صحبت از روزهای سختی است که بر کادر درمان گذشت. حوادث منتهی به اغتشاشات دی ماه از منظرهای مختلف قابل بررسی است؛ اما نقش ویژه کادر درمان در رسیدگی بیشائبه و بدون دستهبندی به بیماران، امری چشمگیر بوده که کمتر به آن پرداخته شده است. در این گزارش سعی شده روایت میدانی خبرنگار طوس از یکی از بیمارستانهای محل بستری زخمیهای حوادث و اغتشاشات و تلاش کادر درمان برای رسیدگی به این بیماران تصویر شود.
حوالی ساعت 14 روز 20 دی تقریباً همزمان با ساعت ملاقات بیماران، به یکی از بیمارستانهای سوانح مشهد رسیدم تا بتوانم روایتهایی زندهتر از وضعیت رسیدگی به مجروحان و مصدومانی داشته باشم که در جریان اغتشاشات 18 و 19 دی آسیب دیده بودند.
ترافیک جلو درب بیمارستان، رفت و آمد خانوادههایی که برای عیادت بیمارشان آمده بودند و یا مصدومانی که دست و پا یا سر پانسمان شده داشتند، تقریباً قابل توجه بود. مادری لنگان لنگان در حالی که از رمپ اورژانس پایین میآمد، گفت پسرش شب گذشته و هنگام بازگشت از محل کارش تیر خورده و از ناحیه شانه مصدوم است.
تمام طبقات و راهرو همه بخشها پر از تختهایی بود که مصدومان را بستری کرده بودند. با همه ازدحامی که در اتاقها و راهروها به دلیل حضور خانوادهها وجود داشت، پرستاران و پرسنل بیمارستان با تمام داشتهها و نداشتههای خود مشغول رسیدگی به بیماران و مصدومان بودند. پسر جوانی از زانوی آسیبدیده پدرش در اثر اصابت تیر میگفت و مرد ویلچرنشینی که خودش هم پایش پانسمان شده بود، از کسانی میگفت که بر اثر اصابت تیر زخمی شدهاند.
در میان آن شلوغی که هرکس روایت خود یا یکی از نزدیکانش را از چگونگی تیر خوردن و آسیب دیدن داشت، کادر درمان بیهیچ قضاوتی و بیوقفه در حال رسیدگی به مصدومان بودند و فرصت برای سر خاراندن نداشتند. پرستار دستکش به دستی هنگام عبور از کنار تخت یک بیمار در حالی که تلاش میکرد با وسایل در دستش به کسی برخورد نکند، در راهرو به سمت بیماری برگشت که از درد پا نالان بود و کمک میخواست. پرستار پس از شنیدن گلایههای بیمار و همراهش سعی کرد روال درمان را توضیح دهد. او میگفت باید از پای مصدوم وزنه آویزان شود. فقط باید صبر داشته باشد تا او دوباره برگردد و پانسمان پایش را عوض کند. همان وقت یکی از همکاران خود را صدا کرد تا وسایلی را که میخواهد، برای او بیاورد.
مردم، محور ایجاد آرامش
در یکی از بخشها خانمی تقریباً میانسال با چهرهای برافروخته که پیش از این او را در بخش دیگری دیده بودم، بلند گفت: «اگر سر و صدا شد، بدانید علت دارد» و مردی پاسخ داد: «الکی سر و صدا نکن» و زن با صدای بلند همانجا دوباره گفت: «اگر سر و صدا نکنی، میبرند به ناکجاآباد». دوباره سر و صدایش میآمد. زن که یک کارت ملی برای ویلچر گرو گذاشته بود و پرستاران نمیتوانستند آن را پیدا کنند و به او بدهند تا از بیمارستان برود، حسابی همه را عاصی کرده بود. مادر دیگری در تلاش بود با کنار کشیدن زن عصبانی و صحبتهای شمرده شمرده، او را آرام کند. به او گفت: «با سر و صدا چیزی حل نمیشود. خود پرستاران هم ناراحت هستند. فشار زیادی را تحمل میکنند و مریضها منتظرند. همه مثل بچههای خودت هستن. بالاخره یک کارت ملی است، پیدا میشود. کمی صبور باش». چند مرد دیگر هم تلاش کردند تا او را آرام کنند؛ اما این صحبتها هم اثر نکرد و در نهایت اصرارها و سر و صدای زن، صدای بیماران و همراهان دیگر را هم درآورد. همراه یک بیمار از دور داد زد: «خانم برو. ما را خسته کردی». همزمان مصدومی با پای پانسمان شده روی تختش که نزدیک ایستگاه پرستاری بود، نیمخیز شد و گفت: «برو خانم. برو. سرمان رفت». چند لحظه بعد و پس از پیدا شدن کارت ملی، صدای زن بلندتر شد و شروع کرد به توهین با کلمات نامناسب به همه پرستاران بخش و با سر و صدا از آنجا خارج شد. پس از رفتن زن، همه تلاش میکردند پرستاران را آرام کنند. پرستاری با بغض از فشار کاری گفت و اینکه چندین ساعت است نتوانستهاند حتی استراحتی کوتاه داشته باشند. مردی که ظاهری اتوکشیده داشت، به زحمات پرستاران اشاره کرد و پس از تشکر بسیار، بیان کرد: «از دیشب که اینجا هستیم، خیلی بیدریغ زحمت میکشند؛ اما باید کمی روی پرستاران برای چنین فشارهای روانی کار شود تا خود را در این شرایط نبازند و دست و پایشان نلرزد». مرد جوانی که قد بلند و شلواری گشاد به پا داشت، تأکید کرد: «بعضیها بیعقلاند. اینجا گلوله آتش است. کدام مأموری میتواند بیاید اینجا و مریض را با خودش ببرد؟» یکی از پرستاران در یکی از اتاقها با صدای تقریباً بلند داد زد: «برای ما مهم نیست بیمار از کجا آمده یا چرا زخمی شده. ما فقط یک کار انجام میدهیم و آن رسیدگی و نجات جان بیمار است». خلاصه اینکه همه تلاش میکردند تا فضا آرامتر شود.
روند کاهشی مصدومان
در مجموع بررسیهای میدانی و گفتوگوها نشان داد در شب نخست (پنجشنبه شب، 18 دی) بیش از 100 مصدوم، خودشان به این بیمارستان که ظرفیت آن تا 90درصد تکمیل بود، مراجعه کرده بودند. شاهدان عینی گفتند تعداد مراجعان در شب دوم اغتشاشات در 19دی به شکل قابل توجهی کاهش پیدا کرد و خسارتها کار مردم عادی نیست. یکی از جملات کلیدی در گفتوگوها این بود که مصدومان یا همراهان آنها عنوان میکردند به طور اتفاقی در حال رد شدن مورد اصابت گلوله قرار گرفته و برخی هم با چاقو یا سلاح سرد مصدوم شده بودند. نکته قابل توجه دیگر، صحبت یکی از پرسنل بیمارستان بود که گفت: «مصدومی گفته از لرستان آمدهاند و داشتند میرفتند که تیر خوردند». متناسب با همین موضوع، در بخشها و فضای بیمارستان افرادی با لباسهای محلی حضور داشتند.
رد پای عوامل بیگانه
در همین زمینه یکی از مسئولان بیمارستان در گفتوگو با خبرنگار ما با اشاره به کمک داوطلبانه پزشکان و پرستاران اظهار کرد: در شب 18 دی انتظار این حجم از مریض با وجود فعال شدن تیم بحران و افزایش نیروها را نداشتیم به گونهای که در یکی از اتاقها حتی جایی برای گذاشتن جنازه هم نبود. خدا را شکر بسیاری از پزشکان جراح و سایر نیروها داوطلبانه پای کار آمدند و ما توانستیم از حداکثر ظرفیت استفاده کنیم. در حالت عادی گاهی حضور یک جراح هم نیاز به هماهنگی قبلی داشت؛ اما در این چند روز تمامی اتاقهای عمل بیمارستان فعال بود و تمام جراحان داوطلبانه در بیمارستان حاضر شدند و حضور آنها موجب شد به همه بیماران در حداقل زمان ممکن رسیدگی شود. در مجموع این همدلی و همراهی جراحان، پزشکان، پرستاران و سایر نیروها بیسابقه است. مشکل تجهیزات نداشتیم؛ اما به دلیل حجم بالای شکستگیها و اصابت تیر، یکسری تجهیزات مانند وزنه کم آمد که بلافاصله تأمین شد. فشار کاری روی بعضی از افراد شاغل در کادر درمان زیاد است؛ زیرا برخی از آنها در دو بیمارستان مشغول خدمت هستند و با توجه به فشار کاری چند شب اخیر، نیاز به کمک دارند.
او در ادامه توضیح داد: پنجشنبه شب به دلیل خونریزی زیاد، نیاز به خون داشتیم؛ اما با توجه به شرایط، تأمین خون مقدور نبود. در همان وضعیت، مسئول یکی از بخشها با پذیرفتن خطر و طولانی بودن مسافت، با موتور به سازمان انتقال خون رفت و با مشقت فراوان و تمام اتفاقها و خطرات جانی که در طول مسیر برایش پیش آمد، ساعت 2 بامداد پکهای خون را آورد و توانستیم جان چند بیمار را که خونریزی زیادی داشتند، نجات دهیم. فشار کاری به اندازهای در اتاقهای عمل بالا بود که 19دی به طور همزمان در چهار اتاق عمل، فقط جراحی ناحیه شکم انجام میشد. باید توجه داشت در کنار اینکه عملهای حوزه ارتوپدی هم زیاد بود، ما باید پاسخ بیمارانی را که به حالت عادی به بیمارستان مراجعه کرده بودند هم میدادیم.
وی در پاسخ به این پرسش که در شبهای 18 و 19 دی چه تعداد مراجعهکننده داشتند، تشریح کرد: حدود 100 تا 130 نفر در 18 دی مراجعه کردند که بیشترشان بدحال و با آسیبهای جدی بودند و حتی برخی فوتیهایی را مردم آوردند و عملاً کاری از دست ما بر نمیآمد.
در اخبار، گزارشها یا نقل قولها شنیده بودیم که مردم محلات مختلف عنوان کرده بودند کسانی را که اغتشاشگر هستند، یا به اموال عمومی آسیب وارد کردند یا به افراد آسیب زدند، نمیشناختند و هممحلهایهای آنها نبودند. وی در پاسخ به این اظهارنظر گفت: در شب 18 دی برای 19 نفر گواهی فوت صادر شد. در این گزارشها باید شرح صدمهها برای پزشکی قانونی قید شود. فوتشدگان کسانی بودند که احساس میشد با عامه مردم چه از نظر چهره و چه از نظر خالکوبیهای خاصی که در جاهایی از بدنشان شبیه به آرم داشتند، متفاوت بودند و آثار آسیبهای قبلی و جراحیهای گذشته روی بدن آنها دیده میشد و ظاهرشان نشان میداد در جریانهایی آسیب دیدهاند که تمام این موارد عکسبرداری شد.
افزایش جراحیها با کمک جراحان داوطلب
یکی دیگر از مسئولان بیمارستان در گفتوگویی جداگانه اظهار کرد: از زمانی که این بحران به وجود آمد، تعداد زیادی از مجروحان و مصدومان به این بیمارستان مراجعه کردند و بیشتر این افراد توسط خود مردم به بیمارستان آورده شدند که صدمههای آنها ناشی از جسم نافذ بود. جسم نافذ ممکن است چاقو، جسم برنده یا تیر باشد. بیشتر مراجعهکنندگان، جوان و در رده سنی 17 تا 22 سال بودند. با توجه به آمادگی کامل بیمارستان و افزایش دستکم 40درصدی همه ظرفیتها؛ از جمله بخشهای جراحی و اورژانس که نخستین برخورد با مریض را دارند، پیشبینی کرده بودیم. وقتی تعداد مراجعان زیاد میشود، به نسبت باید تعداد تختها هم افزایش پیدا کند و حدود 60 تخت به مجموعه بیمارستان در بخشهای آیسییو و بستری اضافه کردیم. بسیاری از همکاران برخلاف اینکه شیفت کاری آنها نبود، برای انجام کمک به صورت داوطلبانه به بیمارستان آمدند و حتی جراحانی که دیگر در این بیمارستان کار نمیکردند و رابطه استخدامی نداشتند، اعلام آمادگی کردند و برای کمک آمدند و جراحیها تا سه برابر حالت عادی بود.
وی افزود: افزایش حجم درمانها نیاز به تجهیزات داشت که بخشی از آن از قبل در بیمارستان موجود بود و بخش دیگر را معاونت درمان تأمین کرد. سعی کردیم با توجه به اینکه ممکن بود در شبهای بعد هم نیاز به ظرفیت درمانی داشته باشیم، بیمارانی را که حال بهتری داشتند، سریعتر مرخص کنیم و برخی از بیماران به سایر بیمارستانها منتقل شدند. با توجه به اینکه بیشتر مصدومان خونریزی داشتند، نیاز به خون، زیاد بود که با همکاری سازمان انتقال خون توانستیم ذخیره خونی مناسبی را تهیه کنیم؛ اما به نظر میرسد با توجه به کمبود آن در استان، باید اهدای خون افزایش پیدا کند.
شبهای ۱۸ و ۱۹ دی، تصویری از ایثار و انسانیت بود؛ جراحانی که فراتر از شیفت کاری خود آمدند، پرستارانی که خستگی را کنار گذاشتند و حتی افرادی که با جان خود برای آوردن خون تلاش کردند تا مرهمی باشند بر دردهایی که دشمنان کوردل بر دل مردم گذاشتند و این نیروی همدلی بود که جانهای بسیاری را نجات داد.





نظر شما