دقیقاً ۶ سال پس از دستور ترور سردار سلیمانی، ترامپ یک دستور دیگر صادر کرد؛ مادورو را بدزدید! در ساعات اولیه صبح شنبه ۳ ژانویه ۲۰۲۶، ایالات متحده عملیاتی نظامی برای ربایش رئیسجمهور ونزوئلا انجام داد که شامل حملات هوایی هدفمند و اقدامات ویژه زمینی علیه تأسیسات کلیدی در کاراکاس و مناطق اطراف بود. دونالد ترامپ اعلام کرد نیروهای ویژه این کشور، از جمله یگان دلتا فورس، نیکلاس مادورو و همسرش سیلیا فلورس را بازداشت و از کشور خارج کردهاند. ترامپ این عملیات را گسترده توصیف و ادعا کرد مادورو به منظور محاکمه در ارتباط با اتهامات قاچاق مواد مخدر و رهبری ادعایی «کارتل دل سولس» به ایالات متحده منتقل خواهد شد و در دادگاههای نیویورک با این اتهامات روبهرو میشود. اهداف اصلی عملیات شامل پایگاه هوایی لا کارلوتا، پایگاه بزرگ نظامی فوئرته تیونا (که احتمالاً محل اقامت مادورو بود) و برخی تأسیسات در ایالتهای میراندا، آراگوا و لا گوایرا بود. گزارشها از چندین انفجار شدید، پرواز هواپیماها در ارتفاع پایین، دود غلیظ و آتشسوزی در این مناطق خبر میدهند. مقامات ونزوئلایی این اقدامات را نقض جدی حاکمیت ملی دانستند و وضعیت اضطراری سراسری اعلام کردند. هنوز آمار رسمی و دقیقی از تلفات منتشر نشده، اما منابع ونزوئلایی از آسیب به مناطق مسکونی و احتمال تلفات غیرنظامی سخن گفتهاند، در حالی که منابع آمریکایی تأکید دارند تلفات عمدتاً محدود به اهداف نظامی بوده و هیچ نیروی آمریکایی آسیب ندیده است. دلسی رودریگز، معاون رئیسجمهور، خواستار ارائه مدارک مبنی بر سلامت و حیات مادورو شده و در حال حاضر او در اختیار نیروهای آمریکایی است و احتمالاً در مسیر انتقال به ایالات متحده قرار دارد.
سابقه طولانی کودتاهای آمریکا در آمریکای لاتین
این رویداد در ادامه الگویی طولانی از دخالتهای ایالات متحده در آمریکای لاتین قرار میگیرد که اغلب با هدف حفاظت از منافع اقتصادی و مقابله با دولتهای مردمی همراه بوده و شامل حمایتهای نظامی، اطلاعاتی و مالی از گروههای راستگرا و گاهی راست افراطی بوده است. آمریکا سابقهای گسترده در حمایت یا سازماندهی تغییر رژیم دارد؛ از جمله:
کودتای ۱۹۵۴ در گواتمالا علیه جاکوبو آربنس (با عملیات سیا به نام PBSUCCESS) ) برای حفظ منافع شرکت یونایتد فروت که به دیکتاتوری نظامی طولانی منجر شد.
کودتای ۱۹۷۳ در شیلی علیه سالوادور آلنده هم یکی دیگر از اقدامات مهم آمریکا بود. این اتفاق با حمایت مستقیم سیا و بودجه برای اعتصابات و تبلیغات، که حکومت ۱۷ ساله آگوستو پینوشه را همراه هزاران کشته و ناپدیدشده به دنبال داشت، رقم خورد.
کودتای ۱۹۶۴ در برزیل علیه جوآئو گولارت که دو دهه حکومت نظامی ایجاد کرد.
و حمایت از کودتاهای آرژانتین (۱۹۷۶)، بولیوی، پاراگوئه و اروگوئه در دهه ۱۹۷۰.
آمریکا همچنین از گروههای راست افراطی مانند کنتراهای نیکاراگوئه در دهه ۱۹۸۰ حمایت گسترده نظامی و مالی کرد.
در کوبا، پس از انقلاب ۱۹۵۹ که دیکتاتور مورد حمایت آمریکا، فولخنسیو باتیستا را سرنگون کرد، آمریکا عملیات خلیج خوکها در ۱۹۶۱ را سازماندهی کرد که شامل آموزش و مسلح کردن تبعیدیهای ضدکاسترو بود (هرچند شکست خورد) و دهها طرح ترور فیدل کاسترو را پیگیری کرد. در خود ونزوئلا نیز در آوریل ۲۰۰۲ کودتای کوتاهی علیه هوگو چاوز رخ داد که در آن افسران نظامی، رهبران تجاری و اتحادیهای (مانند پدرو کارمونا) چاوز را برای ۴۷ ساعت برکنار کردند؛ اسناد منتشرشده نشان میدهد آمریکا ماهها پیش از کودتا آگاه بود، با مخالفان دیدار داشت، بودجه تأمین میکرد و بلافاصله دولت موقت را به رسمیت شناخت، هرچند پس از بازگشت چاوز با حمایت مردمی، نقش خود را انکار کرد. این مداخلات معمولاً با استدلالهای امنیتی یا مبارزه با کمونیسم همراه بوده، اما در بسیاری موارد ریشه اصلی در کنترل منابع طبیعی و حفظ نفوذ اقتصادی بوده است.
ونزوئلا و بزرگترین ذخایر نفت جهان
ونزوئلا دارای بزرگترین ذخایر اثباتشده نفت جهان (بیش از ۳۰۰ میلیارد بشکه، بیشتر از عربستان سعودی) است و بسیاری معتقدند هدف اصلی فشارهای طولانیمدت آمریکا، از تحریمها تا این عملیات، دسترسی و کنترل بر این منابع استراتژیک بهویژه نفت سنگین کمربند اورینوکو بوده است. دولت مادورو بارها تأکید کرده اتهامات قاچاق مواد مخدر تنها بهانهای پوشالی است؛ کارشناسان مستقل نیز اشاره میکنند که ونزوئلا حتی در میان پنج کشور اصلی تولید یا ترانزیت مواد مخدر منطقه نیست و مسیرهای اصلی کوکائین بیشتر از اقیانوس آرام میگذرد.
این گونه اقدامات یادآور واقعیت قدرت در روابط بینالمللی است؛ حاکمیت قانون جنگل. جایی که کشورهای قدرتمند با اتخاذ گفتمان داروینیسم، بدون توجه کامل به منشور سازمان ملل و ممنوعیت استفاده از زور، در امور کشورهای ضعیفتر دخالت میکنند و ساختار جهانی از جمله شورای امنیت نیز اغلب تحت تأثیر همین توازن قدرت عمل میکند. چنین رویکردهایی ثبات منطقهای را به خطر میاندازد و میتواند الگویی برای تنشهای آینده ایجاد کند.
واکنشهای بینالمللی
واکنشهای بینالمللی متنوع بوده است. کشورهای همسایه مانند برزیل و کلمبیا نگرانی عمیق خود را ابراز کرده و نیروهای نظامی را به مرزها اعزام کردند تا از ثبات منطقه و احتمال موج پناهندگان حفاظت کنند. روسیه آن را «تجاوز مسلحانه» خوانده و خواستار جلسه اضطراری شورای امنیت شد؛ چین نیز همراه روسیه بر حل مسالمتآمیز و احترام به حاکمیت تأکید کرد. ایالات متحده عملیات را موفقیتآمیز و بخشی از مبارزه با جرایم سازمانیافته توصیف کرد. آرژانتین (تحت خاویر میلی) از تحولات استقبال کرد، در حالی که کوبا، ایران و برخی کشورهای دیگر آن را محکوم کردند.
اهداف احتمالی آمریکا در آینده
پس از این عملیات، تحلیلگران گمانهزنی میکنند که تمرکز بعدی آمریکا ممکن است بر دیگر کشورهای باقیمانده از جریان چپگرا در منطقه، بهویژه کوبا و نیکاراگوئه قرار گیرد. کوبا به دلیل موقعیت استراتژیک، میزبانی از تأسیسات روسی و چینی و سابقه طولانی تقابل، محتملترین گزینه به نظر میرسد؛ نیکاراگوئه نیز با رهبری دانیل اورتگا و پروژههای زیرساختی با چین در کانون توجه است. موفقیت در ونزوئلا میتواند نوعی اثر دومینو ایجاد کند، اما هر گام بعدی احتمالاً واکنشهای شدیدتری از روسیه و چین به همراه خواهد داشت و وضعیت منطقه را پیچیدهتر خواهد کرد. تحولات همچنان در جریان است و نیازمند رصد دقیق باقی میماند.
خبرنگار: نیکپندار



نظر شما