یا انباری وسیعی که در آهنی با قفل رمزدار دارد که جز تعداد محدودی از محرمان اجازه ورود به آن منطقه را ندارند. ماجرای دلالان عتیقه و پنهان بودن گنجینه آثار تاریخی که دارند، پرسشهای بی جواب بسیاری دارد؛ اینکه اشیا را چطور به دست میآورند؟ چه سودهای کلان دلاری از این معاملات میبرند؟ مزایده ها چطور برگزار میشود؟ تقلبی با اصل بودن اجناس چطور اثبات میشود و اصلاً مراکز جولان تاجران عتیقه کجاست؟
دکتر کامیار عبدی، استاد دانشگاه و پژوهشگر باستان شناسی با بیان اینکه مراکز عتیقه فروشی در لندن، زوریخ، ژنو و نیویورک است، میگوید: خانواده محبوبیان در لندن و خانواده رب النوع در نیویورک دو خانواده ایرانی تاجر عتیقه هستند. خانواده یهودی رب النوع همان کسانی هستند که چند سال پیش بحث به مزایده گذاشتن الواح هخامنشی را مطرح کردند، اگرچه این ماجرا در نطفه خفه شد و راه به جایی نبرد. درباره خانواده محبوبیان هم اینکه پدر خانواده پزشکی عتیقه باز بود که در دوره پهلوی، مجوز حفاری تجاری میگرفت و گاه از قاچاقچیان، شی میخرید.
او درباره اینکه دلالان، اشیا را چطور به دست میآورند، میگوید: معاملات محرمانه دارند و هر چه را میگویی چطور به دستتان رسیده میگویند ارث پدرم بوده، خب جام هخامنشی چطور به شما ارث رسیده است؟
ماجرای حفاریهای تجاری دوران پهلوی
وی با اشاره به حفاریهای تجاری دوره پهلوی دوم خاطرنشان میکند: آنها موزه بزرگی ساخته بودند، اما اشیا نداشتند که برای نمایش بگذارند، همان زمان مجوز حفاری تجاری داده شد به این معنا که اگر کسی محوطه ای را حفاری کرد در صورت یافتن اشیای تاریخی، نیمی از آن را به عنوان حق الزحمه بردارد و بقیه را تقدیم اداره عتیقهجات کند تا در موزه ایران باستان بگذارند.
عبدی معتقد است، بخشی از این اشیای قاچاق از حفاریهای تجاری آن زمان بوده که به دست دلالان عتیقه رسیده و هیچ سند و مدرکی برای اثبات این موضوع وجود ندارد. بیشتر تاجران عتیقه هم میگویند، ما وارثیم! گویی تمام این اشیای تاریخی از پدرشان، حتی از دوره هخامنشی به آنها ارث رسیده است!
او شکل فروش و نمایش این آثار را در قالب نمایشگاههای شخصی یا مزایده میداند و اضافه میکند: البته موزههای بزرگ چند سالی است که در ظاهر مدعی اند اشیا را از دلالان خریداری نمی کنند، اما چند سال پیش ماجرای خرید چند ظرف عتیقه توسط موزه لوور پاریس لو رفت که آبروریزی شد.
به گفته عبدی، بیشترین خریداران ژاپنی ها و عرب ها هستند که پول روی دستشان باد کرده و نمیدانند که با پولشان چه کنند. اعراب بیشتر علاقه مند به هنرهای اسلامی هستند، برای همین بزرگترین موزه ظروف زرین فام اسلامی درکویت و متعلق به یک موزهدار خصوصی از خانوادههای بزرگ آنجاست، این در حالی است که ایران و سوریه دو مرکز عمده تولید سفال زرین فام هستند، اما در معرفی آثار این موزه، نامی از ایران نیست.
مسأله این است، اصل یا تقلبی؟
تشخیص بین جنس اصل و تقلبی عتیقهها، آنقدری دشوار است که خبره کار میطلبد. عبدی میگوید: گاه تشخیص دو شی تقلبی و اصل در کنار هم به دلیل شباهتهای دقیق و جزیی که دارند، فقط کار یک باستان شناس است که به دلیل تمرکز پژوهشی، صلاحیت این تمییز را دارد.
او به کاتالوگ معرفی اشیای مجموعه خانواده محبوبیان اشاره میکند که بخشی از اشیای آن تقلبی است و اضافه میکند: هیچکدام از اشیای موزه رضا عباسی (موزهای خصوصی در تهران) از حفاری علمی به دست نیامده و میتوان گفت که از بین 100 شی این موزه، 95 مورد تقلبی است. عبدی خاطرنشان میکند: گاهی دلالان عتیقه، این اشیای تقلبی را با قیمتهای بالا به مجموعه داران خصوصی میفروشند.
وی به نامشخص بودن گردش مالی تاجران عتیقه اشاره میکند و میگوید: نمیتوان رقم احتمالی هم داد. وقتی برای یک جام نقره، 900 هزار دلار پول میدهند یا برخی از اشیا تا سه، چهار میلیون دلار هم به فروش میرسد، نمی توان رقم احتمالی از گردش مالی آنها داد، بویژه اینکه بخشی از معاملاتشان محرمانه است.
این باستان شناس میگوید: سال 2007 که آمریکا بودم یک مجسمه کوچک مربوط به 3 هزار سال قبل از میلاد را 56 میلیون دلار فروختند که خود فروشنده هم باورش نمی شد. مکانیزم بازار اشیای عتیقه، بسیار پیچیده است، گاهی برای یک شی تقلبی، سندسازی هم میکنند.
غیر اشیای جیرفت، چه داری؟
او درباره تعداد اشیای تاریخی قاچاقی که از کشورمان خارج میشود، توضیح میدهد: آمارهای غیررسمی دقیقی در این باره وجود ندارد، ممکن است اشیای کوچکی باشد که بازار از آن اشباع شده باشد. به یاد دارم چند سال پیش که بازار از اشیای جیرفت اشباع شده بود، به مسخره میگفتند دیگر اشیای جیرفت نمی خواهیم!
او به شرح ماجرای اشیای تقلبی در معاملات پشت پرده دلالان عتیقه با خریداران میپردازد و میگوید: موزه متروپولیتن از آن موزه هایی بود که از دلالان شی میخرید و از این مسیر، اشیای تقلبی زیادی در موزه ها وجود دارد همچنان با حماقت روی ویترین موزه هاست. از سوی دیگر ده برابر آنچه که برای نمایش گذاشتهاند، در انبارهایشان دارند و چه بسا بسیاری از آن اشیا، تقلبی باشد.
اسکار ماسکارلا از باستان شناسان آمریکایی و کارشناسان موزه متروپلیتن است در مقاله ای از تقلبی بودن جام شیردال، استدلالاتی مبنی بر تقلبی بودن این جام آورده است. او نوشته است که دلالان، اشیای به سرقت رفته از نواحى ویژه یا محوطه هاى کاوش شده را به عنوان اصل، مىفروشند و مشتریان هم با پذیرش این ادعا، اشیای تقلبی را به عنوان اصل خریداری میکنند.
یک نمونه از یافتههای این باستان شناس، جام شیردال بود که ماسکارلا تاریخچه این ظرف را از هنگام خریدارى تا فروش و ضبط آن توسط سازمان امنیت ملى آمریکا، که وجود آن را پنهان نگاه داشته بود، دنبال میکرد. نتایج تحقیقات او نشان داد که این ظرف در حقیقت گونه اى بدلى است و سرگذشت آن گویاى نمونه اى است که در دادوستد یافته هاى باستانى، مدام پیش مىآید. به عقیده ماسکارلا شمار زیادی از اشیای موزهای که از کاوشهای اصولی باستانشناختی به دست نیامدهاند یا به کل تقلبیاند و یا اگر هم تقلبی نباشند، به این دلیل که بافت باستانشناختی آنها از رهگذر حفاریهای غیرقانونی و بدون نظارت باستانشناسان به دست آمده و ثبت و ضبط دقیق و اصولی از آن نیست از نظر باستانشناسی، ارزش چندانی ندارند.




نظر شما