کوچک که بودم، فکر میکردم برای قهرمان شدن باید قدرت ماورایی و شنل داشت تا بتوان جلو همه دنیا ایستاد و پیروز شد یا اینکه در نسخه دخترانهتر باید مثل باربی از آن قلمموهای جادویی داشت تا بتوان کارهای بزرگ انجام داد. بعدها بزرگسالی این ذهنیت را عوض کرد و حالا که وطنم ایران تنها در میدان و یک تنه جلو همه مزدوران جهان مبارزه میکند، قهرمانهای هالیوودی رفتهرفته از انسانهای شنلدار تبدیل شدهاند به آدمهایی که هرچند دست خالی؛ اما با قدرت ایمان وعشق به وطن همان کارهای خفنی را انجام میدهند که تام کروز در «مأموریت غیرممکن» انجام میداد، با این تفاوت که این قهرمانها به جای اسلحههای مخفی و خودروهای آخرین مدل، با بیل، کلنگ و ابزار ساختمانسازی میجنگند.
اسماعیل صدیقی، عضو هیئت علمی و بازنشسته مرکز تحقیقات کشاورزی است و در حال حاضر هم بهعنوان خادم گروه جهادی شهید غیوری اصل خراسان رضوی فعالیت جهادی میکند.
اعزام حدود ۵۰۰ جهادگر به تهران
این جهادگر وطندوست در توضیح زمان شروع فعالیتهای این گروه جهادی در تهران، گفت: به طور کلی تاکنون حدود ۵۰۰ جهادگر از خراسان رضوی به تهران اعزام شدهاند. سازماندهی و اعزام نیرو تقریباً از اواسط جنگ شروع شد؛ اما بخش زیادی از این فرایند در زمان آتشبس صورت گرفت و اواسط جنگ حدود ۱۰۰ جهادگر را اعزام کردیم. این فعالیتهای جهادی هم بیشتر برای خانوادههای آسیبدیده است تا مراکز دولتی و نظامی.
وی ادامه داد: اعزام نیرو هم براساس نیاز هر منطقه است و نیروی اضافهای در هیچ کجا نداریم. روش کار هم اینطور بوده که بررسی میکنیم یک منطقه چند نیروی متخصص نیاز دارد و بر همان اساس از استان اعزام را انجام میدهیم. البته بازسازی خانههای کاملاً تخریب شده، کار ما نیست و ارگانهای دولتی برای انجام آن باید پای کار بیایند. در تهران بیشتر خانهها قابل ترمیم است و مردم میتوانند برای زندگی در آنها برگردند. مدت زمان حضور جهادگران هم تقریباً هشت روز است و پس از این مدت، این نیروها دوباره به مشهد برمیگردند. کسانی هم که اعزام میشوند، حرفهای و شغلشان مرتبط با کارهای ساختمانی است و بهصورت رایگان برای کمک به هموطنان جنگزده فعالیت میکنند.
وقتی جنگ، شیرینی کمک به همنوع را تلخ میکند
صدیقی با بیان اینکه هدف دشمن از حملات بیشتر ایجاد نارضایتی میان مردم است، افزود: در روزهای پیش از آتشبس، دشمن برای رسیدن به این هدف، بیشتر خانههای مسکونی را هدف قرار میداد. به همین خاطر خانههای زیادی آسیب دید. حتی زمانی که برای بررسی پل «بی دو» کرج رفتیم، بیش از ۱۰۰ خانه در اطراف پل تخریب شده و آسیب زیادی دیده بودند.
این عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی با بیان اینکه در این مدت صحنههای تلخ زیادی را دیده، تعریف کرد: یکی از خانههایی که برای بازسازی آن رفتیم، بر اثر موج انفجار خانه روبهرویی تخریب شده و ساکنان آن یک مادر و دختر تنها بودند. پدر خانواده در جنگ تحمیلی اول شهید شده و متأسفانه دختر خانم هم به دلیل اصابت ترکش در حادثه انفجار خانه، یکی از پاهایش را از دست داده بود. البته با وجود همه این مشکلات هیچکدام قصد رها کردن خانه را نداشتند و ترجیح میدادند با همین شرایط در آن بمانند. کمک به چنین خانوادههایی از واجبات است و اگر ما مسلمانیم، باید دراسرع وقت برای حل مشکل این افراد اقدام کنیم.
