هنوز از جنایتهای اسرائیل علیه کشورمان کمتر از ۹ماه نگذشته که رژیم اشغالگر صهیونیستی با همدستی آمریکای جنایتکار، بار دیگر بر شیپور جنگ دمیدند و حملات متجاوزانهای را علیه مردم کشورمان به راه انداختند. جنگی که هیچ گاه آغازگرش نبودیم اما قربانیانش، مردم معمولی و زنان و کودکانی هستند که بیگناه به خاک و خون کشیده میشوند و هزاران زندگی، آرزو، امید و خاطره همراهشان دفن میشود. سینمای ایران با گذشت بیش از سه دهه همچنان راوی زخمهایی بوده که از جنگ هشت ساله بر پیکر وطن مانده و حالا هم بیتفاوت به تجاوز دشمن در جنگهای اخیر نخواهد بود. با وجود محدودیت زمانی سینماگران برای تولید اثر و حضور در جشنواره فیلم فجر (که ویترین سینمای ایران در یک سال گذشته است)، اما آنها با سختی و فشار مضاعف، فیلمشان را به فجر رساندند. امسال از میان آثار حاضر در جشنواره فیلم فجر، فیلمهای «نیمشب»، «سقف»، «کافه سلطان»، «رقص باد» و «قمارباز» پنج اثری بودند که به موضوع جنگ ۱۲روزه پرداختند و قصهشان در بستر این اتفاق روز روایت میشد تا قابی از همدلی را در روزهای دود و خون نشان دهد. در ادامه نگاهی به چند اثری داریم که درباره جنگ ۱۲روزه ساخته شدند.
نیمشب پرحادثه
در واپسین روزهای جنگ اسرائیل علیه ایران، زمزمههایی از ساخت نخستین فیلم سینمایی درباره آن شنیده شد و محمدحسین مهدویان نخستین کارگردانی بود که تصمیم گرفت وقایع این جنگ ۱۲روزه را در قالب یک اثر سینمایی روایت کند. به این ترتیب «نیمشب» ۲۰ مرداد ماه امسال جلو دوربین رفت و نسخه نهایی آن در جشنواره فجر امسال رونمایی شد.مهدویان برای روایت خود به سراغ داستانی واقعی از روزهای جنگ رفته و ماجرای سقوط یک موشک عمل نکرده در نزدیکی بیمارستان حضرت فاطمه(س) در یوسفآباد را دستمایه فیلمش قرار داد؛ موشکی که تیمهای امنیتی باید آن را از دل یک محله مسکونی خارج و خنثی میکردند.شخصیت اصلی فیلم، «مهدی» با بازی احسان منصوری، مسئول یک تیم امنیتی چک و خنثی است که همزمان با بحرانی در زندگی شخصیاش، خبر سقوط یک بمب در خیابان یوسفآباد را دریافت میکند و به محل اعزام میشود. روایت فیلم از نیمهشب آغاز میشود و تا صبح ادامه دارد؛ تلاشی شبانه از سوی نیروهای امنیتی و پلیس برای کنترل یک وضعیت بحرانی. آنها مجبورند برای خنثیسازی و جابهجایی بمب، بیمارستان را کاملاً تخلیه و بیماران را به پارک شفق منتقل کنند. اتفاقی که به راحتی امکانپذیر نیست و تیم امنیتی را با چالشهایی مواجه میکند.
فیلمی که راوی بخشی از روزهای دلهرهآور جنگ است.
با هم بودن زیر یک سقف
احساس خوب با هم بودن و همدلی در دوران جنگ ۱۲روزه موجب شد جرقه ساخت «سقف» توسط ابراهیم امینی کارگردان آن زده شود. داستان این فیلم درباره یک استاد دانشگاه میانسال است که خانهاش در جریان حملات رژیم صهیونیستی آسیب میبیند و عروسی خانوادگیشان مختل میشود. این اتفاق موجب میشود این استاد دانشگاه به همراه همسرش از تهران بگریزند. تمرکز این روایت بر نشان دادن جنایتهای رژیم صهیونیستی علیه مردم عادی کشورمان است و قصد دارد پیامدهای روانی ناشی از تنشهای منطقه را به تصویر بکشد.
فیلمساز سعی کرده روایتی انسانی را در اثرش بگنجاند؛ روایتی که نه تنها به وقایع تاریخی یا سیاسی میپردازد، بلکه روایت انسانهای عادی و پیچیدگیهای درونی جامعه را نیز بازتاب میدهد.
امینی درباره ساخت این فیلم گفته بود پیش از اینکه فراخوانی از سمت پیچیینگ فارابی منتشر شود در روزهایی که در جنگ بودیم، دغدغه داشتم جنگ را ثبت کنم و این فیلم برایم ثبت واقعه بود. فکر میکردم در بازه مهمی به سر میبریم. پس از جنگ احساس همدلی و وحدت داشتیم و حس کردیم یک ملت هستیم، احساس میکردم پس از سالها یک ملت هستیم و دوست داشتم آن را ثبت کنم. سعی کردم فیلمی بسازم که حال مخاطب را خوب کند و خانواده و هویت در آن محوریت داشته باشد.
