جنگ تحمیلی سوم یک تفاوت بزرگ با جنگ۱۲ روزه داشت. یعنی این بار و برخلاف رویارویی تابستان۱۴۰۴، ایران تلاش کرد در عرصه نبرد رسانهای و جنگ روایتها هم متفاوت از قبل ظاهر شود. تولیدکنندگان محتواهای تصویری در شبکههای اجتماعی با سلاح طنز، یک نبرد جدی و سنگین را علیه آمریکا و اسرائیل آغاز کردند. مؤثرترین این سلاحها انیمیشنهای «لگو»یی ایرانی بود که از همان روزهای نخست انتشار توجه کاربران زیادی را جلب کرده و بهسرعت طرفداران جهانی خودش را پیدا کرد.
پیروزی با سلاح طنز
البته طی یکی دو هفته نخست، رسانههای غربی شاید در پاسخ به آتش پرحجم و جذاب سلاح رسانهای ایران تلاش کردند محتواهای تولیدشده علیه ترامپ و جنگافروزی آمریکا را پروپاگاندا و تبلیغات سخیفی معرفی کنند که ارزش چندانی ندارند، اما آمار بازدیدها و استقبال کاربران از این انیمیشنها خیلی زود ورق را برگرداند.
«بیبیسی» با اعتراف به محبوبیت انیمیشنهای ایرانی سراغ تولیدکننده این محتوا که با نام مستعار آقای Explosive از او یاد میکند رفت و درباره کم و کیف کارهایش پرسوجو کرد. در روزهای بعد «نیویورکر، سیانبیسی، وایِرد، گاردین و...» نیز از استقبال عجیب و غریب کاربران از انیمیشنهای ایرانی نوشتند و از آن به عنوان Viral victory (پیروزی ویروسی) در جنگ با آمریکا و اسرائیل یاد کردند.
«گاردین» نخستین بار در ۸ آوریل گزارشی از شکلگیری جنگی خندهدار و مبتنی بر پروپاگاندا میان ایران و آمریکا منتشر و آغازکننده این جنگ را کاخ سفید معرفی کرد که در رسانههای اجتماعی ویدئوهایی از حملات آمریکا به ایران را به شکلی مسخره و بیارزش با کلیپهایی از سریالها و فیلمهای معروف آمریکایی تلفیق و ترکیب و منتشر کرده بود. این نشریه نوشت: «پس از این اتفاق ایران و هوادارانش، رسانههای اجتماعی را با انبوهی از محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی پر کردند...».
«گاردین» یک هفته بعد یعنی روز ۱۵ آوریل خبر از پیروزی ایرانیها در جنگی که آمریکاییها آن را به شکلی مسخره آغاز کرده بودند، داد: «پیروزی ویروسی؛ ایران در جنگ رسانههای اجتماعی، سرزمین برادران فناوری را شکست میدهد... تولیدکنندگان محتوای ایرانی، با ویدئوهای کمدی تولیدشده توسط هوش مصنوعی و انیمیشنهای لگویی ترامپ، از طنز در نبرد تبلیغاتی علیه ایالات متحده استفاده میکنند».
خلاقیت در اوج محدودیت
«پاتریک وینتور» در مقاله گاردین تأکید کرده بود ایران در میان غربیها مشهور است به اینکه توسط روحانیونی اداره میشود که نسبت به فرهنگ و روش رسانههای غربی بسیار بدبین هستند و نکته عجیب و غیرمنتظره این است که همین ایران در حال تسلط بر رسانههای اجتماعی است و موفق شده جنگجویان فناوری نسل زِد خود را برای جذب مخاطبان غربی با طعنه و تمسخر دولت ترامپ به کار بگیرد.عملکرد رسانههای اجتماعی ایران در این جنگ رسانه ای- از محتواهای رسانهای سفارتخانههایش گرفته تا پستها و توییتهای قالیباف، رئیس مجلس- آن هم وقتی ایرانیها با قطعی گسترده اینترنت مواجهاند، واقعاً حیرتآور است. گاردین به این نکته هم اشاره میکند که با وجود قطعی اینترنت، تعطیلی برخی روزنامهها و اعتماد کم بینندگان به تلویزیون ایران، اما از دل همین محدودیتها خلاقیتی بروز کرده که به جنگ رسانهای با غرب به روش خود غربیها میپردازد. یعنی حسابهای کاربری طرفدار ایران، انیمیشنهای لگویی تولید شده توسط هوش مصنوعی را منتشر میکنند که پروندههای جفری اپستین را به جنگ ترامپ مرتبط میکنند . یا در شبی که ترامپ تهدید کرد تمدن ایرانزمین را محو میکند سفارت ایران در آفریقای جنوبی کلیپی از یک سگ را منتشر کرد که با تعجب به دوربین خیره شده بود!
