تحولات منطقه

۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۰
کد مطلب: ۱۱۴۷۵۵۱

ایران و ضرورت گفت‌وگوی توسعه؛ میان ظرفیت‌ها و اصلاحات ضروری

دکتر مهدی استادی جعفری؛ تحلیلگر توسعه سرزمینی و لجستیک

پس از هر جنگ، مسئله فقط بازسازی شهرها و زیرساخت‌ها نیست؛ ملت‌ها ناگزیرند روایت تازه‌ای از آینده خود بسازند. ایران نیز امروز در نقطه‌ای قرار گرفته که میان ظرفیت‌های بزرگ ملی و ضرورت اصلاحات برای توسعه پایدار باید انتخاب‌های مهمی انجام دهد.

زمان مطالعه: ۸ دقیقه

پس از هر جنگی، مسئله تنها بازسازی شهرها و زیرساخت‌ها نیست؛ آنچه اهمیت بیشتری پیدا می‌کند بازسازی معنا، امید و افق آینده است. جنگ‌ها جوامع را وارد مرحله‌ای می‌کنند که در آن بسیاری از روایت‌های پیشین یا به‌دلیل سپری شدن زمان نیازمند بازنگری‌اند یا باید در پرتو شرایط جدید بازتعریف شوند. در چنین بزنگاه‌هایی این پرسش برجسته می‌شود که یک ملت چگونه خود را می‌بیند و چه تصویری از آینده‌اش ترسیم می‌کند. هرچند در زمان نگارش این تحلیل، جنگ تحمیلی سوم هنوز در مرحله مذاکرات قرار دارد و چشم‌انداز آینده به‌طور کامل روشن نیست، اما همین اکنون نیز طرح برخی پرسش‌ها درباره مسیر پیش‌روی کشور ضروری به نظر می‌رسد. تجربه نشان می‌دهد در فضای جنگ و پساجنگ، روایت‌هایی شکل می‌گیرند که می‌کوشند امید و اعتمادبه‌نفس جمعی را تقویت کنند. یکی از این روایت‌ها طرح جایگاه‌های بالای قدرت در نظام بین‌الملل برای ایران است. با این حال، مسئله مهم آن است که چنین تصوری چگونه می‌تواند به انگیزه‌ای برای حرکت در مسیر توسعه و بازسازی ملی تبدیل شود و در عین حال نگاه واقع‌بینانه به الزامات پیشرفت را نیز حفظ کند.

قدرت در جهان امروز؛ مفهومی چندبعدی

اجازه دهید تحلیل از این زاویه آغاز گردد که در جهان امروز، قدرت مفهومی تک‌بعدی نیست. زمانی ممکن بود قدرت بیشتر با توان نظامی یا وسعت سرزمینی سنجیده شود، اما اکنون قدرت مجموعه‌ای از عوامل درهم‌تنیده است: اقتصاد پویا، توان علمی و فناوری، نهادهای کارآمد، سرمایه انسانی، مشروعیت اجتماعی و نفوذ فرهنگی. کشورهایی که در ردیف قدرت‌های بزرگ قرار می‌گیرند، معمولاً در چندین عرصه به‌طور هم‌زمان توان رقابت دارند. اگر جامعه‌ای تنها یک یا دو بُعد از این منظومه را برجسته کند و سایر ابعاد را نادیده بگیرد، به‌تدریج تصویری از قدرت شکل می‌گیرد که بیش از آنکه واقعیت باشد، نوعی برداشت ذهنی است. خطر چنین وضعیتی در این است که احساس رضایت از جایگاهی شکل بگیرد که هنوز به‌طور واقعی ساخته نشده است.

مولفه‌هایی برای قدرت‌نمایی ایران

مؤلفه‌های قدرت جمهوری اسلامی معمولاً در دسته‌های اصلی ذیل قابل طرح هستند:

۱. قدرت ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی

ایران به دلیل اتصال خاورمیانه، آسیای مرکزی، قفقاز و شبه‌قاره، نزدیکی به مسیرهای مهم انرژی و تجارت جهانی و تسلط بر تنگه هرمز که بخش بزرگی از انتقال نفت جهان از آن عبور می‌کند. در یکی از مهم‌ترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان قرار دارد طبیعی است که این موقعیت به ایران اهمیت راهبردی زیادی می‌دهد.