زیر سایه جنگ سایبری
فیلم «قمارباز» هم یک اثر خوشریتم با بازیهای قابل قبول از یک درام معمایی جاسوسی است. داستان فیلم، حمله سایبری به یکی از بانکهای کشور را روایت میکند؛ ماجرایی که یک مأمور خبره را به یکی از برنامهنویسان بانک مظنون میکند و چالش میان این دو، دستمایه ساخت فیلم قرار گرفته است.داستان فیلم براساس یک اتفاق واقعی نوشته شده است و در آن به هک شدن سیستم بانک سپه هم اشاره دارد که در دوران جنگ ۱۲روزه رخ داد. با توجه به نزدیکی زمان واقعه، فیلم در زمان کوتاهی نسبت به حادثه ساخته شده که در مجموع میتوان به آن نمره قبولی داد.
قمارباز با اینکه نخستین تجربه کارگردانی فیلم بلند محسن بهاری بود، اما ریتم کنترلشدهای داشت و در آن به مسئله امنیت اطلاعاتی و جنگ سایبری دشمن اشاره میشود، اینکه وطنفروشی میتواند با چند کلیک هم اتفاق بیفتد. این فیلم نشان میدهد جنگ امروز گاهی با یک پسورد شروع میشود و جنگ فقط توپ و تانک نیست. هک سیستم بانکی توسط سرویسهای جاسوسی اسرائیل، جنگی بود که مردم ما آن را با تمام وجود حس کردند و در این فیلم، ماجرای این حمله سایبری با حملات موشکی رژیم اشغالگر صهیونیستی به کشورمان همزمان شده بود.
تصویری متفاوت از جنگ
داستان فیلم «کافه سلطان» در جادهای دورافتاده و در دل کویر میگذرد؛ جایی که مهری، زنی میانسال سالهاست کافهای متروکه به نام «کافه سلطان» را اداره میکند. او هم مسئول تأمین معیشت خانواده است و هم نقش مادرانه و حمایتی خانواده را بر عهده دارد. این کافه، تنها دارایی و پناهگاه خانواده محسوب میشود و با آغاز جنگ ۱۲روزه، به نقطهای حساس در روایت تبدیل میشود.
قصه فیلم در بستری ملتهب و بحرانی شکل گرفته و با تمرکز بر چالشهای درونی یک خانواده آغاز میشود و بهتدریج آنها را در تنگنای شرایطی قرار میدهد که جنگ، ناخواسته به زندگیشان تحمیل کرده است. در این مسیر، واکنش هر یک از شخصیتها به بحران، تصویری از مواجهه انسان معاصر با ناامنی، اضطراب و تصمیمهای دشوار ارائه میدهد. در واقع داستان فیلم در بستر یک جنگ روایت میشود؛ جنگی که بهعنوان یک عامل بیرونی، تلنگری به یک خانواده میزند و روابط میان اعضای آن را دستخوش تغییر میکند. فیلم تلاش میکند انتظارات نسل جوان و چالشهای درون خانوادهها را به تصویر بکشد؛ روایتی که با نگاهی انسانی و اجتماعی تلاش میکند تصویری متفاوت از جنگ ارائه دهد؛ تصویری که نه در میدان نبرد، بلکه در زندگی روزمره مردم شکل میگیرد.
درخشش یک ملت
داستان فیلم «رقص باد» از سفر یک مرد میانسال به جنوب کشور آغاز میشود؛ سفری که قرار است یادآور عشقی قدیمی باشد و روزهای جوانی را به یاد آورد اما در ادامه خاطراتی از گذشته گریبانش را میگیرد. روایت این فیلم در دوره جنگ ۱۲روزه به تصویر کشیده شده، اما سهم این اتفاق در فیلم تنها نمایش چند موشک در آسمان است و فیلمساز سعی کرده در لایههای پنهان فیلم که عاشقانهای آرام است، چهره زشت جنگ را نشان دهد.اگرچه ایده اولیه این فیلم که نخستین تجربه کارگردانی سیدجواد حسینی است، بازگشت پدر و یک کهنالگوی پدر قهرمان بود اما در زمان ساخت فیلم، ماجرای جنگ پیش آمد و سازندگان فکر کردند که نمیشود بدون واکنش به جنگ ۱۲روزه فیلم را تولید کرد و سبب شد موضوع جنگ به قصه اضافه شود. احمدرضا درویش، کارگردان شناختهشده سینمای ایران هم پس از ۱۲سال دوری از فیلمسازی، با فیلم سینمایی «درخشش» که روایتی از مقاومت ملت ایران در برابر تهاجم دشمن به سرزمین ایران است به سینما برمیگردد، فیلمی که در مرحله تولید قرار دارد و احتمالاً جنگافروزی اخیر آمریکا و اسرائیل هم در روایت آن بیتأثیر نباشد اما وجه اشتراک همه فیلمهای یاد شده در جشنواره فجر امسال و آثاری که در دست تولید هستند، روایت مشترک مقاومت و همدلی مردم عزیزمان در برابر تجاوز دشمن است که قابی از همبستگی و اتحاد در روزهای سخت جنگ را روی پرده نقرهای میآورد.





نظر شما