محمد برزگری فیروز آبادی کارشناس ارشد اقتصادی، با اشاره به شرایط فعلی اقتصاد ایران در خرداد ۱۴۰۵ در گفت و گو با قدس اظهار کرد: در شرایط کنونی، اگرچه سناریوی تشدید جنگ و بحران فرسایشی به عنوان رویکرد غالب بر فضای روانی بازارها سنگینی میکرد، اما این روزها پالسهای مثبتی از شکلگیری یک “توافق موقت” به گوش میرسد. ترافیک دیپلماتیک هفتههای اخیر، رفتوآمد فشرده هیئتهای سیاسی منطقه به تهران و متعاقباً رایزنیهای مقامات ایرانی در کشورهایی مثل چین و روسیه، نشان میدهد که در کنار سناریوی سنتی جنگ، پنجره توافق کاملاً باز شده است.
وی تأکید کرد: شکی در این نیست که این توافق در هر سطحی، به معنای شکست آمریکاست؛ چرا که واشنگتن به هیچکدام از اهداف خود نرسید و در نهایت مجبور شد پای میز مذاکره با ایران بنشیند، تن به بخشی از خواستههای تهران بدهد و عقبنشینی کند؛ هرچند که هر توافقی یک بدهبستان متقابل است و اختلافات بنیادین دو طرف را به کلی از بین نخواهد برد.
چالش نظام «عوارضگیری» در تنگه هرمز
برزگری با اشاره به وضعیت تنگه هرمز تصریح کرد: واقعیت روی زمین نشان میدهد که ادامه وضعیت محاصره و انسداد هوشمند و محدود تنگه هرمز برای هیچکدام از طرفین در بلندمدت قابل تحمل نیست. فشار اقتصادی این وضعیت برای ایران هزینهزا است و از آن طرف، اختلال در مهمترین شاهراه انرژی جهان برای آمریکا و اروپا پذیرفتنی نیست و اقتصاد جهانی تاب این ناامنی را ندارد. بنابراین، وضعیت فعلی ناگزیر باید به یک جنگ تمامعیار ختم میشد یا به یک توافق مصلحتی میرسید که اکنون سناریوی توافق قوت گرفته است.
وی گفت: در این میان، آمریکاییها شاید با اعمال حاکمیت ایران در تنگه کنار بیایند، اما تن به نظام “عوارضگیری ایران” نخواهند داد؛ چرا که این مسئله نه فقط اقتصادی، بلکه مستقیماً با هژمونی آمریکا و ساختار تحریمهای غرب گره خورده است.
برزگری توضیح داد: دریافت عوارض رسمی، تحریمها را بیاثر کرده و منبع درآمد پایدار جدیدی برای ایران ایجاد میکند که میتواند هزینههای بازسازی پساجنگ را پوشش داده و نرخ دلار را تعدیل کند و کاهش درآمدهای نفتی، پتروشیمی و فولادی آسیبدیده در اثنای جنگ را جبران نماید.
این کارشناس اقتصادی با انتقاد از رویکرد آمریکا گفت: آمریکا اساساً نمیخواهد ایران به یک قدرت مستقل و باسواد اقتصادی تبدیل شود و حتی حاضر است تن به تنش جدید بدهد اما زیر بار رسمیت یافتن نظام عوارضگیری ایران در هرمز نرود.
وی افزود: اینجا موضوع فقط پول نیست؛ بحث این است که اگر ایران بتواند یک نظام پایدار درآمدی از تنگه هرمز ایجاد کند، ساختار تحریمها و اهرم فشار غرب بهشدت تضعیف میشود.
ایده صندوق سرمایهگذاری برای بازسازی
برزگری در بخش دیگری از سخنانش درباره طرحی که در جریان مذاکرات مطرح شده اشاره کرد و گفت: در جریان مذاکرات، پیشنهاد ایجاد یک “صندوق سرمایهگذاری برای بازسازی ایران” از سوی قطریها با حمایت برخی کشورهای منطقه مطرح شده است؛ طرحی که از تامین اولیه ۵۰ میلیارد دلار تا سرمایهگذاری سالانه ۲۵۰ میلیارد دلاری در یک بازه ۵۰ ساله سخن میگوید.
او تاکید کرد: البته بین طرح روی کاغذ تا عملیاتی شدن آن در شرایط تحریم و تضامین اجرایی آن فاصله زیاد است؛ اما اگر چنین صندوقی واقعاً شکل بگیرد، منابع آن به دلیل جبران رکود سرمایهگذاری چندینساله و فعال کردن صنایع نیمهتعطیل، گزینهای خواهد بود که مسئولان کشوری را به تأمل دقیقتر وادار خواهد کرد.
این کارشناس اقتصادی با اشاره به جایگاه ارز در اقتصاد ایران گفت: با این حال، لنگر اصلی اقتصاد ایران همچنان “دلار” است که بر دو پایه انتظارات سیاسی و شاخصهای اقتصادی حرکت میکند.
وی ادامه داد: با قوت گرفتن بحث توافق احتمالی در امشب و فردا، انتظارات تورمی در کوتاهمدت فروکش خواهد کرد و باعث پایین آمدن نرخ دلار میشود.
بازارهای مالی با سناریوی توافق چه میکنند؟
برزگری درباره اثر این سناریو بر بازارهای دارایی توضیح داد: در این حالت، در کوتاهمدت شاهد رونق بازار سرمایه (بهویژه گروه بانکی و سهامی مانند بانک ملت)، رونق نسبی بازار مسکن و ساختوساز، و نزول قیمت طلا پا به پای دلار خواهیم بود؛ اتمسفری که میتواند بخشی از سرمایههای فراری ماههای اخیر را دوباره به سمت تولید و بازار سرمایه هدایت کند.
هشدار داد: اما در میانمدت و بلندمدت، همهچیز به مختصات توافق، میزان تسلط ما بر تنگه، حجم رفع تحریمها و آزادسازی داراییهای بلوکهشده بستگی دارد. اگرچه به بدعهدی آمریکاییها عادت داریم، اما آزادسازی داراییها میتواند دلار را در کانالهای فعلی نگه دارد و مانع حرکت تصاعدی آن شود.
برزگری با تاکید بر ماهیت این توافق احتمالی گفت: باید توجه داشت که این توافق محدود، یکجور به تعویق انداختن بحران است. سیاست فعلی ایران مبنی بر عدم ورود به جزئیات فنی پرونده هستهای و موکول کردن آن به آینده، در مقطع فعلی جنگ بسیار درست و عقلانی است؛ اما طولانی شدن مذاکرات نباید باعث گروگان گرفته شدن اقتصاد و بلاتکلیفی آن در بلندمدت شود. در تحلیل نهایی، این توافق احتمالی صرفاً جنگ بعدی را به عقب میاندازد؛ چرا که تقابل ایران و آمریکا ریشه ماهوی در ژئوپلیتیک دارد و با حضور جریان ترامپ در قدرت، سایه این تقابل پابرجا خواهد ماند.
کسری بودجه، جنگ و توان تطبیقپذیری اقتصاد ایران
این کارشناس اقتصادی در ادامه به وضعیت مالی دولت اشاره کرد و گفت: از نظر شاخصهای کلان، ما پیش از جنگ نیز با کسری بودجه برآوردی حدود ۱۵۰۰ هزار میلیارد تومانی مواجه بودیم که با افت صادرات پتروشیمی و رکود صنایع، این کسری بیشتر خواهد شد.
وی در عین حال یادآور شد: البته تجربه نشان داده اقتصاد ایران برخلاف اروپاییها، قابلیت تطبیقپذیری بالایی در بحرانها و دور زدن محدودیتها دارد.
برزگری با اشاره به حوزه تجارت خارجی خاطرنشان کرد: حتی در حوزه تجارت خارجی که وابستگی سنتی به بندر جبلعلی امارات و ارز درهم در شرایط تنش کنونی هزینهها را بالا برده است، این تهدید میتواند به فرصتی برای تقویت کوریدورهای جدید تجاری با عمان، پاکستان، هند و مسیرهای شمالی تبدیل شده و وابستگی تاریخی ما را کاهش دهد.
فرجام بازار دارایی ها در بلند مدت چه می شود؟
این کارشناس اقتصادی درباره دوران پس از جنگ گفت: پس از جنگ، احتمال جهش پایه پولی و خلق نقدینگی توسط دولت برای جبران کسریها وجود دارد که اگر به سمت بخشهای عمرانی و زیرساختها هدایت شود، نه تنها منفی نیست، بلکه اشتغالآفرین و مفید خواهد بود.
برزگری در تحلیل بلندمدت بازارها اظهار داشت: در نگاه بلندمدت، به دلیل مطلوب نبودن شاخصهای کلان اقتصادی، طلا و دلار همچنان در صدر رشد بازارها باقی میمانند، بازار خودرو در بازار آزاد به حرکت پرشتاب خود ادامه میدهد و برای بخش زیادی از جامعه دستنیافتنی میشود و بازار مسکن نیز در بلندمدت در رکود خواهد ماند.
وی تأکید کرد: با تمام این فشارها، ایران با داشتن منابع انسانی بیبدیل، موقعیت ژئوپلیتیک و ظرفیتهای انرژی و دریایی، ظرفیت بالایی برای بازسازی دارد.
برزگری گفت: عبور از این پیچ تاریخی ۳ تا ۴ ساله نیازمند توجه دولت و ملت به مولفههای اصلی توسعه، حرکت به سمت صرفهجویی، بهینهسازی و حمایت از کالای داخلی است؛ همان راهبردی که امام شهیدمان بر آن تاکید داشتند تا انشاءالله شاهد سرفرازی و پیروزی ایران عزیزمان باشیم.





نظر شما