فارغ از نتایج مذاکراتی که طی دو دهه گذشته با اروپا و سپس آمریکا داشتهایم، تردیدی نیست که معطلی و بلاتکلیفی، نتیجهای بود که در حاشیه این گفتوگوها حاصل شد و کشور را نسبت به متغیرهای خارجی شرطی کرد تا چشمها به خارج از مرزها دوخته شود و دهه ۹۰ را به دهه رکود و کمکاری تبدیل کند.
همین وضعیت مستمری که اسمش را سایه جنگ گذاشتهایم و اگر خسارتش محاسبه شود، چهبسا هزاران برابر خسارت جنگ ۱۲روزه باشد، علاوه بر اقتصاد، جامعه و روح و روانش را نیز دچار فرسایش کرده است. ۱۰۰روز پیش با غروب برجام، این امیدواری وجود داشت که نقطه پایانی بر این بلاتکلیفی گذاشته شود و نگاهها از بیرون به درون مرزها و ظرفیتهای داخلی بازگردد، اما شکلگیری مجدد مذاکرات نشان داد چنین نگاهی همچنان حاکم است و باید در انتظار تبعات آن بود.
باید توجه داشت که چنین شرطیتی در فراز و فرودهای مذاکره منحصر به فرازها و امیدها نیست و در فرودها و بنبستهای مذاکراتی هم باید منتظر پالسهای منفی و ناامیدی باشیم و چهبسا همین تأثیرگذاری، به ابزار فشار طرف مقابل در مذاکرات تبدیل شود! اما شاید مهمتر از شرطی شدن جامعه، شرطی شدن حاکمیت و فریز شدن طرف ایرانی نسبت به روند و نتایج مذاکرات است. آسیبی که موجب محدودیت عمل نسبت به دشمن میشود و کنشها یا واکنشهای ما را به بهانه تنشزدایی و ترس از بسته شدن پنجره گفتوگو سرکوب میکند.
هفته گذشته رونمایی از شهر موشکی جدید کشورمان به دلایلی منتفی شد که بهنظر میرسد دلیل عمدهاش تلاش برای شکلگیری مذاکرات باشد. همچنین پهپاد پیشرفته ایرانی در آبهای آزاد هدف تهاجم آمریکاییها قرار گرفت که هنوز هیچ واکنش و پاسخی به این تعرض آشکار نداشتهایم. حضور فرمانده سنتکام در تیم مذاکراتی آمریکا را نیز باید به این مجموعه افزود.
این در حالی است که فعالیت خصمانه دشمن در خلال مذاکرات نهتنها کاهشی نداشته، بلکه افزایش هم یافته است. آمریکا نهتنها فرمانده نظامیاش را روانه گفتوگو با تیم دیپلماتیک ما کرده، بلکه تحرکات لجستیک و آرایش نظامیاش در منطقه همچنان ادامه دارد. دونالد ترامپ هم بلافاصله پس از پایان دور اول مذاکرات با وجود ابراز خوشبینی به گفتوگوها همچنان زبان تهدید را برای دستیابی به توافق مورد نظرش استفاده میکند: «ما یک نیروی دریایی بزرگ داریم و یک ناوگان بزرگ هم در حال حرکت به آن سمت است. باید ببینیم اوضاع چطور پیش میرود. اگر ونزوئلا را به خاطر بیاورید، مدتی صبر کردیم و عجلهای هم نداریم... آنها باید بخواهند که به توافق برسند و اگر به توافق نرسند، پیامدهای آن بسیار سنگین خواهد بود». او ساعتی بعد فرمان اجرایی جدیدی را امضا کرد که جریمههای ثانویهای را برای شرکای تجاری ایران وضع میکرد تا تعرفه سنگین ۲۵درصدی بر کالاهای وارداتی کشورهایی اعمال شود که مشتری کالا و خدمات ایرانی هستند. وزارت خزانهداری آمریکا هم بیکار نبود و تحریمهای ضدایرانی جدیدی را اعلام کرد که ۱۵نهاد، ۱۴کشتی و دو فرد حقیقی را به فهرست تحریمهای قبلی اضافه میکند.
حالا که مذاکره با آمریکا با هر منطقی پذیرفته شده و قرار است ادامه داشته باشد، علاوه بر محتوای گفتوگو، تصویرسازی و برداشت طرفین از یکدیگر است که نتیجه توافق را ترسیم میکند. تصویری که در آن، از احساس ترس و عقبنشینی تا نیاز به توافق و ترس از تصعید تنش، میتواند میدانی برای دشمن بسازد. در این شرایط واضح است که مذاکره نمیتواند به موازنه مثبت و نتیجه مطلوب بینجامد.
۲۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۴:۰۹
کد مطلب: ۱۱۲۹۳۵۴
فارغ از نتایج مذاکراتی که طی دو دهه گذشته با اروپا و سپس آمریکا داشتهایم، تردیدی نیست که معطلی و بلاتکلیفی، نتیجهای بود که در حاشیه این گفتوگوها حاصل شد.
زمان مطالعه: ۲ دقیقه
منبع: روزنامه قدس




نظر شما