وی ادامه داد: یک روز برای کمک به یکی دیگر از منطقههای تهران اعزام شدیم و فهمیدیم یک خانواده پنج نفره همگی شهید شدهاند. همسایه آنها در صحبتهایش تعریف میکرد که این خانواده از دولت و حکومت ناراضی بودند؛ اما با وجود این، دشمن به آنها هم رحم نکرده بود. در یکی از اعزامهای دیگر، خانمی همسرش شهید شده؛ اما به خودش آسیبی نرسیده بود. تلفن همسر این خانم زیر آوار مانده بود و چون عکسهای خانوادگی و یادگاری داخل آن قرار داشت، به شدت اصرار میکرد تلفن را سالم از زیر آوار بیرون بیاوریم. ما هم آواربرداری را شروع کردیم و الحمدلله تلفن سالم مانده بود.
وقتی خستگی و ترس معنایش را از دست میدهد
صدیقی در توضیح اینکه چه اتفاق خاصی در این مدت نظرش را به خود جلب کرده، گفت: گردهمایی هر شب مردم تهران و حتی عراقیها و اینکه موکبهای مختلف برپا میکنند و میداندار انقلاب و خیابان هستند، از اتفاقات زیبایی است که در این ایام دیدهام. این حضور مردم در میدان واقعاً جای تشکر و قدردانی دارد. اینکه مردم در این شرایط با خانواده به خیابان میآیند، واقعاً شگفتانگیز است.
وی با تأکید بر اینکه تاکنون هیچ خستگی در وجودش احساس نکرده، عنوان کرد: ایجاد خوشحالی برای یک خانواده و باز کردن گره از کار آنها، چنان حالت معنوی دارد که قابل مقایسه با هیچ امر دیگری نیست. یادم میآید خانمی همسر و فرزند کوچکش را از دست داده بود و با وجود این مصیبت بزرگ، همین که ما خانهاش را بازسازی کردیم، خوشحال شد. این خیلی ارزشمند است. همین لحظهها موجب شد با وجود خستگی، با عشق و لذت بیشتری کار کنیم به طوری که خیلی از جهادگرها دقیقاً پس از نماز صبح پای کار حاضر میشدند.
این جهادگر با بیان اینکه هرگز از حضور در مناطق جنگزده احساس ترس نکرده، اظهار کرد: عاشق شهادتم و این روحیه خیلی از جهادگران است. بیشترشان با وجود شرایط جنگی باز هم برای اعزام آمادهاند. دلیلش هم مشخص است؛ خون ما از خون هموطنانمان رنگینتر نیست. چطور میشود وقتی یک هموطن خانه و خانوادهاش را از دست داده، ما در شرایط خوب باشیم؟ این از انسانیت به دور است.
عنایت خداوند و عشق به وطن؛ وجه مشترک همه جهادگران
صدیقی در توضیح اینکه وجه مشترک جهادگران را چه چیزی میداند، گفت: وجه مشترک همه جهادگران عنایت خداوند و ائمه(ع) و معنویتی است که در دل همه آنها وجود دارد. این نقاط مشترک توانسته تمام آنها را کنار هم جمع کند. اگر بهترین گزینشگران هم دست به کار میشدند، باز هم نمیتوانستند این تعداد افراد را دور هم جمع کنند. الان درست مثل دوران دفاع مقدس، از همه اقشار برای کمک حاضر هستند و عامل این به هم پیوستگی هم چیزی نیست جز عشق، دلدادگی، محبت به کشور و عِرق ملی. من تشکر میکنم از مردم خوب ایران، از همه آنهایی که کمک مالی میکنند یا آنهایی که از خانوادهشان گذشتند و هزار کیلومتر از مشهد به تهران آمدند تا به هموطنانشان کمک کنند. مسئولان باید قدر این ملت و مردم را بدانند. اینکه انسان بتواند از خانواده، دارایی و همه وابستگیهایش بگذرد، کار آسانی نیست.






نظر شما