تحولات منطقه

خیمه محرم که برافراشته می‌شود، جان‌های شیفته بار دیگر در جست‌وجوی روایتی هستند که عطش درک واقعه عظیم کربلا را فرونشاند.

بزرگ‌ترین خطر برای تعزیه، مدرنیته نیست؛ سطحی‌نگری است / تعزیه؛ تجلی معرفت عاشورایی در آینه هنر ایرانی
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

خیمه محرم که برافراشته می‌شود، جان‌های شیفته بار دیگر در جست‌وجوی روایتی هستند که عطش درک واقعه عظیم کربلا را فرونشاند. در این میان، «تعزیه» نه تنها یک نمایش آیینی؛ بلکه منبری تصویری و رسانه‌ای قدسی است که در طول سده‌ها، امانت‌دار سوگ خاندان وحی و حافظ میراث معنوی و هنری این مرزوبوم بوده است. شبیه‌خوانی، پیوندی ناگسستنی میان عاطفه مذهبی و ظرافت‌های هنری ایجاد کرده تا پیام «هیهات منا الذله» را در گوش زمان طنین‌انداز کند. اما حفظ این میراث گرانبها در تلاطم دنیای مدرن، نیازمند نگاهی ژرف و مستند است تا غبار تحریف و بدعت بر چهره این آیین معرفت‌بخش ننشیند. برای بررسی ابعاد تاریخی، موسیقایی و نمادشناسی این هنر، با اسماعیل مجللی به گفت‌وگو نشستیم. او پژوهشگر، تعزیه‌خوان و نویسنده کتاب ارزشمند و مرجع «شبیه‌نامه» بوده که با نگاهی علمی و اسنادی، سال‌ها در مسیر صیانت از اصالت‌های شبیه‌خوانی گام برداشته است.

 اسماعیل مجللی
اسماعیل مجللی

‏‏‏تعزیه را موزه زنده موسیقی ایران می‌دانند؛ این هنر چگونه توانست ردیف‌های آوازی اصیل را در بطن خود حفظ کند و امروزه ورود نغمات بیگانه، چه خطری برای هویت موسیقایی آن دارد؟

بسیاری از بزرگان موسیقی از دوران قاجار به بعد، بر این نکته اتفاق‌نظر دارند که تعزیه، موسیقی اصیل ایرانی را حفظ و حراست کرده است. در واقع تعزیه به‌طور ناخواسته سبب شد موسیقی از حصار فراموشی و تحریم خارج شود. البته این یک نگاه تخصصی از منظر موسیقی‌شناسی است؛ چراکه از نگاه خود تعزیه‌خوانان، این موضوع لزوماً آگاهانه نبوده است. تعزیه هنری فونتیک و گوشی است؛ ما مایه‌ها و دستگاه‌ها را از گذشتگان شنیده‌ایم و همان‌ها را تکرار می‌کنیم. حتی شاید بسیاری از شبیه‌خوانان نام گوشه‌هایی را که اجرا می‌کنند، ندانند.
هدف اصلی تعزیه‌خوان، حفظ موسیقی نیست؛ ما برای برآوردن نیاز مذهبی خود و تماشاگران می‌خوانیم تا حق مطلب را در رثای اهل‌بیت(ع) ادا کنیم، اما اگر این فرایند به حفظ موسیقی ملی کمک کرده، باید گفت مفت چنگ هنر موسیقی. با این حال، بسیاری از گوشه‌های نایاب موسیقی که شاید نام آن‌ها را هم به راحتی نتوانیم پیدا کنیم، در تعزیه رعایت و دیده می‌شود. این روند از دوره قاجار مرسوم شد تا موسیقی را از تحریم مذهبی خارج کنند. در آن عهد که موسیقی با تحریم مواجه بود، دربار قاجار موسیقی‌دانانی را گردآوری کرد و عنوان عمله طرب به آن‌ها داد. جالب است بدانید در شب یازدهم محرم، در مجلس بازار شام، صحنه‌ای داریم که امروزه به عنوان خوش‌خوان معروف استسس. در این مجلس، یزید از همین خوش‌خوان‌ها می‌خواهد که به میمنت پیروزی در جنگ کربلا قطعات موسیقایی اجرا کنند؛ این‌ها همان عمله طرب بودند که در ظاهر به دستور یزید، اما در باطن با سیاست دربار قاجار وارد تعزیه شدند تا موسیقی را در خدمت مذهب زنده نگه دارند.
متأسفانه این میراث گرانبها امروزه با تهدیدی جدی مواجه است. رعایت دستگاه‌های موسیقی عملاً تا دهه ۷۰ شمسی ۱۰۰درصد به صورت سنتی بود، اما از دهه ۸۰ به بعد، به دلایل نامعلومی موسیقی پاپ و سازهای غیرتخصصی وارد کار شدند. جالب اینجاست که این جریان با وجود مخالفت مخاطبان و حتی خود تعزیه‌خوانان اصیل، استمرار یافت و عملاً ضربه خود را به تعزیه زد. این بدعت‌ها و ورود نغمات غیرمرتبط، سبب فراموشی نغمه‌های اصلی تعزیه شده و هویت شنیداری این آیین قدسی را که قرن‌ها با نغمات اصیل عجین بود، با خطر جدی مواجه کرده است.

‏‏شما در پژوهش‌هایتان بر «نسخه‌شناسی» تأکید زیادی دارید. آیا امروز با پدیده تحریف در نسخ یا ورود اشعار سست به تعزیه‌های میدانی مواجه هستیم؟ برای صیانت از این امانت چه باید کرد؟

اساس و شکل اصلی نسخه‌های تعزیه تغییر بنیادین نکرده و امروزه ما همچنان نسخه‌های تعزیه دوره قاجار را به کار می‌بریم. اگر تحریفی هم در کار باشد، غالباً همان تحریف‌های قرن نوزدهم است که سینه به سینه رسیده است. اما در سال‌های اخیر، شاهد برخی دخل و تصرف‌هایی هستیم که چندان هم اقبال عمومی نداشته است. برای مثال، در برخی موارد اقدام به قرائت اشعاری می‌کنیم که هیچ وجاهت ادبی یا تاریخی در آن‌ها دیده نمی‌شود. حتی واژه‌هایی که امروزه در ادبیات روزمره وجود دارد را در برخی موارد به اشعار تعزیه افزوده‌ایم که اصلاً خوشایند و متناسب با فضای معنوی کار نیست.
البته باید تأکید کنم که خوشبختانه این افزوده‌ها آن قدر سطحی و نازل هستند که نتوانسته‌اند پایه‌های این هنر را بلرزانند. منظورم این نیست که این روند باید ادامه داشته باشد، بلکه می‌خواهم بگویم اصالت نسخه‌های قاجاری چنان محکم است که این خلل‌های جزئی هنوز نتوانسته ساختار را نابود کند. اما صیانت از این نسخه‌ها وظیفه ماست. ما نباید اجازه دهیم اشعار سست و بی‌مایه، جایگزین کلام فاخر و استواری شود که قرن‌هاست پیام عاشورا را منتقل کرده است. صیانت از نسخه، صیانت از حقیقت واقعه کربلاست.

‏تعزیه را یک «باغ نشانه» می‌دانند. در عصر حاضر که مخاطب با جلوه‌های ویژه سینمایی اشباع شده، آیا نمادهای ساده‌ای مثل تشت آب یا چرخش به دور خود، هنوز قدرت انتقال معنا به نسل جوان را دارند؟

اینکه تعزیه را بیانگر نشانه بدانیم، یک خوانش پژوهشی معاصر است؛ اما در دوره قاجار، هدف اصلی از این طراحی‌ها، سادگی برای درک عامه بود. انتخاب رنگ سبز برای اولیا و سرخ برای اشقیا، با حضور آگاهانی چون کمال‌الملک در دربار، راهی هوشمندانه برای تفکیک سریع خیر و شر توسط مردم بود.
اگر یک تشت آب به منزله رود فرات به کار می‌رفت، به این دلیل بود که مخاطب تنها با لحظه تماس دست حضرت عباس(ع) با آب کار داشت و نیازی به ابعاد جغرافیایی رودخانه نبود. این سادگی امروز به «نشانه‌شناسی» تعبیر می‌شود و اتفاقاً برای مخاطب امروز بسیار جذاب است. یک ‌بار در اجرا، به جای صندلی که نماد «در» بود، لنگه دری واقعی آوردیم که دو نفر آن را نگه داشته بودند؛ مخاطب این قرارداد نمایشی را به راحتی پذیرفت. این نشان می‌دهد قدرت تعزیه در «تخیل» و باور قلبی مخاطب نهفته است، نه در زرق و برق فیزیکی.

‏‏پس از بررسی ارکان هنری تعزیه، پرسشی درباره نقش‌آفرینان مطرح می‌شود؛ جایگاه «تعزیه زنانه» در تاریخ این آیین کجاست و آیا امروز ضرورتی برای احیای آن در قالب‌های اجرایی وجود دارد؟

ساختار تعزیه از ابتدا بر پایه اجرای مردان بنا شد. تعزیه زنانه زمانی باب شد که این هنر کاملاً جا افتاده بود و برای دوره‌ای کوتاه، مجالسی مثل «عروسی دختر قریش» که فضایی شاد و زنانه داشت، اجرا می‌شد. معتقدم نیاز امروز بانوان ما، لزوماً احیای آن فرم خاص نیست؛ چراکه پیام معنوی تعزیه‌های اصیل، جنسیتی نیست و برای همگان قابل بهره‌برداری است. البته در مناطقی مثل بوشهر، سنت حضور بانوان در کنار مردان در اجرای تعزیه از گذشته وجود داشته و همچنان با حفظ اصالت ادامه دارد.
‏فارغ از مباحث اجرایی و جنسیتی، امروزه سخن از «نوآوری» برای جذب نسل جدید بسیار است. از نگاه شما مرز میان پویایی این هنر و بدعتی که به اصالت آن ضربه می‌زند، کجاست؟
اصطلاح «نوآوری» به غلط وارد ادبیات تعزیه شده است؛ چراکه ما در این هنر نوآوری معنایی نداریم. تغییرات جزئی در اشعار یا آهنگ‌ها که برخی نامش را نوآوری می‌گذارند، اغلب ضعیف‌تر از نسخه‌های اصلی است. اشعار اصیل تعزیه چنان هوشمندانه سروده شده‌اند که هنوز هم زبان گویای ما هستند.
جالب است بدانید در تعزیه حتی برای مفاهیم مدرنی مثل «آسیب‌های اجتماعی» مابه‌ازا وجود دارد؛ مثلاً موضوع «کودکان کار» در تعزیه «صالح یهودی» به زیبایی ترسیم شده است. تعزیه خود یک رسانه کامل است و اگر با همان اصالت و درستی اجرا شود، قدرت جذب مخاطب امروز را دارد و نیازی به بدعت‌های ساختگی نیست.

‏به عنوان سخن پایانی، بزرگ‌ترین رسالت امروز ما برای صیانت از این «موزه زنده» در برابر موج سطحی‌نگری چیست تا این میراث با همان شکوه اصیلش به آیندگان برسد؟

تعزیه، هنری خودکفاست که قدرت خود را از سادگی نمادها و پیوند عمیق با موسیقی و ادبیات کلاسیک می‌گیرد. از نگاه بنده بزرگ‌ترین خطر برای این هنر، نه مدرنیته، بلکه سطحی‌نگری و ورود عناصر بیگانه است که می‌تواند حافظه شنیداری و بصری این آیین چندصد ساله را مخدوش کند. حفظ تعزیه، نه فقط حفظ یک آیین مذهبی، بلکه صیانت از موزه‌ای زنده از هنر و معرفت ایرانی است که باید با همان شکوه و اصالت قاجاری‌اش به نسل‌های آینده سپرده شود.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha