در ارزیابی و وزنکشی نوع نگاه طرفهای مختلف بیرونی به اغتشاشات اخیر کشورمان، آنچه به شدت توی ذوق میزند، واکنش دولت کانادا به رخدادهای مذکور است. حتی دولت ترامپ با پذیرش برخی ملاحظات و واقعیتهای موجود، از تهدیدهای نخستین عقبنشینی کرده و به میز مذاکره با جمهوری اسلامی بازگشته، ولی همزمان «آنیتا آناند» وزیر امور خارجه اُوتاوا مدعی است دولتش خواهان تغییر حکومت در ایران است. او در مصاحبه با روزنامه «گلوباند میل» این گونه رجز خواند: «ما روابط دیپلماتیک با تهران را برقرار نخواهیم کرد مگر اینکه تغییر رژیم صورت گیرد. تمام!» کانادا از سال ۲۰۱۲ به بهانههای حقوق بشری، روابط سیاسی با کشورمان را قطع کرد. در مسیر این رویه خصمانه، اوتاوا شنبه ۲۵ بهمن تحریمهای جدیدی علیه هفت فرد ایرانی وضع کرد تا این گونه دایره تحریمها علیه کشورمان به ۲۲۲ فرد و ۲۵۶ نهاد افزایش یابد.
دلیل این نحوه سیاستورزی ضدایرانی حاکمان سرزمین برف و یخ را البته باید در چند واقعیت پشت پرده جستوجو کرد؛ نخست نفوذ و تأثیرگذاری است که مخالفان فراری جمهوری اسلامی با جار و جنجال و جوسازی رسانهای ایجاد کرده و این گونه توانستهاند به سیاست اُوتاوا در راستای اهداف خود جهت دهند. کانادا با مساحت ۹میلیون و ۹۸۴هزار کیلومتر مربع، در حالی دومین کشور پهناور جهان به شمار میرود که با جمعیت کمی بیش از ۴۰ میلیون نفر، یکی از کمتراکمترین جغرافیاهای جهان است. حاکمان سفیدپوست این سرزمین که در گذشته با دفن دسته جمعی سرخپوستان بومی توانستهاند امپراتوری خود را روی مردگان آنها بنا کنند، حال با هدف بالا بردن رقم جمعیتی، به جذب گسترده مهاجران روی آوردهاند. همین مسئله زمینه ورود بیرویه و بیحساب و کتاب افراد با گرایشهای مختلف به کانادا را فراهم آورده و آنجا را به بهشتی برای خلافکاران و مفسدان از کشورهای مختلف بدل کرده است. چنین محیطی مشخصاً سبب جذب بسیاری شده که با پروندههای کلان اقتصادی از ایران گریخته و یا به بهانههای سیاسی به دنبال محیط امنی بودند که به لجنپراکنی علیه مردم و کشورشان بپردازند. با فراهم بودن چنین فاکتورهایی، کانادا به یکی از کلونیهای مخالفان خارجنشین جمهوری اسلامی بدل شده، افرادی که با استفاده از رسانهها و جار و جنجال سیاسی توانستهاند خط مطلوب خود را به اوتاوا تحمیل کنند.
هر چند در گام نخست، ریشه کینهتوزیها با جمهوری اسلامی را در نکته ذکر شده باید یافت، اما عمق وابستگی تاریخی کانادا نیز در چنین رویکردی بیتأثیر نیست. دونالد ترامپ تلاش داشته با ملقب کردن «مارک کارنی» نخست وزیر کانادا به عنوان فرماندار، این کشور را به عنوان ایالت پنجاه و یکم ایالات متحده جا بیندازد، اما پیش از آن نباید از یاد برد که سرزمین یخی اکنون هم مستعمره بریتانیاست. در شرایطی که حتی لندن در مقابل تهران سیاست محتاطانهتری در پیش گرفته، وضعیت مستعمره پادشاه «چارلز سوم» متفاوت است. استرالیا و کانادا، دو فرمانداری انگلیس، عملاً به کانون اقدامهای ضدایرانی بدل شدهاند؛ کانبرا پیرو دستورات رژیم صهیونیستی و اربابان لندننشین به تازگی اقدام به اخراج سفیر ما کرده و اوتاوا در تلاش برای عقب نماندن در میدان وادادگی، سیاست عریان تخاصم مقابل جمهوری اسلامی را پیشه کرده است. البته از قدیم گفتهاند: مورچه چی هست که کله پاچه داشته باشد. هر چند چنین نحوه تصمیمگیری، اقدام و عمل حاکمان وابسته کانادا مقابل دیکتههای آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی اصلاً عجیب نیست، اما نه تنها نباید مقابل آن سکوت کرد بلکه باید کاری کرد که آنها پیامدها و هزینه تصمیمهای غلط خود را بپذیرند و الا چنین رویههایی میتواند در بلندمدت به رشد افکار منفی در محیط جهانی علیه ایران دامن زده و کشورمان را بیش از پیش در تنگنا قرار دهد.
۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۲:۵۵
کد مطلب: ۱۱۳۰۸۳۵
در ارزیابی و وزنکشی نوع نگاه طرفهای مختلف بیرونی به اغتشاشات اخیر کشورمان، آنچه به شدت توی ذوق میزند، واکنش دولت کانادا به رخدادهای مذکور است.
زمان مطالعه: ۲ دقیقه
منبع: روزنامه قدس



نظر شما