حضرت زینب کبری(س) نمونهای برجسته از ایمان، صبر و آگاهی در تاریخ اسلام است. نام ایشان همواره با نهضت عاشورا و پیامرسانی قیام امام حسین(ع) گره خورده است. عقیله بنیهاشم(س) پس از واقعه کربلا، با وجود رنجهای فراوان، رسالت سنگین حفظ حقیقت و افشای ظلم را بر عهده گرفت و با خطبههای روشنگرانه خود، پیام عاشورا را برای همیشه زنده نگه داشت. وفات حضرت زینب(س) پایان زندگی پربرکت بانویی است که عمر خویش را در راه دفاع از حق و ولایت سپری کرد. یاد و نام ایشان نهتنها بهعنوان شخصیتی تاریخی، بلکه بهعنوان الگویی الهامبخش برای آزادگی، شجاعت و استقامت در برابر سختیها، همواره در دل مسلمانان و آزادگان جهان زنده است. به همین مناسبت با منور شایستهخو، مدیر مکتب نرجس(س) گفتوگو کردهایم که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
فیضی از طرف خداوند
در آغاز سخن، خانم شایستهخو در مورد وفات حضرت زینب(س) چند نکته را عنوان کرد: درباره حضرت زینب(س) به عنوان پیامآور عاشورا، الگوی آگاهی و مقاومت چند نکته قابل بیان است؛ نخستین مورد این است حضرت(س) وفاتشان شهادتگونه است. این نکته را مستند به تفسیر امام حسین(ع) از شهادت و مرگ با کرامت عرض میکنم. امام حسین(ع) در روز عاشورا میفرمایند مرگ در نزد ما زندگی جاودان است و همینطور در روایتی از امام صادق(ع) داریم کسی که با حقیقت، صدق و اخلاص به سوی خداوند رو بیاورد، خداوند شهادت را به او عطا میکند، هرچند در بستر بمیرد. لذا هر مؤمنی که در مسیر بندگی خدا با نیت خالص و روحیه شهادتطلبی زندگی کند و مرگ او در این مسیر اتفاق بیفتد، پاداش شهید را دارد. از این منظر وفات حضرت زینب(س) درواقع رفتنی شهادتگونه محسوب میشود و میتوانیم به ایشان شهید اطلاق کنیم.
تمایزی که تاریخ گواه آن است
مدیر مکتب نرجس(س) در ادامه در مورد مسئولیت تاریخی و الهی حضرت زینب(س) پس از واقعه عاشورا بیان کرد: پس از عاشورا صحنه تاریخ با شهادت امام حسین(ع) و یارانش به پایان نرسید؛ بلکه فصل جدیدی با نقشآفرینی حضرت زینب کبری(س) آغاز شد. این زن مؤمن و مجاهد دو مسئولیت بسیار سنگین تاریخی و الهی را به دوش کشیدند. یکی صیانت از نهضت عاشورا و دیگری صیانت از جانشینی و امامت امام سجاد(ع). حضرت زینالعابدین(ع) به حکمت الهی در جریان عاشورا بیمار و در خطر بودند؛ حضرت زینب(س) با هوشیاری کامل از جان امام سجاد(ع) محافظت کرده و با قدرت و توان بالا حقانیت و امامت امام سجاد(ع) را در جمع اسرا در برابر طاغوت زمان تثبیت کردند؛ کاری که بسیار ارزشمند و حائز اهمیت است.
خبر به دورترین نقطه جهان رسید
استاد و پژوهشگر حوزه دین در ادامه به نکتهای دیگر از فضائل حضرت زینب(س) اشاره کرد و گفت: یکی دیگر از نکات برجسته شخصیت خانم حضرت زینب(س) مسئولیتی است که در قبال ابلاغ پیام عاشورا و افشای حقایق داشتند. ایشان هم پیامرسان عاشورا بودند و هم مسئولیت روشنگری را بر عهده داشتند. خطبههای بسیار روشنگرانه و آتشینی که حضرت زینب(س) در کوفه و شام داشتند چهره واقعی حکومت یزید و ماهیت قیام عاشورا را برای همگان روشن کرد. حضرت واقعهای که حکومت قصد داشت آن را به عنوان یک شورش جلوه دهد به یک انقلاب همیشه جاویدان و الهامبخش تبدیل کردند؛ لذا زندگی حضرت زینب کبری(س) با توجه به این دو مسئولیت، به عاشورای دوم یا به تعبیری امتداد عاشورا و امتداد کربلا تبدیل شد. در حقیقت مجاهدت ایشان، حیات و مماتشان و پیوستن ایشان به لقاءالله انتهای راه نیست بلکه تکمیل و تثبیت مسیر شهادتطلبانه عاشوراست.
وی در ادامه افزود: حضرت زینب(س) پس از اسارت و جریانهای آن، در سالهایی که از عمرشان باقی ماند، مأموریت خود را تبیین و تداوم رسالت امام حسین(ع) قرار دادند. رنج اسارت، سختیهای زندگی در غربت و تلاش بیوقفهای که برای زنده نگه داشتن آرمان شهدای کربلا داشتند درواقع برای عقیله بنیهاشم(س) یک شهادت تدریجی بود. وفات حضرت زینب(س) نقطه پایان یک زندگی مملو از جهاد در راه خدا بود. مسلماً این زندگی از بدو تولد مراحل خود را پشت سر گذاشت تا دشت کربلا و از کربلا تا آخرین لحظه عمرشان؛ اگر بخواهیم زندگی حضرت زینب(س) را به دو بخش تقسیم کنیم، یک بخش پیش از واقعه عاشورا و دشت کربلاست و یک بخش مهم پس از دشت کربلا.
حضرت زینب(س) و سه نقش سیاسی و اجتماعی
مدیر مکتب نرجس(س) به عنوان پیامی برای نسل امروز از سیره اجتماعی و سیاسی حضرت مثال زد و افزود: اگر بخواهم یک نکته از سیره حضرت برای نسل امروز بگویم، در این جمله خلاصه میشود که شهادت یا وفات شهادتگونه حضرت زینب(س) درواقع آرام گرفتن پرچمدار و علمداری است که تا آخرین نفس پیام آزادی و حقطلبی را فریاد زد. پس از آن قرار است این مشعل به دست ما سپرده شود.
شخصیت حضرت زینب(س) فراتر از بعد مصیبتی که به ایشان رسیده درواقع الگویی برای آگاهی و مقاومت است. در این خصوص لازم است چند نقش کلیشهای که وجود دارد را بازتعریف کنیم. نخست اینکه ایشان الگوی آگاهی عمیق دینی و سیاسی است. با یک نظر بر خطبههای حضرت زینب(س) در کوفه و شام میتوانیم نمونه بینظیر تحلیل سیاسی مبتنی بر معرفت الهی را ببینیم. این خطبهها بر پایه شور نیست که بخواهد احساسات مردم را تحریک کند، بلکه حضرت در آنها استدلالهای کوبندهای از قرآن و سنت میآورند و خطر انحراف حکومت را به مردم گوشزد میکنند. این خود نبوغ حضرت زینب(س) را آشکار میکند.
دوم، الگوی مدیریت بحران و رهبری است. در شرایط اسارت، گم شدن اطفال، بیماری حجت خدا و امام زمان و ... ایشان با تدبیر کامل و با اقتدار، کاروان اسرا را مدیریت و از آنها در برابر دشمن محافظت کردند. این نکته مهم شاید در گفتار و نوشتار بهراحتی کنار هم بیاید و گفته شود اما اگر بخواهیم واقعیت را بسنجیم بسیار کار دشوار و سختی است.
الگوی مقاومت هوشمندانه برای امروز
سوم، الگوی مقاومت هوشمندانه است. کلام حضرت زینب(س) با هوشمندی کامل اثربخشی کرده است. ایشان از هر فرصتی استفاده میکردند تا هیمنه ظالم را بشکنند و مردم را بیدار کنند. الگوی تراز زن مسلمان را در شخصیت حضرت زینب(س) بهراحتی میتوانیم پیدا کنیم. یک خانم میتواند در حالی که حریم و وقار خود را حفظ میکند، در خط مقدم جبهه فرهنگی و سیاسی قرار بگیرد و سرنوشت جامعه را متحول کند. لذا به نظر بنده ظلم به حضرت زینب(س) است که ایشان را فقط به عنوان کسی که سوگوار عاشورا و مصیبتزده است معرفی کنیم، بلکه ایشان به عنوان یک معمار و راوی با شکوه قیام عاشورا معرفی میشوند و کاملاً به همه ما آموزش میدهند در برابر ظلم باید ایستاد و شهید شد. یعنی ضمن اینکه میایستیم و مقاومت میکنیم، پیام شهید را هم نیز منتقل کنیم و تا پایان تاریخ این واقعه را زنده نگه داریم. ایشان یک الگو و عامل آگاهی و مقاومت برای جامعه امروز بهویژه جوانان و دختران جوان ما هستند.





نظر شما