جنگ ایران در ۲۰۲۶، حتی با آتشبس شکننده فعلی، در حال بازنویسی نقشه قدرت و نظم منطقهای در خاورمیانه است. هفت روند کلیدی، آینده سیاسی، امنیتی و اقتصادی منطقه را تعیین خواهند کرد.
ایران زنده ماند، اما قواعد بازی تغییر کرد
حکومت تهران هنوز پابرجاست. این موضوع اهمیت دارد و باید پیش از هر چیز روشن گفته شود، زیرا بخش قابل توجهی از منطق جنگ که بهطور علنی بیان نمیشد یعنی امید به فروپاشی یا حداقل تغییر رژیم از طریق عملیات «خشم حماسی» بود. این اتفاق نیفتاد. جمهوری اسلامی ایران بزرگترین کمپین نظامی آمریکا و اسرائیل در تاریخ مدرن منطقه را تحمل کرد، با اینکه رهبر معظم خود را از دست داد، تأسیسات هستهای و توان نظامی آسیب دید ولی همچنان پابرجاست.
آنچه تغییر کرده، محاسبات تهران درباره بقای خود است. ایران شاهد بود که یک کشور در مذاکرات هستهای فعال دوبار بمباران شد. درس بازدارندگی از این رویداد ساده و روشن است؛ بی اعتمادی.
به نظر میرسد غریزه بقا و بی اعتمادی به غرب در کوتاهمدت بر همه امور، از جمله هرگونه تعامل دیپلماتیک جدی، غالب خواهد بود. این یکی از دلایلی است که مذاکرات هستهای اسلامآباد شکست خورد و هر مذاکرهای در آینده از پلهای پایینتر از سطح اعتماد شروع خواهد شد.
خلیج فارس دیگر آرام نیست
کشورهای شورای همکاری خلیج (GCC) در طول جنگ بیشترین آسیب را متحمل شدند. بحرین ۸۷درصد از موشکهای پاتریوت خود را مصرف کرد، کویت و امارات حدود ۷۵درصد. پالایشگاهها و خطوط انتقال نفت هدف حملات متعدد قرار گرفتند و بیش از ۶۰ حمله پهپادی و موشکی تنها در یک روز، ثبات ادعایی منطقه را در هم شکست.
تصمیم امارات برای ترک اوپک در ۱ مه، نشاندهنده بازنگری استراتژیک است؛ کشورهای خلیج دیگر نمیتوانند امنیت خود را به یک قدرت خارجی بسپارند و اکنون به دنبال ظرفیت دفاعی منطقهای یکپارچه هستند.
پروژه عادیسازی روابط اسرائیل متوقف شد
پیش از جنگ، روند عادیسازی روابط کشورهای عربی با اسرائیل (توافقات ابراهیم) در جریان بود و سعودیها نزدیکترین گزینه بودند. اما جنگ ایران و مشاهده حملات گسترده اسرائیل در لبنان، غزه و ایران، افکار عمومی عرب را به شدت علیه هر توافق با اسرائیل تحریک کرده است.
در نتیجه هر تلاش برای نهایی کردن عادیسازی، هزینه سیاسی داخلی غیرقابل جبران برای رهبران عرب دارد. پروژهای که میتوانست محور امنیتی آمریکا در منطقه باشد، اکنون به حالت تعلیق درآمده است.
آمریکا و اسرائیل؛ شکاف تازه در اتحاد
نظرسنجیها نشان میدهد بیش از ۶۰درصد آمریکاییها با جنگ ایران مخالف هستند. تحلیلگران میگویند این مسأله، پایههای حمایت بیقید و شرط آمریکا از اسرائیل را تضعیف کرده است. در نتیجه، دولتهای آینده آمریکا احتمالاً همکاری نظامی را مشروط به رفتار اسرائیل خواهند کرد و سیاستمداران اسرائیلی باید فرضیات خود درباره تضمینهای دائمی واشنگتن را بازبینی کنند.
چین؛ قدرت ضروری در خاورمیانه
چین بدون شلیک یک گلوله، نقش حیاتی در مذاکرات آتشبس ایفا کرد. استفاده چین از ابزار اقتصادی و دیپلماتیک، آن را از یک بازیگر توانمند به یک بازیگر ضروری در منطقه تبدیل کرده است. این روند موقعیت دیپلماتیک پکن را در خاورمیانه بهطرز چشمگیری تقویت کرده است.
دومینو هستهای در حرکت
ایران طی جنگ دو بار بمباران شد و مذاکرات هستهای شکست خورد. این تجربه باعث شده کشورهای منطقه، از جمله عربستان، ترکیه، ژاپن و کره جنوبی، گزینههای هستهای خود را جدیتر بررسی کنند. نگرانی از ناکارآمدی تضمینهای امنیتی آمریکا، فشار تازهای بر رژیمهای منطقه وارد میکند و روند اشاعه هستهای را تسریع کرده است.
بازسازی تصویر خلیج فارس نسلها طول میکشد
جنگ روایت «امنیت و ثبات دائمی» خلیج فارس را نابود کرد. دهها میلیون نفر در بحران غذا، سوخت و هشدار موشکی قرار گرفتند و سرمایهگذاری خارجی آسیب دید. بازسازی اعتماد و بازگرداندن خلیج فارس به جایگاه قبلی، نه ماهها، که نسلها زمان خواهد برد.
جنگ ایران ۲۰۲۶ یک آتشبس شکننده باقی گذاشته است، اما نظم منطقهای و اعتماد به قدرتهای سنتی در حال بازتعریف است. ایران زنده و استوار مانده، خلیج فارس لرزان، اتحاد آمریکا-اسرائیل تحت فشار و چین به قدرتی ضروری تبدیل شده است. خاورمیانهای که از این جنگ بیرون میآید، جایی بین وعدهها و واقعیت خواهد بود؛ آیندهای نامطمئن و پرتحول.





نظر شما