تحولات منطقه

۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۴:۴۲
کد مطلب: ۱۱۴۸۶۹۴

«یاد امام باقر(ع) یعنی یاد سربرآوردن حیات دوباره‌ جریان اصیل اسلامی در مقابله‌ با تحریف‌ها و مسخ‌هایی که انجام گرفته بود»؛ این کلام رهبر شهید انقلاب، نه یک توصیف تاریخی صرف، بلکه کلیدواژه‌ای برای درک یک تحول بنیادین در تاریخ تشیع است.

امام باقر(ع)، مرزهای میان اسلام ناب و اسلام اموی را ترسیم کردند / وقتی دانش از شمشیر بُرنده‌تر می‌شود
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

در روزگاری که امویان با تکیه بر اریکه قدرت، هویت اسلامی را به مسلخ برده و از خلافت، جز نامی بی‌محتوا باقی نگذاشته بودند، حضرت باقرالعلوم(ع) نهضتی را آغاز کرد که نه با شمشیر، بلکه با سلاح تبیین، بنیان‌های فکری استبداد را فرو ریخت.

امروز در سالروز شهادت آن پیشوای سترگ، پرسش اساسی این است که چگونه یک حرکت علمی می‌تواند در قامت یک مبارزه سیاسی تمام‌عیار ظاهر شود؟ برای پاسخ به این پرسش و واکاوی ابعاد پنهان سیره حضرت سیدالفقهاء، با حجت‌الاسلام والمسلمین مسعود عالی، کارشناس دینی به گفت‌وگو نشسته‌ایم تا دریابیم چرا کرسی درس امام، بیش از آنکه یک محفل آموزشی باشد، یک جبهه رویارویی با جریان تحریف بود.

جهاد تبیین در سیره امام پنجم(ع) در گفت‌وگو با استاد عالی/ وقتی دانش از شمشیر بُرنده‌تر می‌شود

‏گشایش در میانه طوفان؛ میراث «نجیب بنی‌امیه»

حجت‌الاسلام عالی با ترسیم فضای سیاسی اواخر دوران اموی، معتقد است که حضرت باقرالعلوم(ع) از یک فرصت تاریخی کوتاه اما طلایی برای بازسازی بدنه معرفتی جامعه اسلامی بهره بردند. ایشان می‌گوید: دوران امامت امام پنجم شیعیان، با سال‌های پایانی اقتدار بنی‌امیه همزمان بود. در این میان، شخصیت عمر بن عبدالعزیز یک استثنای تاریخی به شمار می‌رود که در روایات ما از او به عنوان نجیب‌ بنی‌امیه یاد شده است. او که تحت تربیت استادی مؤمن و شیعی قرار داشت، با نگاهی متفاوت به جایگاه اهل‌بیت(ع)، اقداماتی انجام داد که فضای خفقان را تا حدی تلطیف کرد. برچیدن سنت زشت سبّ و لعن امیرالمؤمنین(ع) بر منابر و بازگرداندن فدک به فرزندان حضرت زهرا(س)، از جمله اقداماتی بود که در دوران کوتاه سه ساله او رخ داد.

این کارشناس دینی در ادامه می‌افزاید: اگرچه عمر بن عبدالعزیز تنها سه سال بر مسند بود اما همین بازه زمانی و پس از آن، دوران تزلزل قدرت مرکزی امویان و انتقال قدرت به بنی‌عباس، فضایی را ایجاد کرد که پیشوای پنجم بتوانند نهضت علمی خود را گسترش دهند. این دوران، زمانه‌ای بود که قدرت‌های مادی درگیر آشوب‌های داخلی بودند و امام باقر(ع) و پس از ایشان امام صادق(ع)، از این خلاء قدرت برای تثبیت مرجعیت علمی و دینی اهل‌بیت به بهترین شکل استفاده کردند.

علم به مثابه جهاد؛ بازخوانی نظریه انسان ۲۵۰ ساله

استاد عالی با اشاره به نگاه ژرف رهبر معظم انقلاب در کتاب انسان ۲۵۰ ساله، بر این نکته تأکید می‌کند که فعالیت‌های علمی ائمه را نباید از کنشگری سیاسی جدا دانست. ایشان تصریح می‌کند: برخی به اشتباه گمان می‌کنند که کار علمی حضرت باقرالعلوم(ع) یک فعالیت کتابخانه‌ای و جدا از مسائل حکومتی بوده است. اما حقیقت این است که در منطق روایی ما، به ویژه در احادیث کتاب شریف اصول کافی، کار علمی این بزرگواران دقیقاً یک مبارزه مستقیم با حاکمیت جور تلقی می‌شد. امام با تبیین معارف ناب، در واقع داشتند به جامعه می‌فهماندند که حاکمیت فعلی، فاقد صلاحیت‌های لازم برای جانشینی پیامبر(ص) است.

ایشان در تبیین این ادعا اضافه می‌کند: خلافت در اسلام، صرفاً به معنای حکمرانی سیاسی نیست؛ بلکه خلیفه، جانشین رسول‌الله(ص) در تمام شئون است. کسی که در این جایگاه می‌نشیند، باید از دو ویژگی بنیادین برخوردار باشد: علم سرشار نسبت به دین و تقوای الهی در بالاترین سطح. حکام بنی‌امیه با آن سوابق عیاشی و فساد، از نظر علمی کاملاً پوچ بودند. آن‌ها برای جبران این خلأ، عالمان درباری را به خدمت می‌گرفتند تا دین را به نفع قدرت تفسیر کنند. در چنین شرایطی، وقتی امام باقر (ع) علم خالص و ناب نبوی را عرضه می‌کرد، در واقع با زبان بی‌زبانی فریاد می‌زد که جایگاه خلافت متعلق به کسی است که این دانش را دارد، نه آنانی که بر کرسی قدرت تکیه زده‌اند.

پیوند ناگسستنی دانش و اقتدار در منطق باقری

در بخش دیگری از این گفت‌وگو، حجت‌الاسلام عالی به یکی از کلیدی‌ترین روایات مرتبط با سیره امام پنجم اشاره می‌کند که مرز میان علم نافع و علم منزوی را مشخص می‌سازد. ایشان خاطرنشان می‌کند: در روایات آمده است که از محضر حضرت باقر(ع) سؤال شد: آیا ممکن است علم در یک سو باشد و قدرت و سلاح در سوی دیگر؟ (أَفَیَکُونُ الْعِلْمُ مُزَایِلًا لِلسِّلَاحِ؟) افیکون العلم مزایلا للسلاح) پاسخ حضرت بسیار راهبردی است؛ ایشان می‌فرمایند که خیر، این دو از هم جدا نیستند. هر جا که علم واقعی دین حضور دارد، همان‌جا باید مرکزیت قدرت و حاکمیت باشد. این کلام به معنای آن است که جدایی دانش الهی از مدیریت جامعه، یک انحراف بزرگ است.

این پژوهشگر دینی با تحلیل این روایت می‌گوید: وقتی امام پنجم شیعیان بر کرسی تدریس می‌نشستند، در واقع داشتند اعتراض خود را به ساختار موجود اعلام می‌کردند. ایشان با نشان دادن غنای علمی خود، بی‌مایگی و عدم مشروعیت خلفا را به رخ می‌کشیدند. به همین دلیل است که دستگاه حاکمه، حتی فعالیت‌های آموزشی ایشان را برنمی‌تابید و آن را نوعی تهدید امنیتی تلقی می‌کرد. امام ثابت کردند که علم، سلاح برنده مؤمن در برابر تحریف است و هر جا که نور دانش باقری بتابد، ظلمت جهل و استبداد عقب‌نشینی خواهد کرد.

شکافنده دانش‌ها و تقابل با الهیات توجیه‌گر

استاد عالی معتقد است که رسالت اصلی حضرت باقرالعلوم(ع)، بازگرداندن عقلانیت و اصالت به پیکره دین بود. ایشان می‌گوید: بنی‌امیه تلاش می‌کردند تا با ترویج نوعی از تفکر جبری و الهیات توجیه‌گر، مردم را نسبت به سرنوشت خود بی‌تفاوت کنند. اما امام باقر(ع) با شکافتن لایه‌های عمیق دانش، راه را بر این تحریف‌ها بستند. ایشان با استناد به آیات الهی و سنت صحیح نبوی، نشان دادند که دینداری واقعی با پذیرش ظلم سازگار نیست. ایشان در واقع مرزهای میان اسلام ناب و اسلام اموی را ترسیم کردند.

ایشان با اشاره به آیه شریفه «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»(سوره نحل، آیه ۴۳) می‌افزاید: امام(ع) با تکیه بر این اصل قرآنی، مرجعیت علمی اهل‌بیت را به عنوان تنها راه نجات از سرگردانی فکری معرفی کردند. ایشان به شاگردان خود می‌آموختند که دانش را باید از سرچشمه اصلی آن دریافت کرد، نه از کسانی که علم را به بهای ناچیز به حاکمان می‌فروشند. این حرکت، باعث شد تا نخبگان جامعه از سراسر بلاد اسلامی به سوی مدینه سرازیر شوند و هسته‌های اولیه تمدن نوین اسلامی شکل بگیرد.

کادرسازی استراتژیک؛ فراتر از یک آموزش ساده

حجت‌الاسلام عالی در ادامه گفتگو، به جنبه دیگری از سیره پیشوای پنجم اشاره می‌کند که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. ایشان می‌گوید: حرکت امام باقر(ع) صرفاً تربیت تعدادی شاگرد نبود؛ بلکه ایشان در حال کادرسازی برای آینده جهان اسلام بودند. در آن ۱۵ سالی که میان سقوط بنی‌امیه و استقرار کامل بنی‌عباس فاصله افتاد، این شاگردان امام بودند که در اقصی نقاط عالم اسلام، پرچم هدایت را برافراشتند. امام با هوشمندی تمام، از درگیری‌های نظامی که نتیجه‌ای جز نابودی نیروهای خودی نداشت پرهیز کردند و به جای آن، به تقویت زیرساخت‌های فکری شیعه پرداختند.

ایشان تأکید می‌کند: اینکه می‌بینیم امام باقر(ع) را شکافنده دانش‌ها می‌نامند، به معنای آن است که ایشان بن‌بست‌های فکری را شکستند. ایشان نشان دادند که یک رهبر الهی حتی در سخت‌ترین شرایط سیاسی و در حالی که به ظاهر از قدرت برکنار است، می‌تواند با تکیه بر قدرت دانش و معنویت، مسیر تاریخ را تغییر دهد. این همان حیات دوباره‌ای است که در کلام رهبری به آن اشاره شده؛ یعنی سربرآوردن جریانی که هیچ تحریفی نمی‌تواند آن را مسخ کند.

میراث باقری؛ الگویی برای عصر حاضر

این کارشناس دینی بر ضرورت الگوگیری از سیره حضرت باقر(ع) در مواجهه با چالش‌های معاصر تأکید کرده و می‌گوید: امروز هم ما درگیر جنگ روایت‌ها و تحریف‌های گوناگون هستیم. الگوی امام باقر(ع) به ما می‌آموزد که راه مقابله با این هجمه‌ها، بازگشت به علم نافع و تبیین دقیق حقایق است. ما نباید اجازه دهیم که دانش از تعهد و سیاست از دیانت جدا شود. امام به ما آموخت که قدرت واقعی در پیوند میان بصیرت و دانش نهفته است.

حجت‌الاسلام عالی در پایان خاطرنشان می‌کند: شهادت امام باقر(ع) پایان راه ایشان نبود، بلکه آغاز نفوذ گسترده تفکر شیعی در لایه‌های مختلف جامعه اسلامی بود. ایشان با وقار علمی و صلابت ایمانی خود، چنان بنیانی را پایه‌گذاری کردند که قرن‌هاست تشیع از ثمرات آن بهره‌مند است. برای درک عمیق‌تر این حرکت تمدن‌ساز و بررسی نسبت میان سیره ایشان با نیازهای امروز جامعه، باید بار دیگر به میراث مکتوب و روایی آن حضرت رجوع کنیم.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha