جمهوری اسلامی ایران با شیبی فزاینده، وارد یک منازعه دامنهدار، با مظاهر استکبار و سلطه در مقیاسهای منطقهای و بینالمللی شده است. فارغ از دوره صلح مسلحی که در دهههای ۷۰ و ۸۰ شمسی برقرار بوده، نشانههای شعلهور شدن این جنگ حتی پیش از ترور شهید سلیمانی به چشم تحلیلگران آمده بود! سوریه، نه فقط یک جغرافیای پرآشوب که منطقهای کلیدی برای تحمیل نظم استعماری جدیدی بود که رژیم صهیونی و البته حامیان و بردگان غربی و عربیاش، از ایالات متحده و اتحادیه اروپایی گرفته تا همین شبهدولتهای مستقر در جنوب خلیج فارس، در آن به یک اتفاق نظر رسیدند؛ حذف ایران از آن معادله!
برنامه البته قدیمیتر از این حرفها بود و مشکل از آنجایی شروع شد که مردم ایران، جمهوری اسلامی را بنیان نهادند و جمهوری اسلامی راه استقلال در پیش گرفت و ضدیت با استکبار! همین دو عنصر بنیادین در ماهیت جمهوری اسلامی ایران، کافی به نظر میرسید تا تمام قوای جبهه اهریمنی این تاریخ آخرالزمانی؛ همه اختلافات را کنار گذاشته و بلوکی ظاهراً متحد برای سد کردن این ایده ژئوپلیتیکی مترقی ایجاد کنند؛ آتشافروزی فرقههای واگرا و تجزیهطلب، کودتا، تجاوز نظامی در قضیه طبس، جنگ تحمیلی و دفاع مقدس هشت ساله، توطئهها و ترورها، شبهانقلابهای رنگی و فتنههای سیاسی؛ همه و همه بخشهایی از یک پازل بزرگتر بود که وقوع این درگیری را امری اجتنابناپذیر و حتی در مواردی مورد انتظار مینمود.
همان گونه که پیشتر نیز اشاره شد، ما خیلی پیش از این منتظر «قشون شیطان» بودیم اما این دست خداست که صفحات تاریخ را این گونه زیبا آرایش و ویرایش و تدوین میکند؛ شاید حتی یک سال، چند ماه، یک هفته یا حتی چند روز پیش و پس؛ نتیجهای متفاوت برای این نبرد وجودی رقم میزد! و پرسش اینجاست که مگر تا به امروز چه نتیجهای حاصل شده؟
پاسخ به شکلی عجیب، صریح است؛ پیروزی! بله، این یک پیروزی تمامعیار برای جمهوری اسلامی ایران بوده هر چند هنوز در ابتدای راهیم و احتمالاً این منازعه، به این زودیها از تیتر یک تمام رسانهها عقبنشینی نخواهد کرد. نخستین پیروزی ملموس و عیان جمهوری اسلامی ایران، در ساحات ساختاری نظام بدست آمد و آنجا که دشمن حقیر و احمق به این باور رسیده بود که با شلیک به آن قطعه از بهشت در انتهای خیابان کشوردوست و آتش زدن قلب ایرانیها و آزادگان جهان، میتواند خلأ قدرت ایجاد کند حال آنکه قدرت «آقا»ی ما پس از عروج، چند صد برابر شده و گواه این ادعا، اشک و بغض و حسرت و آرزوی انتقام آن نوجوان فریبخورده در جریانات دی ماه ۱۴۰۴ است برای رهبر شهیدش!
هیچ چیز آنچنان که دشمن میخواست، پیش نرفت و تا زمان معرفی «امام جدید»، این روح «امام شهید» بود که در ملت دمیده شد و به تعبیر خلف صالح ایشان، این ملت بود که رهبری کرد کشور را! ملتی که داغدار و مقتدر، زخمخورده و امیدوار؛ نامهربانی دیده و صبور؛ بیدار و بصیر زیر برف و موشک؛ زیر دود و آتش، با صدایی واحد، انقلاب اسلامی و نظام برآمده از اراده مردم ایران را فریاد زد و حالا دشمن را به استیصالی رسانده که بزدلانه و کورکورانه، به هدف قرار دادن ایست بازرسی و پایگاه هلال احمر دل خوش میکند.این یک گزارش ابتدایی از جنگی نهایی و حاصل مشاهدات مشاهدهگری مبتدی در روزهای میانی این نبرد است و اطمینان به وعدههای الهی و تصدیقات عقلی و شواهد موجود نشان میدهد در صورت استمرار این روند مجاهدانه چه در میان مسئولان، فرماندهان و نظامیان و چه در میان ما مردم عادی؛ پیروزی کامل با سرعتی باورنکردنی در دسترس خواهد بود که ان تنصروالله ینصرکم... و کدام قدرت است که بتواند در برابر یاری خداوند قد علم کند؟
۲۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۲:۳۵
کد مطلب: ۱۱۳۶۷۱۱
جمهوری اسلامی ایران با شیبی فزاینده، وارد یک منازعه دامنهدار، با مظاهر استکبار و سلطه در مقیاسهای منطقهای و بینالمللی شده است.
زمان مطالعه: ۲ دقیقه
منبع: روزنامه قدس





نظر شما