گاردین در این زمینه به نقل از «نرگس باجغلی» استادیار مطالعات خاورمیانه در دانشگاه «جان هاپکینز» مینویسد: «دستگاه رسانهای ایران در انتشار محتوا و پیامرسانی بسیار سریعتر از سرزمین برادران فناوری (کنایه از ایالات متحده) عمل کرده است... جنگها در دو عرصه انجام میشوند و به همان اندازه میدان نبرد، جنگ ارتباطات هم مهم است. ایران توانسته است جنگ ارتباطات، بهویژه در رسانههای اجتماعی را در سطح جهان به طور کامل در انحصار خود درآورد... ایرانیها میدانستند که نمیتوانند هیچ تأثیری در رسانههای جریان اصلی آمریکا داشته باشند، زیرا تقریباً ۵۰ سال است که دائماً به عنوان یک دولت تروریستی که توسط متعصبان مذهبی اداره میشود، به تصویر کشیده شدهاند، بنابراین آنها در رسانههای اجتماعی وارد عمل شدهاند... نسلی از تولیدکنندگان محتوای بسیار جوان نسل هزاره و نسل زِد در ایران هستند که به آنها فضا و چراغ سبز داده شده است تا واقعیت این جنگ را به جامعه جهانی معرفی کنند... آنها هر روز محتواهایی که بهسرعت فراگیر میشود را به اشتراک میگذارند... گویا تمام دستگاه نظامی ایران ارتباطات را به این نسل جوان واگذار کرده است.
این افراد آگاهی دقیقی از فرهنگ ایالات متحده دارند و میدانند که باید فیلمهایی بسازند که مردم فکر نکنند توسط دولت ایران ساخته شده است».
مؤثرتر از موشکها و پهپادها
یکی از موفقترین دستمایههای انیمیشن لگویی ایرانی، طرح این مسئله است که ترامپ و نتانیاهو با رسوایی اپستین مرتبط هستند و در این انیمیشن، رفتار آنها با کودکان را با بمباران دانشآموزان ایرانی اهل میناب مقایسه میکنند. هدف این است که القا شود ترامپ این جنگ را برای منحرف کردن اذهان از رسوایی اپستین آغاز کرده است - دیدگاهی که از قبل در ایالات متحده رواج دارد- این داستان را ایران از خودش درنیاورده، اما دارد آن را تقویت میکند.
البته ممکن است عدم محبوبیت ترامپ لزوماً به همدردی جهانی با ایران تبدیل نشود اما اگر تغییری ایجاد شود، همانطور که در مورد جایگاه اسرائیل در ایالات متحده رخ داده است، ایران میتواند به دلیل انتشار این ویدئوها، اعتبار کسب کند. «باجغلی» در پایان سخنانش یادآور میشود رهبر پیشین ایران نیز به اهمیت رسانههای اجتماعی پی برده بود، چون سال۲۰۲۴ در جلسهای گفته بود: «رسانهها در وادار کردن دشمن به عقبنشینی و تأثیرگذاری بر قلبها و ذهنها، از موشکها، هواپیماها و پهپادها مؤثرترند. تمام جنگها، جنگ رسانهای است. هر بازیگری که نفوذ رسانهای بیشتری داشته باشد، به اهداف خود خواهد رسید». به نظر میرسد در حال حاضر، سرزمین برادران فناوری در حال از دست دادن این نفوذ رسانهای است.




نظر شما