۲. توان نظامی و بازدارندگی

از دید بسیاری از تحلیلگران، یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های قدرت ایران برنامه موشکی بالستیک و کروز، توسعه پهپادها، شبکه نیروهای هم‌پیمان منطقه‌ای و تجربه در جنگ‌های نامتقارن است. این‌ها برای ایجاد «بازدارندگی» در برابر قدرت‌های بزرگ مطرح می‌شوند.

۳. عمق راهبردی منطقه‌ای

ایران تلاش کرده نفوذ سیاسی و امنیتی خود را در منطقه از جمله در از جمله عراق، سوریه، لبنان و یمن گسترش دهد. اخیرا هم این رد پا در پاکستان و عربستان نیز دیده می‌شود. این شبکه نفوذ به عنوان «عمق راهبردی» در ادبیات امنیتی ایران مطرح می‌شود.

۴. منابع انرژی

ایران به دلیل قرارگیری در رتبه پنجم منابع طبیعی جهان و کشوری برخوردار از منابع مالی فراوان؛ چهارمین تولیدکننده نفت با دارا بودن ۱۰ درصد ذخایر نفت جهان و ۱۵ درصد ذخایر گاز جهان با قابلیت ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﺻﻨﺎﯾﻊ ﺑﺰرگ و ﮔﺮدشﻫﺎی ﻣﺎﻟﯽ ﻋﻈﯿﻢ، یکی از بزرگ‌ترین دارندگان منابع انرژی جهان است. این منابع در صورت مدیریت و سرمایه‌گذاری مناسب می‌توانند قدرت اقتصادی و ژئوپلیتیکی ایجاد کنند.

۵. جمعیت و سرمایه انسانی

در زمینه سرمایه انسانی، ایران با جمعیت حدود ۹۰ میلیون نفر و بدنه جوان در سالیان اخیر، نیروی انسانی تحصیل‌کرده در حوزه‌های علمی و فنی با در اختیار داشتن ۲۵۰۰ مؤسسه دانشگاهی و ۸۰ هزار مدرس دانشگاه و وجود ۳۸۰ نهاد علمی و تخصصی و وجود بیش از ۱۰۰۰ نهاد مردمی و صنفی و همچنین پیشرفت‌هایی در برخی حوزه‌های فناوری مثل نانو، پزشکی و مهندسی، یک ظرفیت بی‌بدیل در منطقه و جهان تلقی می‌گردد.

۶. هویت ایدئولوژیک و قدرت نرم

جمهوری اسلامی ایران در کنار مؤلفه‌های قدرت سخت، تلاش کرده نوعی قدرت ایدئولوژیک و گفتمانی نیز در سطح منطقه‌ای شکل دهد. محور اصلی این رویکرد، شکل‌گیری و ترویج گفتمان «مقاومت» بوده است؛ گفتمانی که بر استقلال سیاسی، مقابله با سلطه خارجی و حمایت از بازیگران همسو در منطقه تأکید دارد. این گفتمان در کنار پیوندهای مذهبی و فرهنگی، به‌ویژه در برخی جوامع شیعی در خاورمیانه، بستری برای نفوذ نرم ایران فراهم کرده است. شبکه‌های رسانه‌ای، ارتباطات فرهنگی و مذهبی، نهادهای آموزشی و پیوندهای اجتماعی میان جوامع همسو نیز در تقویت این نوع نفوذ نقش داشته‌اند. در چنین چارچوبی، قدرت نرم نه صرفاً به معنای جذابیت فرهنگی، بلکه به معنای توانایی شکل‌دهی به روایت‌ها، هویت‌ها و همگرایی‌های سیاسی در سطح منطقه تعریف می‌شود.

۷. هویت ملی-تمدنی و ظرفیت بسیج اجتماعی

در برخی تحلیل‌های ژئوپلیتیکی، علاوه بر قدرت نظامی، اقتصادی یا ایدئولوژیک، به یک مؤلفه مهم دیگر نیز توجه شده است: توان یک کشور در ایجاد همبستگی ملی بر پایه هویت تاریخی و تمدنی. به‌عنوان نمونه، برژینسکی در ارزیابی‌های خود از ایران، فراتر از بسیاری از سیاستمداران آمریکایی، به این نکته اشاره می‌کرد که پدیده‌ای مانند «ملی‌گرایی مذهبی» می‌تواند برای منافع غرب چالش‌آفرین‌تر از صرفاً یک حکومت مذهبی باشد. از نگاه او، اگر هویت دینی با نوعی خودآگاهی ملی و تمدنی پیوند بخورد، می‌تواند ظرفیت بسیج اجتماعی گسترده‌تری ایجاد کند و پیوندی عمیق‌تر میان دولت و جامعه شکل دهد.

