بیست سال پس از آخرین انتخابات قانونگذاری فلسطین، قرار است ۲۸ نوامبر بار دیگر صندوقهای رأی به صحنه بازگردند؛ انتخاباتی که فقط رقابت بر سر ۱۳۲ کرسی نیست، بلکه میتواند تکلیف ساختار سیاسی فلسطین، رابطه غزه و کرانه باختری و حتی شکل حکمرانی پس از جنگ را روشن کند.
فرمان محمود عباس برای برگزاری انتخابات، در شرایطی صادر شده که آخرین رأیگیری در سال ۲۰۰۶ به پیروزی حماس انجامید و شکاف فتح و حماس در سال ۲۰۰۷ نظام سیاسی فلسطین را دوپاره کرد. اکنون حماس نهتنها قصد تحریم ندارد، بلکه در حال مذاکره با جریانهایی از فتح، جهاد اسلامی و دیگر نیروها برای تشکیل یک فهرست گسترده ملی است.
اما همین بازگشت به صندوق رأی، با تناقضی اساسی روبهروست؛ انتخاباتی که قرار است مشروعیت سیاسی را بازسازی کند، خود در شرایطی برگزار میشود که هنوز بر سر قواعد آن اجماع وجود ندارد.
شروطی که مقاومت را پشت در صندوق نگه میدارد
اصلاحات قانون انتخابات، نامزدها را ملزم میکند برنامه سیاسی سازمان آزادیبخش فلسطین و قطعنامههای مرتبط بینالمللی را بپذیرند. حماس این شرط را نه یک الزام حقوقی، بلکه نوعی «وتوی پیشدستانه» علیه نیروهای مقاومت میداند.
«علی برکه»، رئیس اداره روابط ملی حماس، صریح میگوید: «این شروط با هدف کنار گذاشتن گروههای مقاومت وضع شدهاند و با حق مردم برای انتخاب نمایندگان خود در تضاد هستند.»
در برابر این نگاه، «احمد مجدلانی» انتخابات را ضرورت بازسازی نظام سیاسی میداند و تأکید میکند: «فرسایش نظام سیاسی و کهنه شدن نمایندگی آن، رجوع به مردم را به یک ضرورت ملی تبدیل کرده است.»
در واقع، مسئله فقط اختلاف بر سر یک بند انتخاباتی نیست. پرسش اصلی این است که چه نیروهایی حق دارند در ساختن نظم سیاسی آینده فلسطین حضور داشته باشند. اگر یک جریان مهم از رقابت حذف شود، انتخابات چگونه میتواند مدعی بازسازی مشروعیت سیاسی باشد؟
فتح و حماس؛ از دشمنی به ائتلاف موقت
شاید مهمترین تحول، تلاش حماس برای عبور از رقابت سنتی با فتح باشد. حماس با جهاد اسلامی، جریان اصلاح «محمد دحلان» و جریان «ناصر القدوه» درباره تشکیل یک فهرست مشترک گفتوگو میکند و حتی در را برای مشارکت فتح باز گذاشته است.
برکه میگوید حماس آماده است ائتلاف انتخاباتی را به «یک ائتلاف سیاسی گستردهتر و جبهه ملی» تبدیل کند؛ جبههای که هدفش بازسازی سازمان آزادیبخش فلسطین بر مبنای مشارکت و مقابله با اشغال و شهرکسازی باشد.
اما این نزدیکی هنوز شکننده است. «سلیمان بشارات»، مدیر مرکز یابوس، این ائتلاف را محصول «یک نیاز سیاسی موقت» میداند و تأکید میکند که «نبود اعتماد کامل به ائتلاف، آن را شکننده میکند.»
در مقابل، حماس فتح را متهم میکند که تحت فشارهای منطقهای و بینالمللی از وحدت فاصله میگیرد. لغو دوباره دیدار میان دو طرف نیز نشان داده است که فاصله سیاسی همچنان بسیار عمیق است.
غزه؛ بزرگترین علامت سؤال انتخابات
شاید بزرگترین تناقض انتخابات آینده در خود غزه باشد. ثبتنام میدانی رأیدهندگان در ماه اوت در کرانه باختری انجام شد، اما غزه از این فرایند کنار ماند و هنوز سازوکار مشخصی برای رأیگیری در سرزمینی که جنگ آن را ویران کرده، ارائه نشده است.
سخنگوی کمیسیون مرکزی انتخابات این وضعیت را یک «فرایند سیاسی و لجستیکی پیچیده» توصیف میکند و میپذیرد که مشکلات غزه صرفاً فنی نیستند. به تعبیر او، «مشکلات سیاسی به راهحل سیاسی نیاز دارند، نه فنی.»
از نگاه حماس نیز مسئله فراتر از برگزاری انتخابات است. برکه خواستار تضمینهای بینالمللی برای حفاظت از نامزدها و تجمعات انتخاباتی شده و تأکید دارد که حماس از حق خود برای مشارکت کنار نخواهد رفت.
در همین نقطه، انتخابات با آینده غزه پس از جنگ گره میخورد. «احمد مجدلانی» هشدار میدهد که نباید بازسازی غزه به ابزاری برای بازطراحی ژئوپلیتیک فلسطین تبدیل شود. او میگوید: «ما هرگونه تلاش برای تبدیل غزه به یک موجودیت سیاسی جدا از کرانه باختری و قدس... یا استفاده از کمک و تأمین مالی برای ایجاد یک نظام سیاسی فلسطینی تحمیلشده از خارج را رد میکنیم.»
صندوق رأی یا بازتولید شکاف؟
انتخابات ۲۸ نوامبر در نهایت با یک پرسش بزرگتر روبهروست؛ آیا صندوق رأی میتواند به ابزار بازسازی وحدت فلسطین تبدیل شود یا خود به میدان تازهای برای تعمیق شکافها تبدیل خواهد شد؟
حماس خواهان انتخاباتی است که همه جریانهای فلسطینی را دربرگیرد؛ فتح همچنان درباره ائتلاف با حماس مردد است؛ غزه هنوز از نظر اجرایی و سیاسی در وضعیت مبهمی قرار دارد و شروط انتخاباتی نیز از نگاه مقاومت، امکان حذف سیاسی آن را فراهم میکند.
در چنین شرایطی، جمله مجدلانی معنای تعیینکنندهای پیدا میکند: «از دموکراسی نترسید؛ از نبود آن بترسید.»
اما انتخابات زمانی میتواند به بازسازی مشروعیت منجر شود که فلسطینیها بتوانند درباره قواعد، مشارکت و آینده نظام سیاسی خود تصمیم بگیرند. در غیر این صورت، صندوقها ممکن است باز شوند، اما مسئله اصلی همچنان باقی بماند؛ فلسطین پس از انتخابات قرار است متحدتر شود یا بار دیگر میان مقاومت، اداره و برنامههای بیرونی تقسیم شود؟






نظر شما