشجویان با اصرار فراوان درخواست کردند پس از افطار، دوباره به گفت‌وگو با حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای بپردازند و بر خلاف معمول که دیدارهای عمومی پس از افطار تمام می‌شد، ایشان بار دیگر پس از افطار با دانشجویانی که آقای مدرس‌زاده هم جزوشان بود، دیدار کردند. این دیدار از ساعت یک ظهر تا ۱۱و ۳۰ دقیقه شب طول کشید. او به خاطر دارد چقدر پیام‌های این دیدار برای دانشجویان زیاد بود که متن اتفاقات را برای چند خبرگزاری ارسال کرد. صحبت‌های غیر رسمی آقا و خاطراتی که در این دیدار مطرح کردند، هم از آن دست مواردی به شمار می‌آید که برای او خیلی جذاب بوده است.

تسخیر روح و قلب با کلمات

«وقتی آقا وارد حسینیه امام می‌شدند، انگار روح و قلب همه تسخیر ایشان شده بود و شخصیت ما پیش و پس از دیدار با آقا کاملاً متفاوت بود». این تجربه زهرا عدالتیان از دیداری است که رهبر معظم انقلاب با فعالان فرهنگی داشتند. او چهل و دو ساله و برگزیده جشنواره مالک است و آخرین باری که با ایشان دیدار داشته، به سال ۱۴۰۱ برمی‌گردد.
خانم عدالتیان پیش از این یک بار دیگر در دوران دانشجویی به دیدار رهبر معظم انقلاب رفته بود؛ اما بنا به گفته خودش در آخرین دیدار هم مثل بار نخست اضطراب و شوق داشت. خودش می‌گوید رهبری با صحبت‌هایشان نگاه و فکر ما را تغییر می‌دادند و وقتی از دیدار با ایشان برگشتم، احساس می‎کردم کوهی از مسئولیت‌های انجام نشده دارم که باید آن‌ها را تمام کنم. به نظر او هر چند صحبت‌های رهبر معظم انقلاب در حسینیه همان چیزی بود که بارها از تلویزیون دیده و شنیده بود؛ اما حضورش در مکانی که ایشان هم در آن بودند و شنیدن این صحبت‌ها از زبان خودشان، عامل این دگرگونی روحی بود به قدری که دلت می‌خواست در همان لحظه بلند شوی و کاری انجام دهی.
تأکید و سفارش به «خودباوری و حرکت جهادی» دو نکته‌ای است که خانم عدالتیان از دیدار با حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای به یاد دارد و اینکه ایشان همیشه تشویق می‌کردند که مردم روحیه بسیجی و جهادی داشته باشند و منتظر پاداش برای انجام کاری نباشند؛ همان چیزی که به نظر او سبب شده کشور در حال حاضر حتی بدون وجود ایشان، سرپا بماند و به بقا و دفاع از خود ادامه دهد.

این راه ادامه دارد

اگرچه ایران پدری دلسوز ومدیری مدبر را از دست داده؛ اما اثر آموزه‌های رهبر معظم انقلاب چنان در روح و قلب مردم نفوذ کرده که با وجود شهادت مظلومانه ایشان هم جبهه مقاومت و پایداری همچنان ادامه دارد و ایران و ایرانی تا زمانی که شاگردان علی زمان در آن زنده هستند و برای آن می‌جنگند، پایدار خواهد ماند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha