ترکیب در حال چیده شدن است؛ خواننده ایرانی و احتمالاً داور ایرانی در فینال جام جهانی در آمریکا، جایی که ترامپ عشق دوربین هم حضور خواهد داشت. دقیقاً همین روزها که دیگر با قطعیت میتوان از پایان آتشبس و شعلهور شدن دوباره آتش جنگ در منطقه گفت و پرتابههای آمریکایی را در سواحل خلیج فارس و شهرهای جنوبی کشور دید، صحبت از فینال جام جهانی است. براساس اعلام منابع خبری آمریکایی قرار است بیژن مرتضوی، آهنگساز و خواننده مطرح آن طرف آبی کشور و احتمالاً علیرضا فغانی، داور سرشناس هموطنمان که مدتی است به استرالیا مهاجرت کرده و از طرف این کشور به جام جهانی آمده، اما در هر حال ایرانی است و بنا بر اخبار غیررسمی شانس زیادی برای قضاوت در فینال دارد، حضور داشته باشند. طبیعتاً بحث بر سر شایستگی فنی فغانی و مرتضوی نیست. همه دیدیم که فغانی در قضاوت دیدار حساس و پر افت و خیز مکزیک به عنوان دیگر میزبان جام و انگلستان چگونه با صلابت قضاوت کرد و نشان داد در قد و قواره قضاوت فینال جام جهانی هست. همچنین نمیتوان از توانمندی فنی بیژن مرتضوی و آثاری که وی به ویژه در موسیقی بیکلام داشته چشمپوشی کرد، اما زمانی که ایران دوباره در معرض حمله متجاوزان آمریکایی است و مردم ایران در همین روزها داغدار زخمهایی هستند که آمریکا وارد کرده، صحنهای در حال چیده شدن است که نمادهایی از ایران در پربینندهترین قابهای تلویزیونی این روزهای جهان، در قالب داور و خواننده در کنار قاتل کودکان میناب در یک قاب قرار بگیرند.
نخبگان فکری، چهرههای فرهنگی و هنری، ورزشیها و سلبریتیها در دوراهی قرار دارند؛ گاهی این دوراهی سخت است و انتخاب بین اینکه در فینال جام جهانی باشی و طبیعتاً نتوانی نسبت به رئیس جمهور آمریکا به عنوان میزبان رقابتها، بیاعتنا باشی یا اینکه این فرصت بزرگ حرفهای و شاید تکرارنشدنی را از دست بدهی، هزینههای سنگینی دارد، اما گاهی اوقات انتظارات از همین هم کمتر است ولی برخی چهرههای ورزشی و فرهنگی از همین مقدار هم دریغ میکنند. به عنوان مثال صحبتهای دو شب پیش بیرانوند، دروازهبان تیم ملی در برنامه تلویزیونی و گلایهاش از مهدی مهدویکیا، ستاره سالهای گذشته فوتبال ملی که با وجود حضور در محل برگزاری رقابتهای جام جهانی، حاضر به دیدن ملیپوشان و روحیه دادن به آنها نشد، نشان میدهد بخشی از چهرههای ورزشی و فرهنگی که در تریبونهای خود از جدایی سیاست از ورزش دم میزنند، حاضر به کوچکترین همراهی و همدلی با تیم ملی کشورشان نیستند، آن هم در شرایطی که تحت فشار سیاسی ناجوانمردانه نامردترین سیاستمداران تاریخ آمریکا قرار داشتند و مجبور بودند برای برگزاری هر بازی در جام جهانی مسافت چند ساعته مکزیک تا شهر محل برگزاری مسابقه در آمریکا را طی کنند.
تأسفبار این است که میبینیم در همین همسایگی ایران، هاکان شوکور، اسطوره فوتبالی ترکها که ستاره تیم ملی این کشور در جام جهانی ۲۰۰۲ و دارنده عنوان سوم جهان در آن سال است و پس از کودتا علیه اردوغان با تندترین برخوردهای سیاسی و جلب اموالش مواجه شد، در بازی تیم ملی کشورش، با لباس تیم ملی ترکیه در ورزشگاه حاضر میشود و با افتخار پرچم کشورش را بالا میگیرد اما بخشی از ستارگان فوتبالی سالهای گذشته ما ترجیح میدهند کلامی در حمایت از تیم ملی کشورشان ننویسند و نگویند.
اشتباه نشود، این نوشته نه در حمایت از تیم ملی و توجیه ضعفهای فنی آن، دانش پایین قلعهنویی و کادر همراهش، رفتارهای غلط برخی بازیکنان تیم ملی در سالهای گذشته در مقابل پاداشهای تیم ملی، مقایسههای از سر غرور برخی بازیکنان، دعوت بازیکنان ناکارآمد و پیر به تیم ملی و قایم شدن کادر فنی تیم ملی و فدراسیون پشت کارشکنیهای آمریکاییهاست، بلکه بحث بر سر شو ترامپ با بازیگردانی از برخی ایرانیان است تا تصویر خود را از قاتل کودکان میناب و نابودگر تمدن ایران زمین به فردی دوستدار ایرانیان تغییر دهد. این وسط هر که ایرانی باشد و مدعی وطندوستی، باید ببیند در پازل چیده شده توسط ترامپ چه کاره است؟
وطنپرستی فراتر از شعار و درج شعرهای سوزناک و نمایش استوریهای جذاب و حرفهای داغ، این است که روزهای سخت و در برابر دشمنی که به صراحت ژن ایرانی را مورد توهین قرار داده و با وقاحت تهدید به نابودی تمدن بزرگ و قدیمی ایرانی کرده، پای وطنت بایستی. این همان جایی است که مرز شرافت و بیشرفی ترسیم میشود.
۲۳ تیر ۱۴۰۵ - ۰۵:۰۰
کد مطلب: ۱۱۵۶۴۵۱
ترکیب در حال چیده شدن است؛ خواننده ایرانی و احتمالاً داور ایرانی در فینال جام جهانی در آمریکا، جایی که ترامپ عشق دوربین هم حضور خواهد داشت.
زمان مطالعه: ۳ دقیقه
منبع: روزنامه قدس



نظر شما