با انحلال پ.ک.ک در ترکیه و ادغام نیروهای کُرد سوریه در ساختار دمشق، میدان منازعه کُردی در حال جابهجایی است؛ تحولی که میتواند ایران را به هدف بعدی فشار مسلحانه، جنگ فرسایشی و بیثباتسازی در مرزهای غربی تبدیل کند.
پایان پ.ک.ک؛ آغاز مرحلهای تازه
تحولات کُردی در ترکیه و سوریه بیش از آنکه به معنای پایان یک منازعه باشد، نشانه تغییر زمین بازی است. انحلال پ.ک.ک و ورود نیروهای کُرد سوریه به ساختار دولت دمشق، بخشی از ظرفیت نظامی و عملیاتی جریانهای کُردی را وارد مرحلهای تازه کرده است؛ مرحلهای که در آن ایران میتواند به مرکز ثقل جدید این منازعه تبدیل شود.
در این میان، پژاک اهمیت ویژهای پیدا میکند. فراخوان «عبدالله اوجالان» برای پایان مبارزه مسلحانه پ.ک.ک در ترکیه الزاماً به معنای خلع سلاح پژاک نبود. در نوامبر ۲۰۲۵، اوجالان، گفته بود پژاک تا زمانی که مجازات اعدام در ایران برقرار است، به مبارزه مسلحانه ادامه خواهد داد. پژاک نیز در مه همان سال تأکید کرد که فراخوان اوجالان به معنای کنار گذاشتن سلاح نیست.
پژاک؛ ابزار یک جنگ فرسایشی
در سناریوی جدید، هدف الزاماً فتح تهران یا تصرف سرزمین نیست؛ مسئله میتواند فرسوده کردن ایران باشد. ایجاد ناامنی در مرزها، کشاندن نیروهای امنیتی به جغرافیای غرب و شمالغرب و تحمیل هزینهای دائمی، میتواند کارکرد اصلی این جبهه باشد.
سهیل فرهمند پژوهشگر حوزه کُردها در توصیف این وضعیت میگوید: «آنچه در حال تغییر است، جغرافیای مبارزه است، نه ماهیت آن.» این جمله، هسته اصلی تحول پیشرو را روشن میکند؛ اگر پ.ک.ک در ترکیه از میدان خارج شود و نیروهای کرد سوریه در ساختار دمشق ادغام شوند، تجربه، نیرو و ظرفیت عملیاتی آنها الزاماً از بین نمیرود؛ بلکه میتواند در قالبی تازه بازتوزیع شود.
محمد مطلق تحلیلگر حوزه کُردی نیز از راهبردی چندلایه سخن میگوید که در آن پژاک میتواند هسته مسلح، گروههای سیاسی پوشش دیپلماتیک و شبکههای رسانهای بخشی از جنگ باشند. در این مدل، هدف تصرف پایتخت نیست؛ هدف، ناامن نگه داشتن ایران و پراکنده کردن توان امنیتی آن است.
ترکیه؛ بحران را بیرون مرزهایش میبرد؟
ترکیه در این معادله یک متغیر کلیدی است. برخی تحلیلگران مورد استناد، روند صلح کُردی اردوغان را نه صرفاً یک توافق داخلی، بلکه فرصتی برای انتقال جغرافیای درگیری میدانند.
حسن صادقیان مدرس دانشگاه تهران و پژوهشگر مسائل ترکیه گفته است آنکارا در هماهنگی با واشنگتن و تلآویو به دنبال سوق دادن فعالیت مسلحانه کُردی به سمت ایران است و حتی ترکیه را «پیمانکار» طرح آمریکایی خاورمیانه بزرگ میخواند.
اما یک محاسبه سیاسی روشنتر نیز وجود دارد. فرهمند معتقد است اردوغان برای اصلاح قانون اساسی و تداوم قدرت، به آرای کُردها نیاز دارد. در چنین شرایطی، پایان دادن به جنگ در داخل ترکیه و انتقال هزینههای امنیتی آن به بیرون از مرزها میتواند برای آنکارا جذاب باشد؛ بهخصوص اگر همزمان امکان ایجاد یک منطقه حائل در مرز ایران فراهم شود.
ائتلافی که واشنگتن به آن چشم دوخته است؟
در فوریه ۲۰۲۶، پنج جریان کُردی، از جمله پژاک، حزب دموکرات کردستان ایران، پاک، خبات و کومله زحمتکشان کردستان، در قالب «ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران» گرد هم آمدند؛ اتفاقی که پس از سالها اختلاف میان این گروهها رخ داد.
همزمان، واشنگتن در مقطعی آمادگی خود را برای استفاده از گروههای مسلح کُردی بهعنوان اهرم فشار علیه ایران نشان داد؛ هرچند ترامپ بعداً اعزام آنها به داخل ایران را رد کرد. فشار نظامی ایران بر پایگاههای این گروهها در اقلیم کردستان عراق نیز مانع شکلگیری یک عملیات هماهنگ شد.
بنابراین، خطر اصلی الزاماً ظهور یک ارتش کلاسیک در مرزهای ایران نیست. سناریوی جدیتر، شکلگیری یک جبهه فرسایشی و چندلایه است؛ پژاک بهعنوان هسته مسلح، گروههای سیاسی در نقش پوشش، و حمایت خارجی بهعنوان ضریب توان.
اگر مرکز ثقل منازعه کُردی واقعاً از ترکیه و سوریه به سمت ایران حرکت کند، تهران با یک مسئله صرفاً امنیتی مواجه نخواهد بود. پاسخ مؤثر، ترکیبی از دیپلماسی، سیاست داخلی، پیوندهای اجتماعی و فرهنگی، عملیات اطلاعاتی و بازدارندگی نظامی خواهد بود. مسئله اصلی اکنون این نیست که آیا جنگ کُردی تمام شده است؛ بلکه این است که آیا فقط آدرس میدان جنگ عوض شده است؟





نظر شما