فیلم «جهان مبهم هاتف» نخستین ساخته سینمایی مجید رستگار است که در ژانر بیوگرافی ساخته شده و داستان رفاقتها را روایت میکند. داستان فیلم روایت عبور دو دانشجو از دستاندازهای بزرگ برای رسیدن به هدفهای بزرگتر است؛ دو دوست که مسیر مشترکی را برای تحقق رؤیاهایشان آغاز میکنند. این مسیر پر از فراز و نشیب بوده و چالشهایی دارد که بر زندگی، عشق و حرفه آنها تأثیر میگذارد. در طول مسیر، افراد و شرایط مختلفی سر راهشان قرار میگیرند که مشکلات و تعارضهایی ایجاد میکنند و نهایتاً رفاقت آنها نیز با چالش مواجه میشود.
فیلم «جهان مبهم هاتف» به کارگردانی مجید رستگار، نویسندگی امید محمدزاده، عمادالدین ولیزاده و سینا رازقی و تهیهکنندگی مشترک امیر مهریزدان و علی شیرمحمدی محصول سازمان سینمایی سوره است و آرمین رحیمیان، کیوان ساکتاف، سیدمهرداد ضیایی، رضا کیانیان و لیلا زارع در آن نقشآفرینی میکنند. درباره جزئیات بیشتر این فیلم با مجید رستگار، کارگردان اثر گفتوگو کردیم که میخوانید.
درباره ایده اولیه فیلم و روند ساخت آن بگویید.
سه سال پیش، امیر مهریزدان (تهیهکننده اثر) که سالها با هم کار مشترک داشتیم به من گفت سوژه جذابی دارد. وقتی متن را خواندم دیدم کاراکترهای جذابی هستند که برای رسیدن به رؤیاهایشان تلاش میکنند.
طرح آن قدر پر از جزئیات بود که میشد از آن یک سریال تلویزیونی ساخت، ولی چون میخواستیم فیلم سینمایی بسازیم نیاز بود که بخشهایی از زندگی آنها را انتخاب کنیم. در واقع دو شخصیت اصلی فیلم برگرفته از دو نفر واقعی هستند و ما بخش کوچکی از زندگی آنها را به تصویر کشیدهایم. وقتی مشغول پژوهشهای اولیه شدیم، بخشهایی از زندگی این دو شخصیت را اقتباس کردیم و نیاز بود دراماتیزه شوند بنابراین تغییراتی در زندگی شخصی این افراد دادیم.
فیلم چقدر به دغدغههای روز جامعه میپردازد؟
مهمترین مسئلهای که امروز جامعه با آن مواجه است، بیاعتمادی به جوانان است. جوانانی که همیشه چالشهای زیادی برای رسیدن به آرزوهایشان دارند، از تورم گرفته تا رانت و لابیگریها، به ویژه مانعتراشی ارگانهایی که قرار بوده تسهیلگر باشند. این فیلم، مشکلات و موانع پیش روی جوانان را به نمایش میگذارد و ساختارهای غلط را نقد میکند. این دغدغه جدی بسیاری از جوانهاست که جلویشان گرفته میشود و به جای اینکه کمکشان کنند، مانعشان میشوند اما دو شخصیت اصلی فیلم، موانع را از بین میبرند و پیش میروند.
درباره دشواریها و چالشهای تولید در نخستین قدم کارگردانی ساخت یک اثر داستانی بفرمایید.
همواره چالشهایی برای ساخت یک فیلم وجود دارد و برای فیلمسازان کار اولی، بیشتر است. یکی از چالشهای اصلی فیلم تعدد لوکیشن بود و لوکیشنهای مختلف نیروگاهی و صنایع، دانشگاه، گاراژ، خیابان، خانه و... داشتیم که هماهنگی آنها برای فیلمبرداری بسیار سخت بود.
یکی دیگر از چالشها هم محدودیت بودجه است. این فیلم، لوباجت بود و ساخت آن تقریباً با هزینه یک سوم بودجه رایج انجام شد که بسیار سخت بود ولی همین که سازمان سینمایی سوره لطف کرد تا این کار ساخته شود، بسیار ارزشمند است. مدیران این سازمان سعی کردند موانع را رفع کنند چون تا دلتان بخواهد برای فیلماولیها، مانع وجود دارد، از پروانه ساخت گرفته تا پروانه نمایش و... ضمن اینکه بودجه فیلم، کم و محدود بود ولی سعی کردیم کار پیش برود. من سالها کار تصویربرداری و تدوین کردم و همه آموختههایم در حوزه کارگردانی به من کمک کرد تا بتوانیم با این بودجه محدود، فیلم را به سرانجام برسانم.
انتخاب بازیگران فیلم بر چه اساسی بود؟
ما فهرستی از بازیگران را پیش رویمان داشتیم که باید فیلتر میشدند چون بازیگران جوان و اصلی فیلم میبایست سیر ۱۵ ساله گریم روی صورتشان مینشست و پس از مشورت با گروه گریم، بازیگرانی که قابلیت و شرایط این گریم را داشتند انتخاب کردیم و در نهایت کار با آرمین رحیمیان و کیوان ساکت اف کلید خورد. این سختترین مرحله کار ما بود که زمان زیادی برد.
رضا کیانیان و لیلا زارع هم جزو گزینههای اولیه ما بودند که با آنها صحبت کردیم. گفتند باید با کارگردان حرف بزنیم و توانمندیاش را بسنجیم. البته فیلمنامه را خوانده بودند و برایشان مهم بود که به عنوان یک کارگردان فیلماولی با چه کسی طرف هستند. خوشبختانه دیدارهای خوبی با این دو بازیگر داشتم و قبول کردند در پروژه باشند. خود من علاقهمند به همکاری با بازیگران جوان و تئاتری هستم و در کارهای قبلیام در سریالسازی، تجربه خوبی از این همکاری دارم، از اینرو برای ایفای نقشهای دیگر از بازیگران مستعد تئاتری استفاده کردم که بازیگران فوقالعادهای هستند به طوری که ۸-۷ بازیگر تئاتری فیلم از میان ۴۰۰نفر انتخاب شدند که از بازی آنها بسیار راضی هستم. امیدوارم در این فیلم دیده شوند و آینده درخشانی داشته باشند.
از نظر خودتان وجه تمایز فیلمتان با آثار مشابه در همین ژانر و مضمون چیست؟
این کار شباهتی به کارهای دیگر ندارد چون بسیار متفاوت است، هم در نوع روایت و هم در قصه و سوژه. به نظرم در آثار سینمایی سالهای اخیر، نزدیک به این قصه را نداشتیم و مخاطب شاهد یک کار متفاوت خواهد بود به ویژه در فضای جوانگرایی. در این فیلم، چند جوان در کنار هم هستند که شوخی، ماجراجویی، فراز و فرود، دعوا، درگیری و... دارند. ضمن اینکه فیلم صحنههای اکشن وانفجار هم دارد که کار متفاوتی است.
همان طور که اشاره کردید فیلم «جهان مبهم هاتف» جزو آثار لوباجت است، از دشواریهای تولید بگویید.
مهمتر از لوباجت بودن فیلم، حمایت ویژه سرمایهگذار یعنی سازمان سینمایی سوره بود. حمایت آنها خیلی کمک کرد که بودجه کم، حس نشود و این مسئله به گروه تولید، دلگرمی داد. لوکیشنهای کار هم زیاد و متفاوت بود؛ دو نیروگاه، دو دانشگاه، مدرسه، گاراژ، تعداد زیادی لوکیشن بیرونی و لوکیشن خانه. این تعدد لوکیشن با توجه به محدودیت زمان، کار را سخت میکرد چون باید در ۵۲ روز فیلمبرداری را تمام میکردیم و فشار زیادی برای ضبط داشتیم. معمولاً برای ساخت فیلم سینمایی روزی یک دقیقه فیلمبرداری میشود ولی ما مجبور بودیم روزی چهار تا پنج دقیقه ضبط کنیم و این کار ما را سختتر میکرد، ولی هماهنگی و همدلی بچهها سبب شد این فشار تولید را تاب بیاوریم. البته حدود دو هفته در پیشتولید، دورخوانی کامل فیلمنامه داشتیم که موجب شد بازیگران با آمادگی بالاتری روبهروی دوربین قرار بگیرند.
به نظر شما، توجه جشنواره فیلم فجر به کارگرداناولیها چقدر در بروز استعدادهای نو مؤثر است؟
به نظرم آقای شاهسواری به عنوان دبیر این دوره از جشنواره فیلم فجر، کار بزرگی کردند و تعارفات را کنار گذاشتند تا فضا تغییر کند. از میان بیش از ۱۰۰اثری که به این دوره از جشنواره رسید، حدود ۵۰درصد آثار کارگراناولیها بود که نشان میدهد قرار است خون تازهای به بدنه سینما تزریق شود. ضمن اینکه بیش از ۳۰درصد آثار راه یافته به بخش مسابقه هم آثار فیلماولیهاست و رقابتشان هم بسیار جدی است که فضای جشنواره را جذابتر میکند.




نظر شما