امروز هشتم ذیالحجه است؛ روزی که در فرهنگ دینی ما به یومالترویه شهرت دارد. این روز در تاریخ اسلام با نام امام حسین(ع) گره خورده است، زیرا درست در لحظهای که هزاران نفر برای رسیدن به ثواب حج در مکه گرد آمده بودند و خود را برای سفر به عرفات آماده میکردند، امام زمانشان خانه خدا را به قصد قربانگاه کربلا ترک کرد. رهبر شهید انقلاب حج را مظهر آمیختگی معنویت و سیاست میدانستند و تأکید میکردند حج بیبرائت و بیپیوند با ولایت، آن حجی نیست که اسلام میخواهد. اما چالش بزرگ اینجاست که چطور میشود کسی ادعای بندگی خدا را داشته باشد، اما در حساسترین لحظه تاریخ، بین مناسک حج و یاری امام، اولی را انتخاب کند؟
برای بررسی ابعاد پنهان این روز، اصلاح تصورات اشتباه درباره حج ناتمام و واکاوی مفهوم دینداری بابصیرت، با حجتالاسلام علیرضا پناهیان به گفتوگو نشستیم تا از زاویهای متفاوت به این واقعه نگاه کنیم.

غفلتی که دل انسان را میسوزاند
حجتالاسلام پناهیان پیش از ورود به بحث اصلی، به یک نکته مهم فقهی و تاریخی اشاره کرده و میگوید: این سخن مشهور که امام حسین(ع) حج خود را نیمهتمام گذاشت، از نظر تاریخی دقیق نیست. طبق روایتهای معتبر کتاب کافی، اعمال حج از ظهر نهم ذیالحجه آغاز میشود، در حالی که امام(ع) روز هشتم مکه را ترک کردند. ایشان در طول اقامت چند ماهه خود، عمره مفرده انجام داده بودند و پیش از آنکه محرم حج شوند، از مکه خارج شدند. بنابراین هیچ عمل واجبی رها نشد؛ بلکه امام آگاهانه میان مناسک حج و نجات اسلام، دومی را که اولویت داشت انتخاب کردند تا هم جان خود را از ترور مخفیانه یزیدیان حفظ کنند و هم حرمت خانه خدا با ریخته شدن خونشان شکسته نشود.
ایشان با گلایه از بیتوجهی به جایگاه یومالترویه تصریح میکند: واقعاً دل انسان میسوزد از این غفلت بزرگ. ای عزادار اباعبدالله(ع)، چرا یومالترویه برای تو در تراز عاشورا اهمیت ندارد؟ این روز هسته مرکزی حرکت عاشوراست و درست در قلب وقایع مهم ذیالحجه قرار دارد؛ یعنی فردای سالروز شهادت امام باقر(ع) و روز پیش از عرفه. در این روز حاجیها آماده میشوند تا به سمت عرفات بروند، اما درست در همین لحظه، اباعبدالله الحسین(ع) آماده کوچ به سوی کربلا شد. این حرکت، یک پیام ساده نبود، یک انقلاب در مفاهیم دینی بود تا ثابت کند طواف بدون بصیرت، چیزی جز عادت نیست.
وقتی امام جماعت وسط نماز میرود!
این کارشناس مذهبی برای اینکه عمق فاجعه آن روز را برای مردم عادی ملموس کند، از یک مثال ساده و تکاندهنده استفاده کرده و توضیح میدهد: حرکت امام(ع) در روز هشتم ذیالحجه، مثل این میماند که وقت اذان شده، همه مردم در صفهای منظم ایستاده و منتظرند امام جماعت تکبیر بگوید، اما ناگهان امام جماعت بلند میشود و از مسجد بیرون میرود.
ایشان با طرح این پرسش که واکنش مردم در چنین موقعیتی چیست، اضافه میکند: قطعاً مردم از خودشان و از همدیگر میپرسند که چه شد؟ چرا حاجآقا رفت؟ ما که منتظر نماز بودیم! حرکت امام حسین(ع) از مکه هم دقیقاً همین طور بود. ایشان با این کار میخواست یک سؤال بزرگ در ذهنها ایجاد کند. میخواست بگوید وقتی امام شما دارد میرود، شما به چه امیدی ایستادهاید و میخواهید برای چه کسی عبادت کنید؟
هراس از تولد «معنویت سکولار»
در ادامه این موضوع به سمت ریشههای این رفتار مردم کشیده میشود. این پژوهشگر دینی معتقد است اگر ما امروز یومالترویه را یادآوری نکنیم، در خطر تحریف دین قرار میگیریم. وی با صراحت میگوید: حضرت اباعبدالله(ع) جهاد، نجات جامعه و حرکت به سوی شهادت را بر عبادت باعظمتی مثل حج ترجیح داد. اگر ما این اولویتبندی را یاد نگیریم، به مرور زمان دچار یک معنویت سکولار میشویم.
حجتالاسلام پناهیان در تبیین این نوع معنویت تشریح میکند: معنویت سکولار یعنی آدمهایی داشته باشیم که خیلی اهل دعا و مناجات هستند، اما کاری به سیاست، جامعه و امام ندارند. آدمهایی که فکر میکنند دین فقط همین چسبیدن به مناسک فردی است. امام حسین(ع) با خروجش از مکه، خط بطلانی بر این نوع دینداری کشید و نشان داد عبادت بدون بصیرت و بدون همراهی با ولی خدا، هیچ ارزشی ندارد.
عبادتکنندگان حرفهای اما بیبصیرت
بخش تلخ تاریخ یومالترویه، تنهایی امام(ع) در میان انبوه جمعیت است. این استاد حوزه با اشاره به غربت سیدالشهدا(ع) در آن روز بیان میکند: مردم اباعبدالله(ع) را تنها گذاشتند. واقعاً باید گفت آنهایی که ماندند و به حجشان ادامه دادند، عبادتکنندگان حرفهای اما نادان و سبکمغزی بودند. آنها دیدند جان امام در معرض تهدید است و او را از حرم بیرون کردهاند، اما باز هم دلشان نیامد از ثواب حجشان بگذرند.
ایشان با لحنی پرسشگر خطاب به آن جمعیت تاریخی و شاید انسانهای امروز میگوید: شما دارید کجا میروید؟ محرم شدهاید که در عرفات چه بگویید؟ میخواهید از کدام گناه توبه کنید وقتی پاره جگر پیغمبر(ص) دارد به سمت مقتل میرود؟ آیا شما بهتر از امام میفهمید که به عبادت چسبیدهاید؟ این نشان میدهد که آنها اصلاً فلسفه حج را نفهمیده بودند.
حج یعنی قشونکشی برای یاری امام
حجتالاسلام پناهیان برای تأیید حرفهایش به کلامی از امام باقر(ع) استناد میکند که نگاه ما را به کل مناسک حج تغییر میدهد. او اظهار میکند: امام باقر(ع) در روایتی که در جلد چهارم کتاب کافی آمده، میفرمایند: «تَمامُ الحَج لقاءُ الإمام»؛ یعنی کمال و تمامیت حج به این است که زائر به دیدار امام برود و آمادگیاش را برای یاری او اعلام کند.
ایشان با استناد به این روایت تأکید میکند: امام باقر(ع) حج را یک نوع قشونکشی لشکریان برای نصرت امام میدانند. حالا تصور کنید امام از حج بیرون آمده و مردم هنوز دارند دور کعبه میچرخند، این یعنی یک پوسته بیمغز. این صحنه به قدری دردناک است که انسان دوست دارد یک گوشه بنشیند و فقط برای این غربت گریه کند.
اشکی که عیارش بالاتر از روضه عاشوراست
این سخنران مذهبی تصریح میکند: گریه یومالترویه، جنسی متفاوت و عیاری بالاتر دارد. در این روز ما برای شمشیر و نیزه گریه نمیکنیم. برای لب تشنه و سر بریده یا تازیانه خوردن کودکان هم گریه نمیکنیم. عیار این گریه بالاتر است چون برای نفهمیدن مردم است. حجتالاسلام پناهیان در پایان خاطرنشان میکند: روضه یومالترویه، روضه غربت معرفت است. روضه مردمی است که حسین(ع) را تنها گذاشتند چون فکر میکردند عبادت خودشان مهمتر از فرمان امام است. ما باید از یومالترویه عزاداری را شروع کنیم تا یادمان بماند که کربلا نتیجه همین ترجیح دادن خود بر امام بود. اگر کسی یومالترویه را بفهمد، عاشورا را با بصیرت بیشتری درک خواهد کرد. یومالترویه به ما میآموزد که دینداری بدون شناخت اولویتها، میتواند انسان را در مقابل حقیقت قرار دهد، حتی اگر در حال طواف خانه خدا باشد.






نظر شما