در چنین حالتی، نفوذ منطقه‌ای یک کشور نیز ممکن است از چارچوب‌های صرفاً مذهبی فراتر رود و بر عناصر تاریخی، فرهنگی و تمدنی تکیه کند. این نوع ترکیب هویتی می‌تواند به ایجاد نوعی همبستگی فراگیر در داخل و در عین حال افزایش جذابیت یا اثرگذاری در محیط پیرامونی منجر شود. به همین دلیل، برخی تحلیلگران غربی معتقدند پیوند میان هویت ملی، تاریخی و دینی در ایران ظرفیتی بالقوه برای تبدیل شدن به یکی از منابع مهم قدرت نرم و ژئوپلیتیکی این کشور محسوب می‌شود.

جنگ به‌عنوان آزمون ساختارها و نخبگان

جنگ‌ها در عین حال که ویرانگرند، نقش یک آزمون بزرگ تاریخی را نیز ایفا می‌کنند. در شرایط عادی ممکن است ضعف‌های ساختاری سال‌ها پنهان بمانند، اما در زمان بحران، این ضعف‌ها آشکار می‌شوند. شاهد این ادعا را می‌توان در اظهارنظرهای سیاسی فردی و حزبی در شرایط امروز کشور دنبال نمود. جنگ همچنین می‌تواند فرصت ظهور نیروهای تازه و توانمند را فراهم کند؛ افرادی که در شرایط دشوار توانایی تصمیم‌گیری، مدیریت و حل مسئله دارند. بسیاری از کشورهایی که پس از جنگ توانستند مسیر توسعه را با سرعت بیشتری طی کنند، دقیقاً از همین تجربه بهره بردند: آن‌ها از دل بحران، نخبگان عمل‌گرا را شناسایی کردند و ساختارهای ناکارآمد را اصلاح نمودند.

گذار دشوار از منطق جنگ به منطق توسعه

با این حال، عبور از وضعیت جنگی به وضعیت توسعه‌ای کار ساده‌ای نیست. منطق جنگ بر بسیج فوری منابع، تمرکز قدرت و تصمیم‌گیری‌های سریع استوار است؛ در حالی که منطق توسعه بر برنامه‌ریزی بلندمدت، نهادسازی و مشارکت اجتماعی تکیه دارد. اگر جامعه‌ای نتواند این گذار را به‌درستی مدیریت کند، ممکن است سال‌ها در فضای ذهنی و نهادی دوران بحران باقی بماند. در چنین شرایطی، حتی شعارهای بزرگ درباره قدرت و جایگاه جهانی نیز نمی‌توانند خلأهای واقعی را جبران کنند و حتی ممکن است اثر معکوس برای جامعه داشته باشد.

نقش تعیین‌کننده نخبگان

در هر جامعه‌ای، نخبگان سیاسی، اقتصادی، علمی و فرهنگی نقشی تعیین‌کننده در شکل دادن به مسیر آینده دارند. تفاوت میان کشورهایی که پس از بحران جهش کرده‌اند و کشورهایی که در چرخه مشکلات گرفتار مانده‌اند، اغلب به کیفیت نخبگان و نحوه تعامل آن‌ها با جامعه بازمی‌گردد. نخبگانی که خود را بی‌نیاز از نقد می‌دانند یا قدرت را صرفاً به معنای حفظ موقعیت می‌بینند، معمولاً به‌تدریج به مانعی در برابر اصلاح تبدیل می‌شوند. در مقابل، نخبگانی که واقعیت‌ها را صادقانه می‌بینند و آماده اصلاح ساختارها هستند، می‌توانند بحران را به فرصتی برای تحول تبدیل کنند.

قدرت؛ مقصد نیست، مسیر است

در این میان، نحوه طرح مفهوم «قدرت چهارم» نیز اهمیت پیدا می‌کند. اگر این مفهوم به‌عنوان یک مقصد قطعی معرفی شود، ممکن است به نوعی رضایت زودرس منجر شود؛ رضایتی که انگیزه اصلاح و نوآوری را کاهش می‌دهد. اما اگر همین مفهوم به‌عنوان یک مسیر طولانی و دشوار در نظر گرفته شود، می‌تواند به ابزاری برای بسیج فکری و اجتماعی تبدیل گردد. در این صورت، مسئله دیگر صرفاً ادعای یک جایگاه نیست، بلکه پرسش این است که چه اصلاحاتی در اقتصاد، آموزش، حکمرانی و فناوری لازم است تا چنین جایگاهی واقعاً ساخته شود.

در واقع، قدرت چیزی نیست که یک‌بار به دست آید و برای همیشه باقی بماند. قدرت باید دائماً بازتولید شود. اقتصاد باید رشد کند، دانش باید گسترش یابد، نهادها باید اصلاح شوند و اعتماد اجتماعی باید تقویت گردد. بدون این عناصر، حتی قدرتمندترین کشورها نیز به‌تدریج جایگاه خود را از دست می‌دهند. بنابراین اگر جامعه‌ای بخواهد آینده‌ای پایدار برای خود بسازد، باید قدرت را نه به‌عنوان یک شعار، بلکه به‌عنوان پروژه‌ای مداوم و جمعی در نظر بگیرد.

نیاز به گفت‌وگوی صادقانه

جامعه پساجنگ بیش از هر چیز به گفت‌وگوی صادقانه نیاز دارد. گفت‌وگویی که در آن هم ظرفیت‌ها دیده شود و هم محدودیت‌ها. جامعه‌ای که بتواند همزمان امید و واقع‌بینی را حفظ کند، شانس بیشتری برای عبور از بحران خواهد داشت. در چنین فضایی، مردم صرفاً شنونده روایت‌ها نیستند، بلکه شریک آینده‌اند. آن‌ها باید بدانند مسیر پیش رو چه دشواری‌هایی دارد و چه تغییراتی برای رسیدن به آینده‌ای بهتر لازم است.

مطابق با موارد فوق، طرح پرسش «قدرت چهارم؛ گام بلند یا دام پنهان؟» تلاشی است برای آغاز یک گفت‌وگو. گفت‌وگویی درباره اینکه چگونه می‌توان از تجربه‌های سخت عبور کرد و در عین حال گرفتار خودفریبی نشد. اگر این مفهوم به فرصتی برای بازاندیشی در مسیر توسعه تبدیل شود، می‌تواند الهام‌بخش یک حرکت تازه باشد. اما اگر تنها به یک روایت تسلی‌بخش تبدیل شود، ممکن است جامعه را از مواجهه با مسائل واقعی بازدارد.

چه بخواهیم و چه نخواهیم، پس از جنگ، ملت‌ها ناگزیرند خود را بار دیگر تعریف کنند؛ جایگاه خود را در جهان بازنگری کنند و افق تازه‌ای برای آینده بگشایند. جامعه ایرانی نیز از این قاعده مستثنی نیست و طبیعی است که در پی بهبود شرایط زندگی و افق‌های روشن‌تر برای آینده باشد. چنین انتظاری نه‌تنها واقع‌بینانه، بلکه حقی طبیعی برای مردمی است که در آزمون‌های دشوار ایستادگی کرده‌اند. به‌ویژه آنکه مقاومت و قدرت‌نمایی در جنگ اخیر این انتظار را تقویت کرده است که دستاوردهای قدرت منطقه‌ای، در نهایت در بهبود زندگی روزمره مردم و در سفره ایرانیان نیز بازتاب پیدا کند.

با این همه، آینده نه از دل شعارها، بلکه از دل شناخت دقیق واقعیت‌ها و اراده‌ای جدی برای اصلاح ساخته می‌شود. تنها در چنین مسیری است که سخن گفتن از قدرت معنایی واقعی پیدا می‌کند؛ معنایی که نه بر رتبه‌بندی‌های ذهنی و ادعاهای بزرگ، بلکه بر توان واقعی یک جامعه برای ساختن آینده‌ای پایدار و زندگی بهتر برای شهروندانش استوار است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha