تحولات منطقه

تبدیل «اعتراض» به «اغتشاش» یک فرایند پیچیده تاریخی و اجتماعی است. شاید جنس رویدادها در انواع گوناگون آن‌ها فرق داشته‌باشد، اما تقریباً پایه و اساس بسیاری از این جنس تحولات، از الگویی واحد پیروی می‌کند.

جامعه‌شناسی تاریخی تبدیل «اعتراض» به «اغتشاش»
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

تبدیل «اعتراض» به «اغتشاش» یک فرایند پیچیده تاریخی و اجتماعی است. شاید جنس رویدادها در انواع گوناگون آن‌ها فرق داشته‌باشد، اما تقریباً پایه و اساس بسیاری از این جنس تحولات، از الگویی واحد پیروی می‌کند. «اعتراض» معمولاً در حالتی شکل می‌گیرد که بی‌نظمی و عدم تعادل سبب ایجاد افت کیفیت در ارائه خدمات شده‌است؛ مواردی مانند ناهنجاری در روند تغییر قیمت‌ها یا کمبود در کالاهای اساسی. این وضعیت در حالتی که یک امر مهم ملی یا مذهبی دستخوش هتک شود نیز قابل مشاهده است. اعتراض می‌تواند به شیوه‌ای انتظام یافته یا فاقد نظم شکل بگیرد، اما غایت آن، تلاش برای سامان دادن به وضعیت آشفته پیش‌آمده است. اما «اغتشاش» چنین نیست؛ در اغتشاش با رویکردی ویرانگر برای دامن‌زدن به بحران ایجاد شده روبه‌رو هستیم. اغتشاشگر به دنبال اصلاح وضع موجود نیست؛ او با اهداف مشخص و تعیین شده‌ای که در فضای اعتراضی معترضان تعریف نمی‌شود، به دنبال دامن زدن به بحران است. در اغتشاش معمولاً ساختارهای رفتاری حالت خشن و بدون کنترل به خود می‌گیرد و تراز این خشونت از حد خشم عمومی نسبت به شرایط ایجاد شده، تا حد بسیار زیادی فراتر می‌رود. با این حال، یک نکته قابل تأمل و بررسی در ارتباط میان این دو اصطلاح و نتایج حاصل از وقوع آن‌ها در جامعه وجود دارد؛ اعتراض این قابلیت را دارد که به سرعت از حدود خود خارج و به اغتشاش تبدیل شود. شواهد تاریخی برای بررسی این فرایند اجتماعی کم نیست و ما در این نوشتار مختصر به مرور این شواهد می‌پردازیم و ریشه‌های این تغییر را با نمونه‌های تاریخی، با رعایت اختصار مورد ارزیابی قرار می‌دهیم. پیش از ورود به بحث، باید به منظور ما از مفهوم اعتراض و اغتشاش و تفاوت بنیادین این دو که در مقدمه مورد اشاره قرار گرفت، توجه ویژه داشته‌باشید.

نخست: تغییر در هدف‌گذاری و مفهوم اعتراض

اعتراضات ممکن است با هسته‌های جزئی و به دلایل مختلف شکل بگیرند. در جریان نهضت مشروطه، اعتراضات با بحران مربوط به کمبود و گرانی مواد غذایی آغاز شد؛ قحطی ناشی از جنگ و به‌ویژه گرانی قند و شکر به دلیل جنگ روسیه و ژاپن در سال ۱۹۰۵ میلادی. علاءالدوله، حاکم وقت تهران تعدادی از تاجران خوشنام را احضار کرد و آن‌ها را به دلیل گرانی قند به چوب بست، همین مسئله سرآغاز یک تنش سنگین در فضای بازار و سرایت آن به دیگر حیطه‌های زیست اجتماعی در جامعه ایران شد. نکته اساسی این است در ابتدا، معنا و مفهوم اعتراض برای همه مردم کاملاً شناخته شده‌بود. آن‌ها دلیل اعتراض خود را می‌دانستند و رفتارهای آن‌ها با هدف رسیدن به یک جایگاه مشخص و معلوم برای همه بود. درواقع آنچه اتفاق می‌افتاد، برای آحاد مردم معنا و تفسیر تقریباً یکسانی داشت. همه می‌دانستند باید قیمت قند و دیگر کالاهای اساسی در جامعه تعدیل شود و روند نزولی به خود بگیرد. نکته دوم در تحلیل عوارض اعتراض در نهضت مشروطیت، مفهوم عدالت‌خواهی بود؛ مردم می‌دانستند ظلم در جامعه شیوع دارد؛ آن‌ها ظلم را با پوست و گوشت خود حس می‌کردند. در سیاهه تقاضای اولیه معترضان که با حمایت علمای تهران، ازجمله آیات بهبهانی، طباطبایی و شیخ فضل‌الله نوری همراه بود و سبب مهاجرت آن‌ها به شهر ری (مهاجرت صغری) و تحصن در حرم حضرت عبدالعظیم(ع) شد، نشانی از تقاضاهای مدرن و نامفهوم به چشم نمی‌خورد؛ آن‌ها می‌خواستند «عسگر گاریچی» از راه قم به تهران برداشته شود و شاه دستور ساخت عدالتخانه را صادر کند. این خواسته‌ها، برای عموم مردم قابل درک بود و ابهامی در آن‌ها وجود نداشت. اما پس از مشکلات ناشی از عدم اجرای توافق دربار و مردم و بالا گرفتن دوباره اعتراضات، جریانی به فضای اعتراضی ورود کرد و به‌تدریج بر آن سوار شد که هدف‌گذاری‌ها را در روند اعتراضی تغییر داد. مردم ایران اصولاً با مفهوم «مشروطیت» آشنایی نداشتند و نمی‌دانستند آیا می‌تواند نیازها و مطالبات آن‌ها را برآورده کند یا خیر. ندای مشروطیت در ابتدای کار، توسط کسانی سر داده شد که در میان منورالفکرها و تحصیلکردگان فرنگ‌رفته قرار می‌گرفتند. خوب یا بد، درست یا نادرست، تغییر ساختار حاکمیت به عنوان نوعی تغییر بنیادین هدف‌گذاری، به فضای اعتراضی مورد اشاره ورود پیدا کرد و مردم بدون اینکه آن ساختار را بشناسند و صرفاً با امید تغییری که فضای اعتراضی را برایش ایجاد کرده‌بودند، به مشروطه روی خوش نشان دادند. اما طولی نکشید که در بطن جریان مشروطه، گروه‌هایی که به دنبال تعاریف خود از این تغییر بودند، دست به کار شدند. فضای اعتراضی به‌تدریج به فضای توأم با اغتشاش تبدیل شد. بر بستر مشروطه، اتفاقاتی شکل گرفت که برای هیچ کس قابل پیش‌بینی نبود. آیت‌الله سیدعبدالله بهبهانی با گلوله اغتشاشگرانی که خود را مشروطه‌خواه می‌خواندند، به قتل رسید و تندروها در مشهد نیز به سراغ آیت‌الله میرزاحبیب خراسانی رفته و او را با زهر به قتل رساندند. رفتارهای توأم با اغتشاش بر بستر خواسته‌هایی شکل گرفت که تحقق و تأمین آن‌ها می‌توانست زندگی مردم را متحول کند، اما تغییر در هدف‌گذاری، اسباب تبدیل اعتراض به اغتشاش را طی کمتر از پنج سال فراهم کرد و در نهایت، هرج و مرج ناشی از اغتشاش حاکم شده بر کشور بخش عمده‌ای از مردم را به مشروطه‌ و مشروطه‌خواهان بدبین کرد و فضای درگیری را توسعه داد.

دوم: تغییر زمین بازی

یکی از مهم‌ترین آسیب‌هایی که معمولاً اعتراض با آن روبه‌رو است، تغییر ناگهانی یا تدریجی زمین بازی است. به این معنا که معترضان بدون آنکه بدانند، با تغییر هدف‌گذاری‌ها از سوی جریان‌های خاص، در زمینی غیر از آنچه گمان دارند، بازی می‌کنند. تغییر زمین بازی معمولاً اصلی‌ترین بخش از فرایند کنترل جریان اعتراض (از سوی دشمنان یک نظام) و تبدیل آن به اغتشاش با هدف تغییرات مورد نظر «غیرمعترضان» است. این روند با استفاده از ابزار رسانه و با اتکا به قدرت آن در جامعه انجام می‌شود. برخلاف تغییر هدف‌گذاری که فرایندی میدانی است، تغییر در زمین‌بازی، فرایندی است که از درون رقم می‌خورد؛ فکر و نوع نگاه در ذهن جامعه به نحوی که گردانندگان این بازی می‌خواهند، نهادینه می‌شود و به ناگاه، الگوی مطالبه به خود می‌گیرد. این مطالبات معمولاً خواسته‌های دست‌چندم جامعه در آن شرایط هم نیست، اما می‌تواند به سرعت در صدر مطالبات قرار بگیرد و به عنوان محور اعتراض، اسباب بروز اغتشاش را فراهم کند؛ اغتشاشی که کمتر با حساسیت عمومی و رفتار سلبی جامعه روبه‌رو خواهد شد. مثال جریان نهضت ملی شدن صنعت نفت و کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، یک نمونه قابل بررسی است. پس از قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱ و شدت گرفتن تحریم‌های غرب علیه ایران، با میدان‌داری بریتانیا و تا حدودی آمریکا، فشارهای اقتصادی در جامعه با موج‌های رسانه‌ای پیاپی، پیوندی استوار و منطقی پیدا کرد. اسناد «خانه سدان» که در همان دوره کشف شد، نشان داد بخش عمده‌ای از تئوریزه کردن مطالبات جدید در ذهن مردم و موجه جلوه دادن تبدیل اعتراض به اغتشاش، ناشی از فرایندی بود که سفارت انگلیس با نظارت «شاپور ریپورتر» در قالب انتشار مطالب در نشریات و حمایت از آن‌ها دنبال می‌کرد. رفتارهای دکتر مصدق، ازجمله انحلال مجلس و درخواست اختیارات گسترده قانون‌گذاری که با اصل تفکیک قوا در تضاد آشکار قرار داشت و نیز شرایط بحرانی اقتصاد کشور، زمینه را برای گسترش این باور هموار کرد و نهضتی را که برای استقلال ایران شکل گرفته‌بود به مرحله‌ای رساند که اعتراضات ملایم و مردمی در آن، طی وقایع ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ رنگ اغتشاش به خود گرفت و اسباب سقوط دولت ملی را فراهم کرد. در این اغتشاش عمومی، لُمپن‌ها جای شخصیت‌های ملی را گرفتند و مردم به دلیل انباشت ذهنیتی که طی ماه‌های قبل در افکار آن‌ها نهادینه شده‌بود، با این تغییر زمین مخالفتی نکردند. هرچند در این زمینه، باید دلایل دیگر را هم مد نظر قرار داد و نمی‌توان صرفاً از یک زاویه به مقوله مورد بحث نگاه کرد.
در یک جمع‌بندی می‌توان گفت روند تغییر اعتراض به اغتشاش، نوعی استحاله در هدف‌گذاری و مشتبه شدن زمین‌بازی برای مخاطبان عمومی است. در چنین فضایی کنترل افکار عمومی، برآورده کردن نیازهای اصلی و تأمین‌ خواسته‌هایی که به صورت هدف‌گذاری اولیه تعیین شده‌اند، می‌تواند از بروز استحاله جلوگیری کند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha